بررسی اﺟﻤﺎﻟﯽ ﺑﺤﺮان ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در اﯾﺮان ﺣﻮل ﻣﺤﻮر آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا و ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ آب

0

آﻟﻮدﮔﯽ

محمود ﺑﺎﺑﺎاوﻏﻠﯽ

راﺑﻄﻪ اﻧﺴﺎن و ﻃﺒﯿﻌﺖ از آﻏﺎز ﺧﻠﻘﺖ تاکنون هیچ‌وقت ﺑﻪ اﻧﺪازه اﻣﺮوز ﻧﮕﺮان ﮐﻨﻨﺪه و ﺗﻬﺪﯾﺪآﻣﯿﺰ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ﺳﯿﺮ ﺷﺘﺎﺑﻨﺪه تحوّلات ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﺗﻐﯿﯿﺮ شیوه‌ها و اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎﻧﯽ از یک‌سو و ﺗﺄﺧﯿﺮ در برنامه‌ریزی‌های ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ اﺛﺮات ﻣﻨﻔﯽ اﻗﺘﺼﺎدی، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و اﺧﻼﻗﯽ ﻣﺮﺑـﻮط ﺑﻪ آن از ﺳـﻮی دﯾﮕـﺮ ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺑﺮوز ﯾﮏ ﺳﺮی نابهنجاری‌های زیست‌محیطی و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل آن نگرانی‌های ﺷﺪﯾﺪ ﻣﯿﺎن دوﺳﺘﺪاران محیط‌زیست و ﻣﺘﻔﮑﺮان و ﻣﺼﻠﺤﺎن اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ اﻫﻤﯿـﺖ دو ﻋﻨـﺼﺮ آب‌وهوا در ﺗﺪاوم ﭼﺮﺧﻪ زﻧﺪﮔﯽ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻣﻮزش ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﻬﺎدﻫﺎی دوﻟﺘﯽ و ﻏﯿﺮدوﻟﺘـﯽ، در راﺳـﺘﺎی ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از اﻓﺰاﯾﺶ آﻟﻮدﮔﯽ آن‌ها، ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺿﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می‌رسد. در ایران به‌عنوان ﯾﮏ ﮐﺸﻮر در حال ﺗﻮﺳﻌﻪ، در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺣﺪی از ﺗﻮان ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺻﻨﻌﺘﯽ از ﻧﻮع ﺑﻮﻣﯽ، ﺑﻪ دﻟﯿـﻞ ﻧﺎﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ ﻣﯿـﺎن ﻓﻌّـﺎﻻن اﻗﺘﺼﺎد ﺻﻨﻌﺘﯽ و ﻣﺘﻮﻟﯿﺎن ﺣﻔﻆ محیط‌زیست و ﺑﺴﯿﺎری از ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ، وضعیت محیط‌زیست از ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﯿﺴﺖ در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺳﻌﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎه ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺷﻮاﻫﺪ ﻋﯿﻨﯽ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ کتابخانه‌ای، ﻋﻮاﻣﻞ اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺗﻬﺪﯾﺪ محیط‌زیست و ﺗﺎ ﺣﺪ اﻣﮑﺎن راﻫﮑﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن‌ها ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد.

1- ﻣﻘﺪﻣﻪ

وﻗﻮع اﻧﻘﻼب ﺻﻨﻌﺘﯽ در اروﭘﺎی ﻗﺮن 18 و شکل‌گیری ﺷـﻬﺮﻫﺎی ﺟﺪﯾـﺪ ﺻـﻨﻌﺘﯽ، ﺗـﺸﺪﯾﺪ ﻣﻬـﺎﺟﺮت روﺳﺘﺎﯾﯿﺎن و ﺳﺎﮐﻨﯿﻦ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن پیشرفت‌های ﻋﻠـﻢ ﭘﺰﺷـﮑﯽ و ﮐﻨﺘﺮل بیماری‌های ﻋﻔﻮﻧﯽ و ﻣﺴﺮی و در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﻓﺰاﯾﺶ بی‌رویه ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺮه زﻣـﯿﻦ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﺪاﯾﺶ نگرانی‌هایی در ﻣﯿﺎن ﺑﺴﯿﺎری از صاحب‌نظران مسائل اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ، ﺟﻤﻌﯿـﺖ ﺷﻨﺎﺳـﺎن و ﺳﯿﺎﺳﺘ­­­ﻤﺪاران ﮔﺮدﯾﺪ. عمده‌ترین دﻟﯿﻞ ﻧﮕﺮاﻧﯽ آن‌ها، ﺑﻪ ﺑﺮﻫﻢ ﺧـﻮردن ﺗﻌـﺎدل ﻣﯿـﺎن رﺷـﺪ ﺟﻤﻌﯿـﺖ و رﺷـﺪ امکانات ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ می‌شد. اﯾﻦ ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻫﻨﻮز ﻫﻢ به‌عنوان ﯾﮑﯽ از دغدغه‌های اﺻـﻠﯽ ﻃﺮﻓـﺪاران ﺟﻨـﺒﺶ ﺳﺒﺰ ﺗﻠﻘﯽ می‌گردد: ﺧﻄﺮ اﺻﻠﯽ سیاست‌های ﺳﺒﺰ ﺑﺮای ﻧﻈﺎم ﺟﻬﺎﻧﯽ سرمایه‌داری در ﻣﻮرد ﻣﺼﺮف ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺠﺪﯾﺪﺷﻮﻧﺪه ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. سیاست‌های ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ ﺑﺮ اﯾﻦ اﻋﺘﻘﺎد ﻣﺘﮑﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺮه زﻣﯿﻦ ﻣﺤﺪود اﺳﺖ و باید ﺑﻪ دﻗﺖ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮد، درحالی‌که سیاست‌های سرمایه‌داری ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻣﺒﺘﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺮه زﻣﯿﻦ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ نوآوری‌های ﻋﻠﻤﯽ و ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﺳﻮی ﻧﻈﺎم سرمایه‌داری ﮐﻪ می‌تواند ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﻧﺎﻣﺤﺪود ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ را ﮐﻪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار می‌گیرند، ﺗﻀﻤﯿﻦ ﮐﻨﺪ ﻋﻤﻼً ﻧﺎﻣﺤﺪود اﺳﺖ. (اﺳﮑﻠﯿﺮ، 1374)

ﻣﺎﻟﺘﻮس، ﮐﺸﯿﺶ و ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﻨﺎس ﻣﻌﺮوف اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ رﺷﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺼﺎﻋﺪ ﻫﻨﺪﺳﯽ ﭘﯿﺶ می‌رود درحالی‌که رﺷﺪ اﻣﮑﺎﻧﺎت زﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺗﺼﺎﻋﺪ ﺣﺴﺎﺑﯽ اﺳﺖ. ﺣﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﻋﺪم ﺗﻨﺎﺳﺐ ﭼﯿﺰی ﻧﺒﻮد ﺟﺰ اﯾﺠﺎد ﺗﺰﻟﺰل در ﺧﺼﻮص ﭘﺎﯾﺪاری اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و همین‌طور ﺗﻬﺪﯾﺪ اﻣﻨﯿﺖ ژﺋﻮﭘﻮﻟﯿﺘﯿﮑﯽ. اﻓﺰاﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ اﻧﺒﻮه ﮐﺎﻻﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ را در ﻧﻈﺎم سرمایه‌داری، ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎری ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ (ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و اﺑﺰار ﺗﻮﻟﯿﺪ) و ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ ﺟﻬﺖ ﮐﻨﺘﺮل بحران‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺷﺮاﯾﻂ ﺟﺪﯾﺪ زﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺿﺮوری می‌ساخت. ﺗﺪاوم ﭼﻨﯿﻦ روﻧﺪی از ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎل، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﻋﻮارض ﻣﻨﻔﯽ و غیرقابل ﺟﺒﺮاﻧﯽ در اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ و همین‌طور اﺗﻤﺴﻔﺮ زﻣﯿﻦ از ﻗﺒﯿﻞ ﮐﺎﻫﺶ و ﺗﻬﯽ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺟﻮد در سطح ﺧﺎک، ﭘﺎﯾﯿﻦ رﻓﺘﻦ ﺳﻄﺢ آب‌های زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ، ﻧﺎﺑﻮدی ﭘﻮﺷﺶ ﺟﻨﮕﻠﯽ و ﮔﯿﺎﻫﯽ، آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮای ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ و ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻻﯾﻪ ازون و… ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﺸﺪﯾﺪ اﯾﻦ نگرانی‌ها و ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻓﺸﺎرﻫﺎی ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﻃﺮﻓﺪاران ﺟﻨﺒﺶ ﺳﺒﺰ و ﻣﺪاﻓﻌﺎن ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ در ﺳﺮاﺳﺮ دﻧﯿﺎ، ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن ﺗﻌﺪادی از ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺑﺎ ﺻﺪور قطعنامه‌ای ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان اﻋﻼﻣﯿﻪ ﻫﺰاره ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ در ﻫﺸﺘﻢ سپتامبر سال 2000 ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺣﻔﺎﻇﺖ از محیط‌زیست ﻣﺸﺘﺮک ذﯾﻞ ﺑﻨﺪ 23 اﻋﻼﻣﯿﻪ ﻣﺰﺑﻮر ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﺟﺮای ﻣﻮارد زﯾﺮ ﺷﺪﻧﺪ:

ﺑﺮای ﺗﻀﻤﯿﻦ اﺟﺮای ﭘﺮوﺗﮑﻞ ﮐﯿﻮﺗﻮ، ﺗﺎ دﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﻟﮕﺮد ﮐﻨﻔﺮاﻧﺲ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ درباره محیط‌زیست و ﺗﻮﺳﻌﻪ در ﺳﺎل 2002 و ﺷﺮوع ﺗﻌﻠﯿﻤﺎت ﻻزم درباره ﭘﺨﺶ ﮔﺎزﻫﺎی گلخانه‌ای ﻫﺮ ﺗﻼﺷﯽ ﮐﻪ می‌توانیم ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آورﯾﻢ. تلاش‌های دسته‌جمعی ﺧﻮد را ﺑﺮای ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ، ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار اﻧﻮاع جنگل‌ها ﺗﺸﺪﯾﺪ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﺮای اﺟﺮای ﮐﺎﻣﻞ ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ و ﮐﻨﻮاﻧﺴﯿﻮن ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ بیابان‌زایی در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ خشک‌سالی ﺟﺪی ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از بیابان‌زایی، ﺑﻪ وﯾﮋه در آﻓﺮﯾﻘﺎ، پافشاری ﮐﻨﯿﻢ. (ذاﮐﺮﯾﺎن، 1381)

اﻣﺎ آﻧﭽﻪ ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖ ﺑﻪ دﻻﯾﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﯿﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎ از ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺰان ﺑﺮﺧﻮرداری از ﺛﺮوت و سرمایه‌های ﭘﻮﻟﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ، ﺟﻬﺖ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﯽ اﻗﺘﺼﺎد داﺧﻠﯽ و اﺳﺘﻘﻼل ﻋﻤﻞ ﺑﺴﯿﺎری از ﮐﺸﻮرﻫﺎ در ﺣﻮزه ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ سیاست‌های ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺻﻨﻌﺖ، هیچ‌کدام از اﯾﻦ نشست‌ها و اعلامیه‌های ﺻﺎدره از آن‌ها ﺗﺎﮐﻨﻮن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی در ﮐﺎﻫﺶ آلاینده‌های زیست‌محیطی ﺑﻪ ﺧﺼﻮص در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺟﻬﺎن ﺳﻮم داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

2- آلودگی‌های زیست‌محیطی در ﺟﻮاﻣﻊ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ و در حال ﺗﻮﺳﻌﻪ

در ﺗﺸﺨﯿﺺ و ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯿﺰان ﺗﻮﺟﻪ و ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ محیط‌زیست ﻋﻼوه ﺑﺮ ﯾﮏ ﺳﺮی شاخص‌های ﻋﻠﻤﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ داده‌های آﻣﺎری ﻗﺎﺑﻞ ﻓﻬﻢ ﺑﺮای اﺷﺨﺎص تحصیل‌کرده و ﻣﺘﺨﺼﺺ نشانه‌های ﺑﺴﯿﺎری ﻧﯿﺰ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﮐﻪ از ﻣﻨﻈﺮ ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﺑﺮای ﻫﺮ ﺷﺨﺺ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ و ﻏﯿﺮﻣﺘﺨﺼﺼﯽ ﻗﺎﺑﻞ درک می‌باشند. از ﺟﻤﻠﻪ می‌توان ﺑﻪ ﻣﻮاردی ﻫﻤﭽﻮن:

– ﻏﻠﻈﺖ ﻣﯿﺰان آﻟﻮدﮔﯽ در ﻓﻀﺎی ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ و ﻣﻨﺎﻃﻖ اﺳﺘﻘﺮار ﺻﻨﺎﯾﻊ.

– ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﯽ زباله‌های ﺷﻬﺮی.

– رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ ﻣﺮدم در ﻣﻌﺎﺑﺮ و مراکز عمومی ﻫﻤﭽﻮن ترمینال‌ها، فرودگاه‌ها، تفرجگاه‌ها، اﻋﻢ از پارک‌ها، جنگل‌ها و کنار درﯾﺎﻫﺎ.

– ﻣﯿﺰان دود ﺧﺎرج ﺷﺪه از اﮔﺰوز وﺳﺎﯾﻞ ﻧﻘﻠﯿﻪ ﻣﻮﺗﻮری و… اﺷﺎره ﻧﻤﻮد.

ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ اﮔﺮ ﻓﺮدی در ﯾﮏ ﺳﻔﺮ زﻣﯿﻨﯽ ﺑﻪ اروﭘﺎ از ﯾﮏ ﮐﺸﻮر ﺟﻬﺎن ﺳﻮﻣﯽ ﻫﻤﭽﻮن اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺳﻔﺮ ﺧﻮد را آﻏﺎز ﻧﻤﻮده و در ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺧﻮد از ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﺮان، ﻋﺮاق، ﺗﺮﮐﯿﻪ و سپس از ﻃﺮﯾﻖ ﮐﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎی ﺷﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎی ﻏﺮﺑﯽ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎی اﺳﮑﺎﻧﺪﯾﻨﺎوی ﺑﺮﺳﺪ ﭼﻨﯿﻦ تفاوت‌های ﻓﺎﺣﺸﯽ را در ﺧﺼﻮص ﻣﻮارد ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﻋﯿﻦ اﺣﺴﺎس ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد. ﻋﻼوه ﺑﺮ جنبه‌های ﻇﺎﻫﺮی ذﮐﺮ ﺷﺪه، ﻋﻮاﻣﻞ آلودگی‌های زیست‌محیطی در اﯾﻦ دو دﺳﺘﻪ از ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﺎﻫﻮی ﻧﯿﺰ تفاوت‌های زﯾﺎدی ﺑﺎ ﻫﻢ دارﻧﺪ. ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ داﺷﺘﻦ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻃﻮﻻﻧﯽ در اﺳﺘﻔﺎده از ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺗﻮﻟﯿﺪی ﻣﺘﮑﯽ ﺑﻪ سوخت‌های ﻓﺴﯿﻠﯽ، ﺑﻪ ﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﺎ اﺗﺨﺎذ روش‌های ﻋﻘﻼﯾﯽ و ﻋﻠﻤﯽ، ﺑﻪ اﯾﺠﺎد راﻫﮑﺎرﻫﺎ و اﺑﺰارﻫﺎی ﮐﻨﺘﺮل آلودگی‌های زیست‌محیطی ﻧﺎﺷﯽ از فعالیت‌های ﻣﺮاﮐﺰ ﺻﻨﻌﺘﯽ اﻗﺪام نموده‌اند. از روش‌ها و اﻗﺪاﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ تاکنون ﺟﻬﺖ ﮐﻨﺘﺮل آلودگی‌های ﺻﻨﺎﯾﻊ در اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ می‌توان ﺑﻪ:

– ﺗﻐﯿﯿﺮ در ﻣﺮاﺣﻞ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮی ﮐﻪ آﻟﻮدﮔﯽ ﮐﻤﺘﺮی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮔﺮدد.

– ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﻪ ماده‌ای ﮐﻪ آﻟﻮدﮔﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﯾﺎ ﮐﻢ ﺧﻄﺮﺗﺮی ﺑﻪ وﺟﻮد می‌آورد.

– ﻧﺼﺐ وﺳﺎﯾﻞ و دستگاه‌های ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪه آﻟﻮدﮔﯽ و ﺟﺪاﺳﺎزی آﻻﯾﻨﺪه از ﮔﺎز ﺧﺮوﺟﯽ، ﻗﺒﻞ از ﺗﺨﻠﯿﻪ در ﻫﻮا و در ﺧﺼﻮص ﺧﻮدروﻫﺎ می‌توان ﺑﻪ اﻗﺪاﻣﺎﺗﯽ از ﻗﺒﯿﻞ ﺣﺬف ﺳﺮب از ﺑﻨﺰﯾﻦ، ﮐﺎﻫﺶ ﮔﻮﮔﺮد از ﮔﺎزوﺋﯿﻞ و اﻓﺰاﯾﺶ اﮐﺘﺎن ﺑﻨﺰﯾﻦ و… اﺷﺎره ﻧﻤﻮد.

ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ در ﺑﺴﯿﺎری از ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺟﻬﺎن ﺳﻮم و ﺣﺘﯽ در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ از اﯾﻦ اﻗﺪاﻣﺎت ﻫﯿﭻ ﺧﺒﺮی ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻨﻮز ﺗﻮﻟﯿﺪات ﺻﻨﺎﯾﻊ نیم‌بند در آن‌ها ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﻮع فناوری‌های ﻗﺪﯾﻤﯽ و ﺧﺎرج از رده می‌باشند. ﻧﻘﺶ ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ در اﯾﺠﺎد آلودگی‌های محیط‌زیست از ﻧﻈﺮ ﮐﻤﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺮاﮐﻢ اﻧﻮاع ﺻﻨﺎﯾﻊ در آن‌ها، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻮاﻣﻊ ﺳﻨﺘﯽ ﯾﺎ در ﺣﺎل ﮔﺬار ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ. ﺿﻤﻦ اﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ آﻟﻮدﮔﯽ محیط‌زیست ﻧﯿﺰ در اﯾﻦ دو دﺳﺘﻪ از ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. به‌عنوان ﻧﻤﻮﻧﻪ؛ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ آلودگی‌های زیست‌محیطی در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﯾﺎ در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﻮع آلودگی‌های اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻣﺘﺄﺛﺮ از ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺼﺮﻓﯽ اﺳﺖ، در ﺟﻮاﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ فعالیت‌های هسته‌ای، دﻓﻊ زباله‌های هسته‌ای، اﻧﺘﺸﺎر ﻣﻮاد رادیواکتیو، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮔﺎزﻫﺎی گلخانه‌ای و دود ﺧﺎرج ﺷﺪه از اﮔﺰوز ﺧﻮدروﻫﺎ اﺳﺖ. اﺳﺘﻔﺎده از سوخت‌های ﻓﺴﯿﻠﯽ در ﺻﻨﺎﯾﻊ این‌گونه از ﮐﺸﻮرﻫﺎ در آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮔﺎز دی‌اکسید کربن ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺰاﯾﯽ دارد: ﻧﻮع ﺳﻮﺧﺖ و واکنش‌های ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺮای زغال‌سنگ، گاز طبیعی و ﻣﻮاد ﻧﻔﺘﯽ آنتالپی‌های ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ دارﻧﺪ و ﺗﻮده ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ از ﺟﺮم 2 co را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ واﺣﺪ اﻧﺮژی در ﻫﻮا اﻧﺘﺸﺎر می‌دهند. اﯾﻦ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺮای سوخت‌های ﺑﺎﻻ 112، 50 و 70 ﮐﯿﻠﻮﮔﺮم ﺑﺮای ﻫﺮ ﮐﯿﻠﻮژول اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﺪت اﻧﺘﺸﺎر ﮐﺮﺑﻦ ﺑﺎ ﻧﻮع ﻣﺼﺮف ﻧﻬﺎﯾﯽ اﻧﺮژی ﻧﯿﺰ راﺑﻄﻪ دارد (ﺑﺮای ﻣﺜﺎل ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ، ﺑﺮق، ﮔﺮم ﮐﺮدن و سرد کردن ﻣﺤﯿﻂ زﻧﺪﮔﯽ). به‌طور ﮐﻠﯽ ﻣﻮاد سوختی‌ای ﮐﻪ در آن‌ها ﻧﺴﺒﺖ ﻫﯿﺪروژن ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ 2 co ﮐﻤﺘﺮی ﺗﻮﻟﯿﺪ می‌کنند. ﮔﺎز ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﯿﺪروژن ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻦ 4 ﺑﻪ 1 از زغال‌سنگ ﮐﻪ 100 در ﺻﺪ ﮐﺮﺑﻦ اﺳﺖ ﻣﻘﺪار ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻤﺘﺮی 2 co ﺑﺮای ﻫﺮ واﺣﺪ اﻧﺮژی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه اﻧﺘﺸﺎر می‌دهد. ﻣﻨﺎﺑﻊ انرژی‌های ﻧﻮ ﻣﺜﻞ اﻧﺮژی هسته‌ای، ﺑﺎد، ﺧﻮرﺷﯿﺪ و… به‌طور ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﮔﺎز گلخانه‌ای وارد ﻫﻮا نمی‌کنند، اﻣﺎ در کارخانه‌ای ﮐﻪ ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻻزم ﺑﺮای اﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ نیروگاه‌ها می‌سازند ﻣﻘﺪاری ﮔﺎز 2 coﺗﻮﻟﯿﺪ و اﻧﺘﺸﺎر می‌دهند ﮐﻪ در ﻋﻤﻞ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ سوخت‌های ﻓﺴﯿﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ. (غیاث‌الدین، 1385)

ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻦ، ﺗﻔﺎوت اﯾﻦ دو دﺳﺘﻪ از ﮐﺸﻮرﻫﺎ را ﻫﻢ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﯿﺰان اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻮﻟﺪ ﻣﻮاد ﻣﺼﺮﻓﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻫﻢ آﺛﺎر ﻣﻨﻔﯽ اﯾﺠﺎدﺷﺪه ﺑﺮ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ردﭘﺎی اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ می‌توان ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داد:

ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ردﭘﺎی اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ بر اساس دو واﻗﻌﯿﺖ ﺳﺎده ﺻﻮرت می‌پذیرد: ﻧﺨﺴﺖ، ﻣﺎ می‌توانیم ردﭘﺎی اﮐﺜﺮ ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ را ﮐﻪ ﻣﺼﺮف می‌کنیم و اﮐﺜﺮ زباله‌هایی را ﮐﻪ دﻓﻌﺸﺎن می‌نماییم ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﯿﻢ و دوم اﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻣﻨﺎﺑﻊ و زباله‌ها می‌توانند ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ زﯾﺴﺘﯽ تولید کننده‌ای ﮐﻪ ﺑﺮای ﺗﺪارک اﯾﻦ اﻣﻮر ﻻزم اﺳﺖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ، ردﭘﺎﻫﺎی اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎن می‌دهند ﮐﻪ ﻣﻠﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺰان از ﻃﺒﯿﻌﺖ اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند. (ﯾﺎری، 1997)

 3- جنگل‌ها و ﻣﺮاﺗﻊ و راﺑﻄﻪ آن ﺑﺎ آلودگی‌های زیست‌محیطی در اﯾﺮان

از روزﮔﺎران ﮐﻬﻦ، ﻫﺮ از ﮔﺎﻫﯽ ﺣﻮادث ﻃﺒﯿﻌﯽ از ﻗﺒﯿﻞ ﺳﯿﻞ، زﻟﺰﻟﻪ، آتش‌فشان، ﻃﻮﻓﺎن و رعدوبرق (ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻧﻘﺶ آن در اﯾﺠﺎد آتش‌سوزی) ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺧﻮردن ﺗﻌﺎدل زیست‌محیطی و آسیب‌های زﯾﺴﺘﯽ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ اﻣﺎ آﻧﭽﻪ ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖ آﺛﺎر و نشانه‌های این‌گونه از آسیب‌ها در ﺟﺮﯾﺎن ﻧﻈﻢ ﺗﻌﺎدﻟﯽ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﭘﺲ از ﻣﺪت زﻣﺎن ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﮐﺎﻣﻼً از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻢ رﻧﮓ ﺷﺪه اﺳﺖ (ﺑﺮﺧﻼف ﺗـﺄﺛﯿﺮات ﺗﺨﺮﯾﺒﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻧﺴﺎﻧﯽ از خود ﺑﺮﺟﺎی می‌گذارد). اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺗﺠﻬﯿﺰات ﺻﻨﻌﺘﯽ، در ﻧﺘﯿﺠﻪ پیش‌بینی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ زﻣﺎن وﻗﻮع، ﮐﻨﺘﺮل و ﻣﻬﺎر این‌گونه از ﺣﻮادث از آﺛﺎر زیان‌بار آن‌ها به‌طور ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ، ﻫﻨﻮز ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﻧﻘﻄﻪ ﻧﻈﺮ ﺳﻄﺢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﮕﯽ و توانایی‌های اﻗﺘﺼﺎدی و ﺻﻨﻌﺘﯽ وﺟﻮد دارد در ﻧﻮع ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ این‌گونه از ﺣﻮادث و ﮐﻨﺘﺮل آﺛﺎر زیان‌بار ﻧﺎﺷﯽ از وﻗﻮع آن‌ها تفاوت‌های زﯾﺎدی وﺟﻮد دارد: ﯾﮏ ﻓﻌﺎل محیط‌زیست در خصوص آتش‌ سوزی‌های ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ در زاﮔﺮس آﻣﺎر ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺄﻣﻠﯽ اراﺋﻪ داده اﺳﺖ. بنا بر ﻧﻈﺮ او ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ 35 ﻫﺰار ﻫﮑﺘﺎر از جنگل‌های زاﮔﺮس ﺳﻮﺧﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﯿﺰان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ رﻗﻢ ﻧﺮﻣﺎل ﮐﻪ ﺳﺎﻻﻧﻪ 5 ﻫﺰار ﻫﮑﺘﺎر اﺳﺖ ﺑﯿﺶ از 7 ﺑﺮاﺑﺮ اﻓﺰاﯾﺶ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺤﺚ دﯾﮕﺮ ﻣﺸﮑﻞ ﺟﺪﯾﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ در ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ آﻟﻮدﮔﯽ ﺷﺪﯾﺪ در اﺗﻤﺴﻔﺮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﮔﺮدﯾﺪه و زﻧﺪﮔﯽ را ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﺨﺶ عمده‌ای از ﻣﻨﺎﻃﻖ استان‌ها ﺳﺨﺖ ﻧﻤﻮده ریز گردهایی اﺳﺖ ﮐﻪ از بی‌توجهی ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﺮﺑﯽ دارای بیابان‌ها و ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺻﺤﺮاﯾﯽ بی‌آب و ﻋﻠﻒ، از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﺮاق، ﮐﻮﯾﺖ، اﻣﺎرات ﻣﺘﺤﺪه ﻋﺮﺑﯽ و ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن در اﻣﺮ ﻣﺎلچ ﭘﺎﺷﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ بیابان‌ها ﻧﺎﺷﯽ می‌شود. اﯾﻦ ریز گردها ﻣﺸﮑﻼت ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدی را ﺑﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺗﻨﻔﺴﯽ انسان‌ها و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪه ﺣﺘﯽ ﮔﯿﺎﻫﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ وﺟﻮد می‌آورند. ﭘﺪﯾﺪه گردوغبار در ﺧﻮزﺳﺘﺎن از ﺳﺎل 1380 در شهرستان‌های آﺑﺎدان، ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ و ﺷﺎدﮔﺎن آﻏﺎز ﺷﺪ. در اﯾﻦ ﺳﺎل گردوغبار ﺷﺶ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﻏﻠﻈﺖ 2 ﻫﺰار و 10 ﻣﯿﮑﺮوﮔﺮم ﺑﺮ ﻣﺘﺮﻣﮑﻌﺐ ﻣﻌﺎدل 13 ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﺪ ﻣﺠﺎز (150 ﻣﯿﮑﺮوﮔﺮم ﺑﺮ ﻣﺘﺮﻣﮑﻌﺐ ﺣﺪ ﻣﺠﺎز آﻟﻮدﮔﯽ اﺳﺖ) اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎد و ﺣﺪاﮐﺜﺮ زﻣﺎن وﻗﻮع آن 48 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻮد. اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه ﭘﺲ از ﭼﻬﺎر ﺳﺎل ﺗﻤﺎم ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺧﻮزﺳﺘﺎن، ﭘﺲ از ﻫﻔﺖ ﺳﺎل ﭘﻨﺞ اﺳﺘﺎن و در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ 17 اﺳﺘﺎن ﮐﺸﻮر را درﮔﯿﺮ ﮐﺮده و ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻌﻀﻞ ﻣﻠﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﺳﺎل 1387 در ﺧﻮزﺳﺘﺎن گردوغبار 55 ﻧﻮﺑﺖ ﺑﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﻏﻠﻈﺖ 63 ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﺪ ﻣﺠﺎز آﻟﻮدﮔﯽ و ﭘﺎﯾﺪاری 84 ﺳﺎﻋﺖ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎد، اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه در ﺳﺎل 1388، 66 ﻧﻮﺑﺖ ﺑﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﻏﻠﻈﺖ 46 ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﺪ ﻣﺠﺎز آﻟﻮدﮔﯽ و ﭘﺎﯾﺪاری 144 ﺳﺎﻋﺖ در ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﯿﺰ 42 ﻧﻮﺑﺖ ﺑﺎ ﻏﻠﻈﺖ 38 ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﺪ ﻣﺠﺎز آﻟﻮدﮔﯽ و ﭘﺎﯾﺪاری 76 ﺳﺎﻋﺖ و اﻣﺴﺎل ﻧﯿﺰ تاکنون 31 روز در ﺧﻮزﺳﺘﺎن رخ داد. (روﻧﺎش، 1390)

ﺗﻬﺪﯾﺪ و ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺗﺪرﯾﺠﯽ محیط‌زیست، ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻗﺘﺼﺎد سرمایه‌داری ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﺴﺐ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﺳﻮد ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻓﺮاد ﻋﺎدی ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﻫﺮ ﺻﻮرت ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﺘﯿﺠﻪ واﺣﺪ ﻣﻨﺠﺮ می‌شود و آن ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از: ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﭼﻬﺮه اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ ﮐﺮه زﻣﯿﻦ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺧﻮردن ﻧﻈﻢ دﯾﺮﭘﺎی اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ از ﻃﺮﯾﻖ ﺧﺸﮏ ﺷﺪن آب رودخانه‌ها و دریاچه‌ها، ﻧﺎﺑﻮدی ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﭘﻮﺷﺶ ﮔﯿﺎﻫﯽ و ﺟﻨﮕﻠﯽ و در ﻧﻬﺎﯾﺖ اﻧﻘﺮاض ﻧﺴﻞ ﺟﺎﻧﻮراﻧﯽ ﮐﻪ در ﻣﻌﺮض ﺧﻄﺮ ﻧﺎﺑﻮدی ﻗﺮار دارﻧﺪ: بنا بر ﻧﻈﺮ ﻣﺴﺌﻮﻻن ﺣﻔﺎﻇﺖ از محیط‌زیست اﺳﺘﺎن ﻟﺮﺳﺘﺎن از اﺑﺘﺪای ﺳﺎل ﺟﺎری ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺑﯿﺶ از 70 ﻫﮑﺘﺎر از ﻣﺮاﺗﻊ و جنگل‌های ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪه اﯾﻦ اﺳﺘﺎن دﭼﺎر آتش‌سوزی ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﻣﯿﺰان آتش‌سوزی ﻣﺮاﺗﻊ و جنگل‌های ﻟﺮﺳﺘﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل عمده‌ترین ﻣﺸﮑﻼت زیست‌محیطی ﻟﺮﺳﺘﺎن را آتش‌سوزی جنگل‌ها، ﺗﺨﺮﯾﺐ و ﺗﺠﺎوز ﺣﺮﯾﻢ جنگل‌ها و ﻣﺮاﺗﻊ و ﺷﮑﺎر و ﺻﯿﺪ ﻏﯿﺮﻣﺠﺎز ﻋﻨﻮان ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﯿﺰان ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪه 6/22 درﺻﺪ از ﮐﻞ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﻟﺮﺳﺘﺎن اﺳﺖ. اﻟﺒﺘﻪ آتش‌ سوزی‌ها می‌تواند ﺑﯿﻦ 20 ﺗﺎ 100 درﺻﺪ ﺑﻪ عرصه‌های اﺳﺘﺎن آﺳﯿﺐ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ، اﮐﺜﺮ آتش‌سوزی‌های ﺳﻄﺢ اﺳﺘﺎن ﻟﺮﺳﺘﺎن از ﻧﻮع اﻧﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ. از دﻻﯾﻞ آتش‌سوزی‌های ﻋﻤﺪی می‌توان ﺑﻪ دو ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﯽ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﻗﻮﻣﯽ و طایفه‌ای و اﯾﺠﺎد آتش‌سوزی در جنگل‌ها ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺼﺮف اراﺿﯽ ﻣﻠﯽ ﺑﺮای زراﻋﺖ اﺷﺎره ﮐﺮد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در آتش‌سوزی ﻏﯿﺮﻋﻤﺪی ﻋﺪم آﮔﺎﻫﯽ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﯾﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﺮدان، ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز آتش‌سوزی ﺷﺪه و ﺧﺴﺎرات ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد. (روﻧﺎش، 1390)

ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯿﺰان ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ و ﻧﺒﻮد ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺻﺤﯿﺢ در اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺰوﻻت آﺳﻤﺎﻧﯽ در سال‌های اﺧﯿﺮ، ﻣﻮﺟﺐ ﺧﺸﮏ ﺷﺪن ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﻣﺮاﺗﻊ و ﺑﻪ ﺧﺼﻮص جنگل‌ها ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ زﻣﯿﻨﻪ سوءاستفاده از ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﭘﯿﺶ آﻣﺪه را ﺑﺮای عده‌ای از اﻓﺮاد فرصت‌طلب ﻓﺮاﻫﻢ آورده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ در سال‌های اﺧﯿﺮ، ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﺮاﺗﻊ و جنگل‌ها ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﯾﮏ ﺳﺮی بی‌مبالاتی‌های ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ رﺷﺪ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. اﯾﺠﺎد آتش‌سوزی‌های ﺗﻌﻤﺪی در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺑﻪ شیوه‌ای ﻣﺮﺳﻮم در سال‌های اﺧﯿﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺣﺎﺻﻞ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎری ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﺠﺎد اﺧﺘﻼل در اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ، ﻣﻮﺟﺐ ﻧﻬﺎدﯾﻨﻪ ﺷﺪن ﺗﺠﺎوز و ﺗﻌﺪی ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻠﯽ و ﻋﻤﻮﻣﯽ می‌شود. به‌ طوری ﮐﻪ در ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪّت ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﺮاﯾﻂ ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻠﯽ اﻣﮑﺎن ﻧﻈﺎرت رﺳﻤﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ را از ﺳﻮی ﻣﺴﺌﻮﻻن اﻣﺮ ﺑﺎ دشواری‌هایی ﻣﻮاﺟﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺳﺎﺧﺖ. ﻧﻘﺶ جنگل‌ها و ﻣﺮاﺗﻊ در ﺗﺼﻔﯿﻪ ﻫﻮا و ﺗﻮﻟﯿﺪ اﮐﺴﯿﮋن ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﯿﺴﺖ. اداﻣﻪ اﯾﻦ روﻧﺪ ﭼﻨﺎن ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺪ آب‌وهواﯾﯽ در اﺗﻤﺴﻔﺮ زﻣﯿﻦ اﯾﺠﺎد ﺧﻮاﻫﺪ کرد که از زیان‌های آن ﻫﯿﭻ ﻣﻮﺟﻮد زنده‌ای در اﻣﺎن ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

3-1 رودخانه‌ها

آب و آﺑﺎداﻧﯽ از قدیم‌الایام ﻻزم و ﻣﻠﺰوم ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ بوده‌اند. به‌طوری ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ آب ﺑﻮده آﺑﺎداﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﻮده اﺳﺖ. آب در ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﮐﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺰرﮔﯽ از آن ﺟﺰء ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮐﻢ آب اﺳﺖ، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﯿﺎر ﺣﯿﺎﺗﯽ داﺷﺘﻪ و دارد. به‌طوری ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﺮاﮐﻢ ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﭘﺮ آب از ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻨﺎر رودخانه‌ها و درﯾﺎﻫﺎ و ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺗﺮاﮐﻢ ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﻣﻨﺎﻃﻘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺰان ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﭼﻨﺪان ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﻧﺪارﻧﺪ. در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ارﺗﺒﺎط ﻧﺰدﯾﮏ انسان‌ها ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎج زﻧﺪﮔﯽ، درک اﻫﻤﯿﺖ ﻫﺮﯾﮏ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﺪاوم زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎﻧﯽ اﻋﻢ از آب و زﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﺒﻮد وﻟﯽ در ﻋﺼﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﺮاﯾﻂ زﻧﺪﮔﯽ و ﮔﺴﺘﺮش ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﯽ و ﻗﻄﻊ راﺑﻄﻪ ﺷﻬﺮﻧﺸﯿﻨﺎن ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ و بی‌خبری و ﻧﺎآﮔﺎﻫﯽ آﻧﺎن از ﮐﻢ و کیف ﻧﻘﺶ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺬﮐﻮر در ﺗﺪاوم و ﺑﻘﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن، همین‌طور ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ و ﺿﻌﻒ ﻧﻬﺎدﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ و وﺳﺎﯾﻞ ارﺗﺒﺎط ﺟﻤﻌﯽ در ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻘﺶ و اﻫﻤﯿﺖ آن‌ها در ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز انسان‌ها و ﺿﺮورت ﭘﺎﺳﺪاﺷﺖ از ﺑﻬﺪاﺷﺖ و ﺳﻼﻣﺖ محیط‌زیست به‌عنوان ﺷﺮط ﻻزم ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻖ اﯾﻦ ﻣﻬﻢ، روﺣﯿﻪ ﻣﺮاﻗﺒﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ از محیط‌زیست را در ﺑﺮاﺑﺮ آلودگی‌های ﺳﻬﻮی و ﻋﻤﺪی انسان‌ها در ﻣﯿﺎن اﻓﺮاد ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾﺪ، ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﮐﺎﻫﺶ داده اﺳﺖ.

در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎص ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان و ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮدن ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﯿﺰان ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ در ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺮﮐﺰی، ﻏﺮب و ﺟﻨﻮب ﻏﺮﺑﯽ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن ﻣﺸﮑﻼت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻬﯿﻪ آب ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺷﺮب انسان‌ها، اﺣﺸﺎم و زمین‌های زراﻋﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش‌های ﺳﺨﺖ و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮی ﻫﻤﭽﻮن ﺣﻔﺮ ﻗﻨﻮات ﯾﺎ ﺷﯿﻮه اﺳﺘﺨﺮی و… آب، ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻘﺪس در ﺑﯿﻦ ﻣﺮدم اﯾﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه ﺑﻮد. به‌طوری ﮐﻪ آﻟﻮده ﮐﺮدن آن ﺑﻪ ﻫﺮ دﻟﯿﻠﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻧﺎﺑﺨﺸﻮدﻧﯽ ﺗﻠﻘﯽ می‌شد و ﺑﺎز ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﺎن ﻗﻮت ﻏﺎﻟﺐ ﻣﺮدم اﯾﺮان را ﺗﺸﮑﯿﻞ می‌داد، خوشه‌های ﮔﻨﺪم به‌عنوان ﺗﺒﺮک، زﯾﻨﺖ ﺑﺨﺶ طاقچه‌های خانه‌های ﻣﺮدم ﺑﻮد. اﻣﺎ در ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اخیر به دﻻﯾﻠﯽ از ﺟﻤﻠﻪ:

– ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﻬﺎﺟﺮت روﺳﺘﺎﯾﯿﺎن ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎ

– ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﻐﻞ از ﮐﺸﺎورزی ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﮐﺎذب و ﮐﺎﻫﺶ ارﺗﺒﺎط ﺑﺨﺶ ﻋﻈﯿﻤﯽ از ﺟﻤﻌﯿﺖ روﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺑﺨﺶ ﮐﺸﺎورزی

– ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزی ﺑﻪ دﻟﯿﻞ واردات بی‌رویه ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزی

– ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻗﻨﻮات و ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪن اﻣﮑﺎﻧﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﺄﻣﯿﻦ آب ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺳﺎﮐﻨﯿﻦ اﯾﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ از ﻃﺮﯾﻖ ﻟﻮﻟﻪ ﮐﺸﯽ و ﯾﺎ بطری‌های بسته‌بندی آب‌معدنی و…

ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ آن ﺟﻨﺒﻪ ﺗﻘﺪس و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن روﺣﯿﻪ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از آب و زﻣﯿﻦ از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ، اﻧﺴﺎن اﻣﺮوزی ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ دﺷﻤﻦ ﺧﻮﻧﯽ، ﭘﺲ از ﻫﺮ ﺳﻔﺮ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﺑﺎ ﺑﻪ جا گذاشتن ﺗﻠﯽ از آﺷﻐﺎل در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ اﻋﻢ از ﮐﻨﺎر درﯾﺎﻫﺎ، رودخانه‌ها و ﯾﺎ جنگل‌ها ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺑﯽ رﺣﻤﺎﻧﻪ محیط‌زیست اﻗﺪام می‌کند. ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ اﺟﻤﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﻓﻀﺎﻫﺎی اﻃﺮاف جاده‌ها، جنگل‌ها، درﯾﺎﻫﺎ و رودخانه‌ها که صحنه‌هایی ﺗﺄﺳﻒ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ از دﺷﻤﻨﯽ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ را ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ می‌گذارند ﻋﻤﻖ ﻋﻘﺐ اﻓﺘﺎدﮔﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ، در ارتباط ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﯿﺎن اﻧﺴﺎن و ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﺑﺮای ﻫﺮ ﺑﯿﻨﻨﺪه ﻓﻬﯿﻤﯽ ﮐﺎﻣﻼً آﺷﮑﺎر می‌شود. اﯾﻦ صحنه‌ها اﻣﺮوزه ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻌﺪاد ﺧﻮدروﻫﺎی ﺷﺨﺼﯽ و ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪن اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺳﻔﺮﻫﺎی ﮐﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮای اﻏﻠﺐ خانواده‌های ﻃﺒﻘﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺷﺪت ﺑﯿﺸﺘﺮی ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ. رودخانه‌هاﯾﯽ ﮐﻪ از ﻣﺴﯿﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ و روﺳﺘﺎﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﺒﻮر می‌کنند ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺼﺐ ﺧﻮد در درﯾﺎﻫﺎ ﯾﺎ دریاچه‌ها ﺑﺮﺳﻨﺪ، در ﻃﻮل ﻣﺴﯿﺮ ﺟﺮﯾﺎن آب، ﺑﻪ اﺷﮑﺎل ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن (ﺗﺰرﯾﻖ فاضلاب‌های ﺧﺎﻧﮕﯽ و ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ، دﻓﻊ زباله‌های ﺷﻬﺮی، ﻓﺎﺿﻼب ﺻﻨﺎﯾﻊ و ﻣﺮاﮐﺰ ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎﻧﯽ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﻮﯾﯽ، رﯾﺨﺘﻦ آﺷﻐﺎل ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و…) دﭼﺎر آﻟﻮدﮔﯽ می‌شوند و اﺛﺮات ﻣﺨﺮب زیست‌محیطی ﺑﺮﺟﺎی می‌گذارند. خروجی‌های ﻓﺎﺿﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ اﮐﻨﻮن در رودخانه‌هاﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﺎرون ﺗﺨﻠﯿﻪ می‌شوند، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﮐﻢ ﺷﺪن ﺣﺠﻢ آب اﯾﻦ رودﺧﺎﻧﻪ، ﺑﻪ ﻗﺪری ﻓﻀﺎ را ﻣﺘﻌﻔﻦ و آﮐﻨﺪه از ﺑﻮی ﻧﺎﻣﻄﺒﻮع ﮐﺮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﺣﺘﯽ نمی‌توانند از پارک‌های ﺳﺎﺣﻠﯽ ﺣﺎﺷﯿﻪ رودﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﻨﺪ. (ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﻓﺎرس، 1390)

ﻋﻼوه بر مطالب ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ در خصوص رودخانه‌ها و آلودگی‌های ﻧﺎﺷﯽ از ﻧﺸﺖ ﻣﻮاد ﻧﻔﺘﯽ ﻧﺎﺷﯽ از اﺳﺘﺨﺮاج، ﺗﺮﮐﯿﺪﮔﯽ لوله‌های اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻮاد ﻧﻔﺘﯽ را ﻫﻢ می‌توان ﺑﻪ آن اﻓﺰود.

3-2 درﯾﺎﻫﺎ

درﯾﺎی ﻣﺎزﻧﺪران در ﺷﻤﺎل و درﯾﺎی ﻋﻤﺎن و خلیج‌فارس در ﺟﻨﻮب، ﻫﺮﯾﮏ ﺑﻪ ﻓﺮاﺧﻮر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﺎص ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﺧﻮﯾﺶ از ﻋﻮاﻣﻞ ویژه‌ای از ﺗﻬﺪﯾﺪ کننده‌های زیست‌محیطی رﻧﺞ می‌برند. آب‌های ﺟﻨﻮﺑﯽ ﮐﺸﻮر ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻧﻔﺖ ﺧﯿﺰ (اﺳﺘﺨﺮاج و ﺣﻤﻞ ﻣﻮاد ﻧﻔﺘﯽ)، داﺋﻤﺎً ﺑﺎ اﺣﺘﻤﺎل ﺗﺮﮐﯿﺪﮔﯽ لوله‌های ﺣﻤﻞ ﻣﻮاد ﻧﻔﺘﯽ، ﻏﺮق ﺷﺪن نفت‌کش‌ها و ﺟﺎری ﺷﺪن محموله‌های آن‌ها ﺑﻪ درون آب‌ها مواجه‌اند.

ﺗﺮدد 30 ﻫﺰار ﮐﺸﺘﯽ در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﯿﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﮐﺎر اﻧﺘﻘﺎل 60 درﺻﺪ ﻧﻔﺖ دﻧﯿﺎ را بر عهده دارﻧﺪ، کشتی‌هایی ﮐﻪ ﻋﻤﺮی ﺑﺎﻻی ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎل دارﻧﺪ. لوله‌های ﻓﺮﺳﻮده اﻧﺘﻘﺎل ﻧﻔﺖ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ آﻟﻮدﮔﯽ محیط‌زیست ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﯿﺶ از دو ﻫﺰار ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ از لوله‌های اﻧﺘﻘﺎل ﻧﻔﺖ ﺟﻨﻮب کشور در خلیج‌فارس ﻓﺮﺳﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ در صورت ﺑﺤﺮاﻧﯽ ﺷﺪن، ﺷﺮاﯾﻂ ﺣﯿﺎت میلیون‌ها آﺑﺰی و ﻣﻮﺟﻮد درﯾﺎﯾﯽ خلیج‌فارس را ﺑﺎ ﺧﻄﺮات ﺟﺒﺮان ﻧﺎﭘﺬﯾﺮی ﻣﻮاﺟﻪ می‌کند. وﺿﻌﯿﺖ درﯾﺎی ﻣﺎزﻧﺪران ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ دارد، ﻣﻮﺟﺐ می‌شود ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﻫﺰاران ﻧﻔﺮ ﮔﺮدﺷﮕﺮ ﺑﻪ آﻧﺠﺎ ﺳﻔﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ از اﯾﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻋﺪم رﻋﺎﯾﺖ جنبه‌های ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺴﺎﻓﺮان ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺻﺪﻫﺎ ﺗﻦ آﺷﻐﺎل در ﺳﺎﺣﻞ درﯾﺎ و جنگل‌های ﺣﺎﺷﯿﻪ آن رﻫﺎ می‌شود. همین‌طور اﺧﺘﺼﺎص ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺮای جمع‌آوری اﻧﺒﻮه زباله‌های ﺷﻬﺮ ﺗﺎﻟﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻬﺮداری در ﻣﺠﺎورت ﺗﻔﺮﺟﮕﺎه ﻗﺮق در ﺳﺎﺣﻞ درﯾﺎی ﺧﺰر، ﺳﺮازﯾﺮ ﺷﺪن فاضلاب‌ها و گند آب‌های ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ جوی‌های آب ﺷﻬﺮی در ﺷﻬﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﻣﺠﺎورت رودﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ ﮐﻪ آب آن‌ها ﺑﻪ درﯾﺎی ﺧﺰر ﺳﺮازﯾﺮ می‌شوند و…

از ﻧﻤﻮﻧﻪ اﻗﺪاﻣﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه بی‌توجهی ﻣﺪﯾﺮان دوﻟﺘﯽ در ﺣﻔﻆ محیط‌زیست اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﻮارد ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ، ﺗﺼﺮف ﺳﻮاﺣﻞ درﯾﺎی ﺧﺰر از ﺳﻮی اﺷﺨﺎص ﺣﻘﯿﻘﯽ و ﺣﻘﻮﻗﯽ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ ﺳﺎﯾﺮ آﺣﺎد ﻣﺮدم در اﺳﺘﻔﺎده از زیبایی‌های ﻃﺒﯿﻌﯽ اﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻠﯽ و ﺧﺪادادی می‌گردد، در ﮐﻨﺘﺮل ﻋﻮاﻣﻞ اﯾﺠﺎد آﻟﻮدﮔﯽ و ﻧﻈﺎرت ﻧﻬﺎدﻫﺎی دﺧﯿﻞ در ﺣﻔﻆ محیط‌زیست ﻫﻢ دشواری‌هایی اﯾﺠﺎد می‌کند.

3-3 دریاچه‌ها و تالاب‌ها

ﺑﺴﺘﻦ ﺳﺪ روی رودخانه‌هاﯾﯽ ﮐﻪ آب تالاب‌ها را ﺗﺄﻣﯿﻦ می‌کنند و اﻧﺠﺎم فعالیت‌های ﻋﻤﺮاﻧﯽ، ﺻـﻨﻌﺘﯽ و راه‌سازی در ﺣﺎﺷﯿﻪ اﯾﻦ تالاب‌ها ﺑﻪ محیط‌زیست و ﺣﯿﺎت وﺣﺶ آن‌ها آسیب‌های ﺟﺪی وارد ﮐﺮده اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ از مهم‌ترین تالاب‌های اﯾﺮان ﻫﻢ اﮐﻨﻮن ﺧﺸﮏ ﺷﺪه و در ﺗﻌﺪادی دﯾﮕـﺮ ﻧﯿـﺰ در ﻣﻌـﺮض ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ تالاب‌های ﻣﻬﺎرﻟﻮ، ﻫﺎﻣﻮن و ﺑﺨﺘﮕﺎن ﺟﺰو تالاب‌های ﺧﺸﮏ ﺷﺪه و تالاب‌های اﻧﺰﻟـﯽ، اروﻣﯿﻪ، ﭘﺮﯾﺸﺎن و ﮔﺎوﺧﻮﻧﯽ ﺟـﺰو تالاب‌هاﯾﯽ ﻫـﺴﺘﻨﺪ ﮐـﻪ آسیب‌های ﻓﺮاواﻧﯽ را ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺷـﺪه و ﻫﻢ اﮐﻨﻮن ﻧﯿﺰ در ﻣﻌﺮض آﺳﯿﺐ ﻗﺮار دارﻧﺪ. در اﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﺳﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ از تالاب‌های ﮐﺸﻮر اﺷﺎره می‌شود:

3-3-1 ﺗﺎﻻب گاوخونی

ﺑﺎﺗﻼق ﮔﺎوﺧﻮﻧﯽ ﯾﮑﯽ از باتلاق‌های ﻣﺸﻬﻮر در ﺟﻠﮕﻪ ﻣﺮﺗﻔﻊ ﻣﺮﮐﺰی اﯾﺮان ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می‌آید. اﯾﻦ ﺑﺎﺗﻼق منطقه‌ای ﺑﻪ وﺳﻌﺖ 476 کیلومترمربع را ﭘﻮﺷﺎﻧﺪه و در 167 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮی ﺟﻨﻮب ﺷﺮق اﺻﻔﻬﺎن در ﮐﻨﺎر ﺷﻬﺮ ﺗﺎرﯾﺨﯽ و زیبای ورزﻧﻪ (شهر زنان ﭼﺎدر ﺳﻔﯿﺪ) و در ﻣﺠﺎورت تپه‌های ﺷﻨﯽ واﻗﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ. ارﺗﻔﺎع آن از ﺳﻄﺢ درﯾﺎ 1470 ﻣﺘﺮ و ﺑﯿﺸﯿﻨﻪ ﻋﻤﻖ آن 150 ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ می‌باشد. ﺑﺎﺗﻼق ﻣﺬﮐﻮر ﻣﻨﺎﺑﻊ زﯾﺴﺘﯽ ﻏﻨﯽ دارد اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ اﻧﻀﻤﺎم فعالیت‌های دﯾﮕﺮی ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ دارد. اﯾﻦ ﺑﺎﺗﻼق ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﺑﺮای ﭘﺮﻧﺪهﻫﺎی ﻣﻬﺎﺟﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎ ﯾﮑﯽ از ﺟﺎذﺑﻪﻫﺎی ﮔﺮدﺷﮕﺮی اﺳﺖ. (ویکی‌پدیا)

سدسازی‌های ﺑﺪون ﺣﺴﺎب و ﮐﺘﺎب و در ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺣﻖ آبِ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن و خشک‌سالی‌های ﭘﯽ درﭘﯽ سال‌های اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﯾﺪه ﮐﻪ در ده ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻫﯿﭻ ﻣﻘﺪار آﺑﯽ وارد اﯾﻦ ﺗﺎﻻب ﻧﺸﻮد. آب اﯾﻦ ﺗﺎﻻب ﮐﻪ ﺷﻮر ﻧﯿﺰ اﺳﺖ در آینده‌ای ﻧﻪ ﭼﻨﺪان دور ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺑﺮای ﺳﺎﮐﻨﺎن ﻣﻨﺎﻃﻖ ﭘﯿﺮاﻣﻮﻧﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ: ﻣﺮداب ﮔﺎوﺧﻮﻧﯽ ﻫﻢ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺧﺸﮏ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻋﻮارض ﺧﻮد را دارد و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ریز گردها و ﻧﻤﮏ از ﺳﻄﺢ ﮔﺎوﺧﻮﻧﯽ ﺑﻪ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﯿﺎﯾﺪ. ﺗﺎﻻب ﮔﺎوﺧﻮﻧﯽ ﺷﻮر اﺳﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺗﻤﺎم اﻣﻼح اراﺿﯽ ﺣﺎﺷﯿﻪ زاﯾﻨﺪه رود و ﺑﺴﺘﺮ رودﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ آﻧﺠﺎ می‌رود. ﻃﺒﻘﺎت ﺷﻮر در زاﯾﻨﺪه رود ﺷﺴﺘﻪ ﺷﺪه و ﺑﻪ آﻧﺠﺎ می‌رود. ﮐﻒ گاوخونی ﺷﻮر و ﻧﻤﮑﯽ اﺳﺖ و اﮔﺮ ﺧﺸﮏ شود ضایعه ﺑﺎر می‌آورد. (ﺑﺼﯿﺮی، 1391)

اﺛﺮات زیان‌بار زیست‌محیطی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺮداب را می‌توان ﻧﺎﺷﯽ از دو ﻋﺎﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ و دﺧﺎﻟﺖ اﻧﺴﺎﻧﯽ در ﻣﺤﯿﻂ می‌شود ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار داد: اول، اﺳﺘﻘﺮار ﺻﻨﺎﯾﻌﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﻫﻦ و ﻓﻮﻻد (در ﻣﺴﯿﺮ رودخانه‌های ﻧﺰدﯾﮏ ﺷﻬﺮﻫﺎ)، ﮐﻪ از یک‌سو ﺑﻪ ﻣﺼﺮف آب ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪﻧﺪ و از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﺳﺘﻔﺎده از سوخت‌های ﻓﺴﯿﻠﯽ ﻣﻮﺟﺐ آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا می‌شوند. دوم، ﺧﺸﮏ ﺷﺪن آب این‌گونه تالاب‌ها، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﺷﺪن ریز گردهای ﻧﻤﮏ ﻧﺎﺷﯽ از وزش ﺑﺎدﻫﺎ و طوفان‌های ﺷﺪﯾﺪ و همین‌طور ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﻮﺷﺶ ﮔﯿﺎﻫﯽ و زﻧﺪﮔﯽ ﺟﺎﻧﻮری، ﻟﻄﻤﺎت ﺟﺒﺮان ﻧﺎﭘﺬﯾﺮی را ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮدم ﺗﺤﻤﯿﻞ می‌نماید.

3-3-2 درﯾﺎﭼﻪ ﻣﻬﺎرﻟﻮ

اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﮐﻪ در 15 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮی ﺷﯿﺮاز ﻗﺮار دارد که ﺑﺎ وﺳﻌﺘﯽ ﺣﺪود 600 کیلومترمربع روزﮔﺎری ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﯽ برای

ﺣﯿﺎت وﺣﺶ و ﭘﺮﻧﺪﮔﺎن ﻣﺤﺴﻮب می‌شد، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ خشک‌سالی در ﺣﺎل ﻧﺎﺑﻮدی اﺳﺖ. از مهم‌ترین زﯾﺴﺘﻤﻨﺪان اﯾﻦ ﺗﺎﻻب می‌توان پرنده‌هایی ﻧﻈﯿﺮ ﻓﻼﻣﯿﻨﮕﻮ، ﻣﺮﻏﺎﺑﯽ و آﻧﻘﻮت را ﻧﺎم ﺑﺮد.

3-3-3 درﯾﺎﭼﻪ اروﻣﯿﻪ

وﺿﻌﯿﺖ اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﺮاژدی می‌ماند ﻣﻮرد دﯾﮕﺮی اﺳﺖ ﮐﻪ می‌توان ﺑﻪ آن اﺷﺎره ﻧﻤﻮد. درﯾﺎﭼﻪ اروﻣﯿﻪ ﮐﻪ بزرگ‌ترین درﯾﺎﭼﻪ آب ‌شور ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می‌رفت، ﻫﻢ اﮐﻨﻮن در ﺑﺤﺮاﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ ﺧﻮد ﻗﺮار دارد و ﺑﯿﺶ از 65 درﺻﺪ آن ﺧﺸﮏ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﮐﻪ ﻫﺮﺳﺎﻟﻪ ﻣﻘﺪار 5/5 ﻣﯿﻠﯿﺎرد مترمکعب آب را از ﻃﺮﯾﻖ 21 رودﺧﺎﻧﻪ در ﺧﻮد ﺟﺎی می‌داد، در سال‌های اﺧﯿﺮ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ بی‌ مبالاتی‌هایی از ﺟﻤﻠﻪ اﺣﺪاث 35 ﺳﺪ ﻗﺎﺑﻞ بهره‌برداری و 10 ﺳﺪ در حال اﺣﺪاث، ﺳﻄﺢ وﺳﯿﻌﯽ از ﺑﺴﺘﺮ آن ﺑﻪ ﺷﻮره زار ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ و در آﯾﻨﺪه ﻧﺰدﯾﮏ ﻧﯿﺰ اﮔﺮ اﻗﺪاﻣﯽ اﺳﺎﺳﯽ در ﺟﻬﺖ ﻧﺠﺎت آن ﺻﻮرت ﻧﭙﺬﯾﺮد اﺛﺮی از آن ﺑﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ. در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اداﻣﻪ روﻧﺪ ﮐﺎﻫﺶ آب دریاچه، ﺳﻄﺢ آب آن در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ 40 ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﯿﺰان ﺷﻮری آن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ 400 ﮔﺮم در ﻟﯿﺘﺮ رﺳﯿﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﮐﻒ درﯾﺎﭼﻪ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﮐﻢ ﻋﻤﻖ از ﻧﻤﮏ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﺷﺪه و در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻋﻤﯿﻖ ﻫﻢ رﺳﻮب ﮔﺬاری ﻧﻤﮏ ﮐﺎﻣﻼً ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه اﺳﺖ. ﺿﻤﻦ اﯾﻦ ﮐﻪ می‌توان ﭘﯿﺎده ﺑﯿﻦ ﺟﺰاﯾﺮ ﺗﺮدد ﮐﺮد درحالی‌که ﭘﯿﺶ از اﯾﻦ ﻋﻤﻖ آب در ﺣﺪ ﻓﺎﺻﻞ اﯾﻦ ﺟﺰاﯾﺮ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﻣﺘﺮ می‌رسید. در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ 53 در ﺻﺪ از ﻣﺴﺎﺣﺖ اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﮐﻪ اﻓﺰون ﺑﺮ ﺳﻪ ﻫﺰار کیلومترمربع می‌شود ﺧﺸﮏ و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺷﻮره زار ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺣﺠﻢ ذﺧﺎﯾﺮ آب درﯾﺎﭼﻪ اروﻣﯿﻪ در سال‌های ﮔﺬﺷﺘﻪ از 32 ﻣﯿﻠﯿﺎرد، ﺑﻪ 14/5 ﻣﯿﻠﯿﺎرد ﻣﺘﺮﻣﮑﻌﺐ در زﻣﺎن ﺣﺎﺿﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن 67 درﺻﺪ اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ را ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﻐﯿﯿﺮات اﻗﻠﯿﻤﯽ و ﮐﺎﻫﺶ بارش‌ها، 27 درﺻﺪ را ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻮﺳﻌﻪ اراﺿﯽ ﮐﺸﺎورزی و ﺣﺪود 6 درﺻﺪ را ﻣﺘﺄﺛﺮ از اﺣﺪاث ﺳﺪ و سازه‌های آﺑﯽ می‌دانند.

ﯾﮑﯽ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻬﻢ ﺗﺄﻣﯿﻦ آب اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ در سال‌های ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﯿﺰان آﺑﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ از طریق رودﺧﺎﻧﻪ زرﯾﻨﻪ رود وارد آن می‌شد. ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ در سال‌های اﺧﯿﺮ ﺑﺎ اﺟﺮای طرح‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ آب‌رسانی از آب اﯾﻦ رودﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر آﺑﯿﺎری زمین‌های ﮐﺸﺎورزی و همین‌طور ﺗﺄﻣﯿﻦ آب ﺷﺮب ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺮﯾﺰ و ﺷﻬﺮﻫﺎی در ﻣﺴﯿﺮ اﻧﺘﻘﺎل آب ﺳﺎﻻﻧﻪ 150 ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻣﺘﺮﻣﮑﻌﺐ آب وارد ﺧﻂ ﻟﻮﻟﻪ آن می‌شود. ﻋﻼوه ﺑﺮ آن 350 ﻣﯿﻠﯿﻮن مترمکعب آب به‌عنوان ذﺧﯿﺮه اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺟﻬﺖ ﺗﺄﻣﯿﻦ آب ﺷﺮب شهر تبریز در ﭘﺸﺖ دﯾﻮارﻫﺎی ﺳﺪ ﻧﻮروزﻟﻮ ﻧﮕﻬﺪاری می‌شود ﺗﺎ اﮔﺮ اﺣﯿﺎﻧﺎً 2 ﺳﺎل ﺑﻪ دﻟﯿﻞ خشک‌سالی ﻣﯿﺰان ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﺮﺳﺪ، ﻣﺸﮑﻠﯽ از اﯾﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺮﯾﺰ و ﺷﻬﺮﻫﺎی دﯾﮕﺮی ﮐﻪ از اﯾﻦ آب اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند، ﭘﯿﺶ ﻧﯿﺎﯾﺪ. اﯾﻦ در ﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺎز دوم ﻟﻮﻟﻪ ﮔﺬاری اﯾﻦ ﻃﺮح از ﻃﺮف ﺷﻬﺮ ﺗﺒﺮﯾﺰ در ﺷﺮف اﺗﻤﺎم اﺳﺖ و ﺑﻪ زودی آﺑﮕﯿﺮی لوله‌های ﺟﺪﯾﺪ آﻏﺎز ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اﯾﻦ اﻗﺪاﻣﺎت و بهره ‌برداری‌های بی‌رویه از آب‌های زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﺎ در ﻓﺼﻞ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن در قسمت‌های ﻧﺰدﯾﮏ درﯾﺎﭼﻪ، ﺑﺴﺘﺮ رودﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺧﺸﮏ و بی‌آب ﺑﺎﺷﺪ.

ﺷﻮری ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ آب درﯾﺎﭼﻪ ﺳﺒﺐ ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﺎ اﯾﻦ زﯾﺴﺖ ﺑﻮم ﮐﻪ روزﮔﺎری ﻣﯿﺰﺑﺎن ﺻﺪﻫﺎ ﻫﺰار ﻓﻼﻣﯿﻨﮕﻮ و ﻫﺰاران ﭘﺮﻧﺪه ﮐﻮﭼﻨﺪه دﯾﮕﺮ ﺑﻮد، اﻫﻤﯿﺖ ﺧﻮد را به‌عنوان ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ بین‌المللی ﭘﺮﻧﺪﮔﺎن ﻣﻬﺎﺟﺮ از دﺳﺖ ﺑﺪﻫﺪ. ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﺟﻤﻌﯿﺖ آرﺗﻤﯿﺎﻫﺎ به‌عنوان ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪه در اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ سال‌های 1375 و 1376 ﺗﺎ 40 ﺑﺮاﺑﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ و ﺑﺎ آﻧﮑﻪ هیچ‌گونه ﺑﺮداﺷﺘﯽ در حال ﺣﺎﺿﺮ ﺻﻮرت نمی‌گیرد اﮔﺮ اﯾﻦ ذﺧﺎﯾﺮ ﺑﺎزﺳﺎزی ﻧﺸﻮد در آﯾﻨﺪه ﻧﺰدﯾﮏ اﺛﺮی از اﯾﻦ آﺑﺰی ارزﺷﻤﻨﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ. از ﺗﺄﺛﯿﺮات ﻣﻨﻔﯽ اﯾﻦ اﺗﻔﺎق می‌توان ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺗﺪرﯾﺠﯽ زمین‌های زراﻋﯽ در آﯾﻨﺪه از ﻃﺮﯾﻖ ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﺷﺪن ﻧﻤﮏ ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﺴﺘﺮ ﺧﺸﮑﯿﺪه درﯾﺎﭼﻪ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ وزش ﺑﺎدﻫﺎی ﺷﺪﯾﺪ (ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻧﻤﮏ)، ﺷﯿﻮع بیماری‌های رﯾﻮی در ﻣﯿﺎن ﺳﺎﮐﻨﺎن اﻃﺮاف درﯾﺎﭼﻪ، اﯾﺠﺎد ﭘﻮﺳﯿﺪﮔﯽ در ساختمان‌ها، ﺧﻮدروﻫﺎ و ماشین‌آلات، ﻧﺎﺑﻮدی ﮐﺎﻣﻞ آرﺗﻤﯿﺎﻫﺎ، ﻧﺎﺑﻮدی ﺟﺰاﯾﺮ ﺑﮑﺮ و ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪه اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ ﺑﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﺟﺎﻧﻮران ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﯾﺖ و ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﺣﻔﻆ محیط‌زیست، از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ لجن‌های ﮐﻒ رودﺧﺎﻧﻪ به‌عنوان ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻬﻢ درﻣﺎن بیماری‌های روﻣﺎﺗﯿﺴﻤﯽ و ﭘﻮﺳﺘﯽ، ﮐﺎﻫﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﺳﻔﺮﻫﺎی ﺗﻮرﯾﺴﺘﯽ و ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل آن اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﯿﮑﺎری در ﻣﯿﺎن ﻣﺮدم ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﺷﺮاﯾﻂ آب‌وهواﯾﯽ و… اﺷﺎره ﻧﻤﻮد.

توصیه‌ها ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﯿﺖ درﯾﺎﭼﻪ اروﻣﯿﻪ ﺷﺎﻣﻞ:

– ﺗﻮﻗﻒ ﺳﺮﯾﻊ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ ﺳﺪﻫﺎی در دﺳﺖ اﺣﺪاث و رﻫﺎ ﺳﺎزی آب ذﺧﯿﺮه ﺷﺪه در ﭘﺸﺖ ﺳﺪﻫﺎ و ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﺗﺪرﯾﺠﯽ آن‌ها ﮐﺎری ﮐﻪ ﺗﻌﺪادی از ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳـﺎل اﺳـﺖ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم آن ﻣﺒﺎدرت نموده‌اند.

– ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﺸﺖ زمین‌های آﺑﯽ و ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﺨﺮاج بی‌رویه آب‌های زﯾﺮزﻣﯿﻨـﯽ ﺗﻮﺳـﻂ ﮐﺸﺎورزان ﺣﺎﺷﯿﻪ رودخانه‌ها و ﭘﺮداﺧﺖ ﻏﺮاﻣﺖ ﺑﻪ آن‌ها ﺗﻮﺳﻂ دوﻟﺖ تا یکی دو ﺳﺎل آﯾﻨﺪه.

– اﻋﻄﺎی ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺑـﺎﻧﮑﯽ ﺑـﻪ ﮐـﺸﺎورزان ﺟﻬـﺖ اﺳـﺘﻔﺎده از شیوه‌های آﺑﯿـﺎری تحت‌فشار و ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ اﺳﺘﻔﺎده از شیوه‌های آﺑﯿﺎری ﺳﻨﺘﯽ (ﻏﺮق آﺑﯽ)

– ﺗﺴﺮﯾﻊ در ﻋﻤﻠﯿﺎت طرح‌های آب‌رسانی از رودخانه ارس و رودﺧﺎﻧﻪ زاب ﺑﻪ درﯾﺎﭼﻪ.

– اﺣﺪاث ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ اﺳﺘﺤـﺼﺎل ﻧﻤـﮏ در ﮐـﻒ درﯾﺎﭼـﻪ ﺟﻬـﺖ جمع‌آوری ﻧﻤـﮏ، ﻫﻢ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﮐﺎﻫﺶ اﺛﺮات زیان‌بار ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﺷﺪن ﻧﻤﮏ ﻧﺎﺷﯽ از وزش ﺑﺎدﻫﺎی ﺷﺪﯾﺪ و ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ و هم به دﻟﯿـﻞ ﺻﺮﻓﻪ اﻗﺘﺼﺎدی آن.

– ﮐﺸﺖ درﺧﺘﺎن ﭘﺴﺘﻪ در زمین‌های اﻃﺮاف درﯾﺎﭼﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺳﺎزﮔﺎری آن‌ها ﺑـﺎ ﻣﺤـﯿﻂ و ﮐﻨﺘـﺮل ذرات ﻧﻤﮏ.

– اﻓﺰاﯾﺶ ﻃﻮل ﭘﻞ ﻣﯿﺎن ﮔﺬر ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺑﻪ اروﻣﯿﻪ ﺟﻬﺖ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﺟﺮﯾﺎن آب از ﻗﺴﻤﺖ ﻏﺮب درﯾﺎﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﺮق آن.

– ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از ﺗﺮدد اﻧﺴﺎن، دام و ماشین‌آلات در ﺑﺴﺘﺮ ﺧﺸﮑﯿﺪه درﯾﺎﭼﻪ، ﺟﻬـﺖ ﺟﻠـﻮﮔﯿﺮی از ﺗﺒﺪﯾﻞ سنگواره‌های ﻧﻤﮏ ﺑﻪ ﭘﻮدر ﻧﻤﮏ.

– ﺗﻬﯿﻪ برنامه‌های ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ محیط‌زیست، ﺧﺼﻮﺻﺎً ﻧﺤﻮه اﺳﺘﻔﺎده درﺳﺖ از ﻣﻨﺎﺑﻊ آب، ﺟﻬﺖ بالا بردن ﺳﻄﺢ آگاهی‌های ﻋﻤﻮﻣﯽ.

– درﺧﻮاﺳﺖ ﻫﻤﮑﺎری از ﺳﻮی ﻣﺠﺎﻣﻊ بین‌المللی ﺟﻬﺖ اراﺋﻪ دانسته‌های ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﻨﯽ ﻻزم ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻞ درﯾﺎﭼﻪ.

– ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﮐﺸﺖ ﻣﺤﺼﻮل چغندرقند و ﺳﺎﯾﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻟﯿﺰی، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﺼﺮف آب زﯾﺎد در ﺷﺮاﯾﻂ ﮔﺮﻣﺎی ﻓﺼﻞ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن و ﻣﺎﻫﯿﺖ آﺑﺪار ﺑﻮدن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻣﺬﮐﻮر.

– ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺖ ﮐﺸﺖ ﻣﺤﺼﻮل ﭘﯿﺎز، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻓﺰودن ﻣﺎﺳﻪ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﮐـﺸﺖ ﭘﯿـﺎز، ﮐـﻪ ﻣﻮﺟـﺐ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﺷﺪﯾﺪ آب، ﻧﻔﻮذ ﺳﺮﯾﻊ آب در لایه‌های زﯾﺮﯾﻦ زﻣﯿﻦ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻌﺪاد ﻣﺘﻮاﻟﯽ آﺑﯿـﺎری ﻣﺤﺼﻮل (ﻣﻀﺎف ﺑﺮ وﯾﮋﮔﯽ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪی ﺧﻮد ﻣﺤﺼﻮل ﺑﻪ ﻣﺼﺮف آب زﯾﺎد) می‌گردد.

4- نتیجه‌گیری

ﺷﺮاﯾﻂ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﮐﺸﻮر اﯾﺮان ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﺎص ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ آن در ﻣﯿﺎن ﺑﺴﯿﺎری از ﮐﺸﻮرﻫﺎی دﯾﮕﺮ وﯾﮋﮔﯽ منحصربه‌فردی ﺑﻪ آن ﺑﺨﺸﯿﺪه اﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﺎ در ﺑﺮﺧﯽ از ﻓﺼﻮل، اﺧﺘﻼف دﻣﺎی ﻣﯿﺎن ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻤﺎل و ﺟﻨﻮب آن ﺑﻪ ﺣﺪود 50 درﺟﻪ سانتی‌گراد ﺑﺮﺳﺪ. از اﯾﻦ ﻧﻈﺮ اﯾﺮان ﺟﺰو ﻣﻌﺪود ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﻮاع میوه‌ها و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺻﯿﻔﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪﺷﺪه در ﺧﻮد ﮐﺸﻮر در ﻓﺼﻮل ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮای ﻣﺮدم آن و ﺳﺎﯾﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ اﺳﺖ.

ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻧﻘﺶ آن در اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﯽ و ﻓﺮاﻣﻠﯽ، ﺗﻮﺟﻪ ویژه‌های را ﻫﻢ ﺟﻬﺖ ﺣﻔﻆ و ﺻﯿﺎﻧﺖ از اﻣﮑﺎﻧﺎت و ذﺧﺎﯾﺮ ﻃﺒﯿﻌﯽ آن ﻓﺮاﻫﻢ می‌نماید. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می‌رسد، ﺑﺎ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮ در ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﻔﻆ محیط‌زیست و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن در ﺟﻬﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺑﺪ اخلاقی‌ها و سوءاستفاده‌های روزاﻓﺰون در ﺗﺨﺮﯾﺐ محیط‌زیست، آﻣﻮزش ﻣﺮدم از ﻃﺮﯾﻖ راه اﻧﺪازی شبکه‌های رسانه‌ای، ﭼﺎپ ﺑﺮوﺷﻮرﻫﺎی ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ و دﻓﺎع از ﻃﺮﻓﺪارن محیط‌زیست و… اﻣﺮی ﻻزم و ﺿﺮوری اﺳﺖ.

منابع

– اﺳﮑﻠﯿﺮ، ﻟﺰﻟﯽ (1374)، جامعه‌شناسی ﻧﻈﺎم ﺟﻬﺎﻧﯽ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻋﻠﯽ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﮔﯿﻼﻧﯽ، ﺗﻬﺮان ﻣﺮﮐـﺰ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎت و ﺗﺤﻘﯿﻘـﺎت رسانه‌ها، ﭼﺎپ اول، ص 100.

– ﭘﺎﯾﮕﺎه ﺧﺒﺮی ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ روﻧﺎش (1390)، ﻣﻬﺮﻣﺎه.

– ﺑﺼﯿﺮی اﺻﻔﻬﺎﻧﯽ، ﻣﻬﺪی (1391)، ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز اﯾﺮان، ﺷﻤﺎره 74، ﺗﯿﺮ و ﻣﺮداد.

– ذاﮐﺮﯾﺎن، ﻣﻬﺪی (1381)، ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ در ﻫﺰاره ﺟﺪﯾﺪ، ﺗﻬﺮان، داﻧﺸﮑﺪه ﺣﻘﻮق و ﻋﻠﻮم ﺳﯿﺎﺳﯽ داﻧﺸﮕﺎه ﺗﻬﺮان، ﭼﺎپ اول.

– روزﻧﺎﻣﻪ ﺟﺎم ﺟﻢ (1390)، ﺷﻤﺎره 3305، آذرﻣﺎه.

– ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﻣﻬﺮ (1389)، بهمن‌ماه.

– ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﻓﺎرس (1390)، ﻣﺮدادﻣﺎه.

– ﺳﺎﯾﺖ ﺗﺎﺑﻨﺎک (1390)، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﻣﻬﺮ، اﺳﻔﻨﺪﻣﺎه.

– ﺳﺎﯾﺖ ﺻﺒﺎ (1390)، ﭘﺎﯾﮕﺎه اطلاع‌رسانی ﺧﺪﻣﺎت ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ و ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺑﺮق و آب، ﻣﺮدادﻣﺎه.

– غیاث‌الدین، ﻣﻨﺼﻮر (1385)، آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا – ﻣﻨﺎﺑﻊ، اﺛﺮات و ﮐﻨﺘﺮل، ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻧﺘﺸﺎرات و ﭼﺎپ داﻧﺸﮕﺎه ﺗﻬﺮان، ﭼﺎپ اول ص 429.

– ﯾﺎری، ﺟﻠﯿﻞ (1997)، “جامعه‌شناسی محیط‌زیست: ردﭘﺎی اﮐﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ”، اﻧﺠﻤﻦ جامعه‌شناسی اﺑﺮان، (ﻣﻨﺒﻊ اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ).

– ویکی‌پدیا fa.wikipedia.org.

آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ آﻟﻮدﮔﯽ 

مطلب مرتبط

مقاله کامل با شکل و جدول

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند

برچسب‌ها : % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % %
Call Now Button