بررسی عوامل جامعه شناختی موثر برچالش های زیست محیطی خلیج فارس: مورد مطالعه کارکنان پارس جنوبی ( عسلویه )- غلامرضا جعفری نیا؛ سپیده برقچی- مرکز دانش عطران

0

هدف کلی این پژوهش بررسی عوامل جامعه شناختی موثر برچالش های زیست محیطی خلیج فارس: موردمطالعه کارکنان پارس جنوبی(عسلویه)می باشد.و

اهداف فرعی این پژوهش بررسی رابطه بین شبکه های مشارکت مدنی ،هنجارهای اجتماعی واعتماد اجتماعی با رفتارهای اجتماعی زیست محیطی کارکنان پارس جنوبی درآلوده کردن خلیج فارس می باشد.

روش تحقیق دراین پزوهش بصورت پیمایشی می باشد که جامعه موردمطالعه ما60850 نفرازکارکنان پارس جنوبی می باشد که باکمک فرمول کوکراین حجم نمونه 381 نفر انتخاب شده که این جامعه اماری بصورت نمونه گیری خوشه ای انجام شده است.وباکمک نرم افزارهای 18SPSS وAMOS به پردازش داده ها پرداختیم.

نتایج به دست آمده از محاسبات آماری نشان می دهد که با توجه مدل برازش داده شده وضریب همبستگی پیرسون و سطح معنی داری به دست آمده از رگرسیون، چون سطح معنی داری درهرسه متغیر شبکه های مشارکت مدنی،هنجارهای اجتماعی واعتماد اجتماعی  برابر 00/0 بوده و از 05/0کوچکتر می باشد ،همچنین سطح معنی داری بدست امده ازمعادلات ساختاری باکمک نرم افزاراموس به ترتیب 027/0 ،024/0، 012/0 وچون از05/0 کوچکتر می باشد بنابراین  بين هر سه فرضیه ورفتارهاي اجتماعي زيست محيطي پارس جنوبي رابطه وجود دارد ویابه عبارتی دیگر هرسه فرضیه ما دراین پژوهش تائید می شوند.

واژگان کلیدی: اعتماد اجتماعی، شبکه های مشارکت مدنی، خلیج فارس ،زیست محیطی،رفتاراجتماعی،پارس جنوبی

بیان مساله

امروزه بحران های سیاسی، اقتصادی و مسائلی نظیر محدودیت دوام ذخایر فسیلی، نگرانیهای زیست محیطی، ازدحام روزافزون جمعیت، رشد اقتصادی و میزان مصرف، همگی مباحث جهان شمولی هستند که با گستردگی تمام، فکر اندیشمندان را در یافتن راهکارهای مناسب برای حل معضلات انرژی در جهان و به خصوص بحرانهای زیست محیطی به خود مشغول داشته است.

از یک سو در جهان فعلی، پشتوانه اقتصادی و سیاسی کشورها بستگی به میزان بهره وری آنها از منابع فسیلی دارد و تهی گشتن منابع فسیلی نه تنها تهدیدی برای اقتصاد کشورهای صادرکننده، بلکه نگرانی عمده ای را برای نظام اقتصادی ملل وارد کننده نیز ایجاد می کند. از سوی دیگر صاحبان منابع و ذخایر طبیعی به خوبی می دانند که برداشت امروز آنها از منابعشان، مستلزم بهره وری کمتر در آینده و نهایتا” تهی شدن منابع را در مدت زمانی کوتاه در پی خواهد داشت.  از سوی دیگر روند مصرف انرژی در کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که رشد جمعیت، توسعه فنی، اقتدار سیاسی، استقلال ملی و شکوفایی فرهنگی رابطه مستقیمی با مصرف انرژی دارد.  این در حالی است که رشد مصرف انرژی  و افزایش نیاز به آن از یک سو و محدودیت ذخایر و پایان پذیر بودن منابع انرژی فسیلی و مشکلات زیست محیطی ناشی ازمصرف این منابع از سوی دیگر(شارع پور:28،1387)، دلایل قابل توجهی است که ضرورت ایجاد تغییر در نگرشهای مصرفی افراد را گوشزد می نماید. اتخاذ راهکارهای مناسب برای جلوگیری از اتلاف و مصرف بی رویه انرژی و البته اصلاح رفتارهای زیست محیطی افراد به صورت کلی و اصلاح الگوی مصرف به صورت جزئی در رابطه با منابع انرژی در کشور ما نیز روز به روز بیشتر احساس می شود، چراکه جلوگیری از به هدر رفتن منابع سوختهای فسیلی، علاوه بر دستیابی سریع تر به توسعه پایدار و حفظ منابع برای نسلهای بعدی، کاهش آلودگیهای زیست محیطی را که یکی از معضلات اصلی جوامع امروزی است، در پی خواهد داشتبشر امروز در جهانی بحران زده زندگی می کند. در دهه های اخیر، به فهرست بحران های جهانی، علاوه بر بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ارزشی، که تهدیداتی جدی محسوب می شوند، مشکلات و بحرانهای زیست محیطی را نیز باید اضافه کرد. از زمانیکه بشر پای بر روی کره خاکی گذارده است، تعامل مداوم و پایداری بین او و جهان طبیعی برقرار بوده است. اما با رشد جمعیت و دستیابی به اختراعات و کشفیات جدید علمی که او را به سوی صنعتی شدن رهنمون می کرد به موجودی غارتگر تبدیل شد، که هر روزه با افزایش تقاضا از طبیعت و تخریب منابع آن همراه بود(شبیری وهمکاران:22،1389). به نحوی که طی 30 سال اخیر، شرایط به گو نه ای پیش رفت که به واسطه درک پیامدهای بلند مدت موضوعات زیست محیطی در زندگی انسانها، اهمیت بحث در این مورد رو به فزونی گذاشت)باداک:1224،2005)  یکی از راهکارهای اجتناب از آسیب رساندن به محیط زیست و جلوگیری از تخریب آن، تغییر رفتار انسانها به سمت و سوی ابعاد طبیعت گرایانه است (کومبیتا:16،2005). این در حالی است که دستیابی به تغییرات رفتاری در ارتباط با موضوعی خاص، در ابتدا نیازمند ایجاد تغییر در نگرش افراد نسبت به همان موضوع است. بنابراین، درک نگرشهای زیست محیطی هدف اساسی و اولیه محققان در دستیابی به بینشهای جدید در راستای کمک به تحقیقات در زمینه رفتارهای زیست محیطی است.مطالعات سيرز نشان مي دهد كه چهار سطح تغيير در فرد وجود دارد. ابتدا دانش فرد مي بايد تغيير پيدا كند ( آموزش)، اين تغيير در دانش موجب تغيير نگرش و تغيير نگرش موجب تغيير رفتار فردي و تغيير رفتار فردي موجب تغيير رفتار گروهي مي شود. بدين ترتيب تغيير نگرش فرد نسبت به دانش فردي وي به زمان بيشتري نياز دارد. تغيير در نگرش فرد مي تواند بر رفتار وي و در نهايت بر رفتار  گروهي (اجتماعي و سازماني ) وي تأثير گذارد (اسماعیلی:39،1386).  بحث­های زیست­محیطی امروزه در محافل علمی و حتی سیاسی پرسروصدا ترین و جدی­ترین بحث­هایی است که مطرح می­شوند. احساس خطر بزرگی که بشر امروز می­کند این است که تعادل محیط زیست به هم خورده است و این روند اگر ادامه یابد بدون تردید حیات بشر را نابود خواهد کرد.. هدف نهايي حفاظت محيط­زيست در رابطه با محيط اجتماعي، توسعه و افزايش آگاهي­هاي زيست محيطي در سطح جامعه و نيز تقويت فرهنگ زيست­محيطي در سطوح مختلف اجرايي مي باشد. اكنون بيش از يك دهه ازشروع طرح توسعه پارس جنوبي درعسلويه مي گذرد بنابراين مي توان آن را ازجنبه هاي مختلف ارزيابي كرد.اين طرح بااستراتژي ايجاد قطب رشد ملي صنعت باتوجه به مزيت نسبي وجود گازطبيعي فراوان وبخاطر موقعيت جغرافيايي خاص آن ايجاد شد. معمولا هدف ازايجاد  قطب رشد ابتدا تمركز سرمايه ها ونيروها ازپيرامون به يك مركزوسپس انتشار آثار اين توسعه به مناطق همجوار است.اما بانگاهي به فعاليت هاي انجام شده دراين منطقه درطول بيش از يك دهه مشاهده مي شود كه توسعه متوازني درهمه بخشها دراين منطقه صورت نگرفته است.مساله اصلي اين تحقيق بررسی عوامل جامعه شناختی موثر برچالش های زیست محیطی خلیج فارس: موردمطالعه کارکنان پارس جنوبی(عسلویه)می باشد.واهداف فرعی این پژوهش بررسی رابطه بین شبکه های مشارکت مدنی ،هنجارهای اجتماعی واعتماد اجتماعی با رفتارهای اجتماعی زیست محیطی کارکنان پارس جنوبی درآلوده کردن خلیج فارس می باشد..ورود صنعت به اين منطقه پيامدهاي مختلفي داشته است كه درابعاد مختلف قابل تشخيص است.صنعتي كه همراه با متعلقاتش اولاهيچ سنخيتي بازمينه اجتماعي كه درآن رشد كرده نداشته وثانيا تلاش كافي هم براي پيوند دادن زندگي جديد بازمينه سنتي ازطريق توجه به توسعه محلي ومنطقه اي نشده است.بنابراين تاثيرات اتفاق افتاده باعث شده است دركنارورود همه جانبه صنعت ومدرنيته همراهش،زندگي واجتماع سنتي به حاشيه رانده شده وروز به روز مغلوب تر شود.درواقع مغلوب بزرگ صنعت درمنطقه عسلويه ،توسعه پايداري است كه قريب به دودهه درصدرمباحث توسعه قرارگرفته واكثركشورهاي جهان خودراملزم به ايجاد آن مي دانند ولي مشاهده روند موجود درعسلويه به وضوح اين مساله رانشان مي دهد كه ما نه تنها درجهت توسعه پايدار دراين منطقه گام برنمي داريم بلكه باشدت وسرعت درجهت عكس آن حركت مي كنيم.واز طرفی این توسعه ناموزن باعث آسیب رسانی جدی به محیط زیست خلیج فارس شده است واین منقطه بکر دریایی را دچار مشکلات عدیده زیست محیطی کرده است

هدف کلی این پژوهش بررسی عوامل جامعه شناختی موثر برچالش های زیست محیطی خلیج فارس: موردمطالعه کارکنان پارس جنوبی(عسلویه)می باشد.

واهداف فرعی این پژوهش عبارتند از:

بررسی رابطه بین رفتارهاي اجتماعی زيست محيطي واعتماداجتماعی كاركنان پارس جنوبي درآلوده کردن خلیج فارس

بررسی رابطه بین رفتارهاي اجتماعی زيست محيطي و هنجارهای اجتماعی كاركنان پارس جنوبي درآلوده کردن خلیج فارس

بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعي وشبکه های مشارکت مدنی زيست محيطي كاركنان پارس جنوبي درآلوده کردن خلیج فارس

بررسی رابطه بین شبکه های مشارکت مدنی ورفتارهاي اجتماعی زيست محيطي كاركنان پارس جنوبي درآلوده کردن خلیج فارس

مروری برمطالعات پیشین

در سال 2002 کلموس[1] و آگیمان[2] کار مشترکی به منظور بررسی چرایی رفتار افراد در مورد محافظت از محیط زیست و موانع پیش روی آنها انجام دادند.  کلموس و آگیمان معتقدند که چارچوب های نظری متعددی به منظور تبیین شکاف بین تسلط افراد به دانش و آگاهی زیست محیطی و بروز رفتار زیست محیطی ارائه شده است و با اینکه بسیاری از این تلاشها التزام و تعهد جدی برای این کار از خود نشان داده اند، اما هنوز هم هیچ تبیین قطعی برای این موضوع ارائه نشده است. آنها در مطالعه خود سعی در ارائه برخی از چارچوب های نظری مرسوم و البته تاثیر گذار در این زمینه داشته اند. این سه مدل ارائه شده عبارتند از: 1- مدل ابتدایی توالی خطی آمریکایی 2- دگردوستی همدلانه و رفتار طرفدارانه اجتماعی و بالاخره 3- مدل جامعه شناختی. آنها معتقدند که مجموعه پیچیده ای از عوامل هستند که رفتار محافظت از محیط را تحت تاثیر قرار می دهند و نمی توان آنها را در قالب یک نمودار یا چارچوب ساده متصور شد.  کلموس و آگیمان سپس دست  به تحلیل عواملی که تاثیر گذاری( مثبت یا منفی) بر روی رفتارهای محافظت از محیط دارند، زدند.  آنها این عوامل را به سه دسته تقسیم کردند: عوامل جمعیت شناختی، عوامل خارجی( عوامل نهادی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) و عوامل داخلی ( انگیزه ها، مسئولیت ها و اولویت ها). اگرچه آنها معتقد بودند که دستیابی به مدلی که تمام عوامل تاثیر گذار بر روی رفتارهای محافظت از محیط را دربر بگیرد، نه شدنی است و نه مفید، اما به این نکته اشاره دارند که این امر می تواند به روشن ساختن این مجموعه پیچیده کمک کند.(کلموس وآگیمان:456،2002)

پتوس و گیلز[3](1987)، تحقیقی مشترک در رابطه با نگرشهای مرتبط با موضوعات زیست محیطی و برخی ویژگیهای شخصیتی مرتبط با منبع کنترل[4]، باز بودن نظام اعتقادی و درک از خود افراد انجام دادند. نمونه ها از 74 زن دانشجوی کالج که در دوره های تربیت معلم مشغول به گذراندن دوره های کارآموزی بودند، تشکیل شده بود. نتایج نشان داد که افراد خود کنترل[5]، و هدف گرا رفتارهای مطلوب تری نسبت به محیط زیست از خود نشان می دهند. همچنین این تحقیق نشان داد که افرادیکه خود را مشرف بر اتفاقات رخ داده در محیط خود می دانند، تمایلات کمتری برای دفاع از قوانین و محدودیت های طراحی شده برای محافظت و یا بهبود کیفیت محیط زیست دارند(پتوس و گیلز:8،1987). در همین رابطه استرن و همکارانش[6] معتقدند که، دو بعد شوارتز[7] یعنی طرفداری از خود[8]– طرفداری از جامعه[9] و بازبودن برای تغییر[10] – محافظه گرایی[11]، می توانند راهنمایی برای تفسیر رفتارهای مرتبط با محیط زیست باشند.  افراد خود پرست[12] به مانند محافظه کاران به  احتمال کمتری رفتارهای محافظت از محیط از خود نشان می دهند. علاوه بر این، استرن و همکاران معتقد اند که یکی از انواع محرک های ارزشی شوارتز، عام گرایی، پایه جهت گیری های ارزشی سپهر زیستی است.  چنین روابطی بین ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی می تواند پایه اجتماعی – زیست محیطی در راه آزمودن ارزشهای زیست محیطی  به کار آید. افرادی که آمادگی بیشتری برای تغییر دارند، دگر دوست[13] هستند و احساس نزدیکی با طبیعت می کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که رفتارهای محافظت از محیط بیشتری از خود نشان دهند (استیوارت بار[14]، 2007 :2 (

گرافتون و نولز  در مطالعه­ای با عنوان “سرمایه اجتماعی و عملکرد زیست محیطی ملی” با استفاده از داده­های مقطعی در نمونه کشورهای با درآمد کم ، متوسط و بالا به بررسی تجربی روابط بین اقدامات ملی، سرمایه اجتماعی (مدنی و عمومی)، واگرایی های اجتماعی و ظرفیت­های اجتماعی بر شاخص­های مختلف عملکرد ملی زیست محیطی پرداخته­اند. محققان این تحقیق معتقدند که طیف گسترده­ای از عوامل تعیین کننده اجتماعی (سرمایه اجتماعی، واگرایی­های اجتماعی و ظرفیت­های اجتماعی) تاثیر قابل توجه­ای بر کیفیت محیط زیست دارند. نتایج نشان می­دهد که بین سرمایه­های عمومی اجتماعی (دموکراسی و فساد) و تاثیرات سیاست­های زیست محیطی ملی و عوامل اساسی اقتصادی و جمعیت­شناسی تعیین کننده عملکرد ملی محیط زیست رابطه وجود دارد. همچنین یافته­های این تحقیق حاکی از آن است که به استثنای اقدامات سرمایه اجتماعی عمومی، سطح بالایی از سرمایه اجتماعی و متغیرهای مرتبط با سطح مطلوبتری از محیط زیست ملی، لزوماً مربوط به عملکردهای زیست محیطی کشورهاست. محققان مذکور از یافته­هایشان نتیجه می­گیرند که وجود سرمایه اجتماعی صرف شرط کافی برای بهبود نتایج ملی محیط زیست نیست. به این دلیل که نوع سرمایه اجتماعی و چگونگی نتایج آن متفاوت است و تاثیر کلی آن بر عملکرد محیطی زیست در سطح ملی متفاوت است. همچنین پیامدهای سیاسی مطالعه بهبود ملی محیط زیست نشان می­دهد که بهبود عملکرد زیست محیطی ملی ممکن است به بهترین نحو با تشویق کاهش در تولید گازهای گلخانه ای و حجم درونداده­ها و بهبود کیفیت مدیریت عمومی و پاسخگویی دموکراتیک همراه باشد.( گرافتون و نولز2003)

دانلپ و ون­لیر در مطالعه­ای تحت عنوان ” پارادایم جدید زیست محیطی: یک وسیله اندازه­گیری و نتایج اولیه پیشنهاد شده” در مقیاسی از سوالاتی چند بعدی در مورد نگرش به محیط زیست به بررسی ارتباط بین نگرش و رفتارهای زیست محیطی پرداخته­اند. این مقیاس به پارادایم جدید محیط زیستی معروف است. نتایج مطالعات دانلپ و ون­لیر نشان داد که بین نگرش­ها و رفتارهای مسئولانه نسبت به محیط زیست رابطه مثبت معنی­داری وجود دارد.( دانلپ و ون­لیر:16،1978)

مبانی نظری پژوهش

 نظریه شبكه هاي مشاركت مدني

رابرت پاتنام:[15]

پاتنام، ‌استاد علوم سياسي در آمريكا، نئولیبرال (دیویس:21،2001)، تجربه­گرا (بلاند:26،2003)، یکی از نظری­پردازان برجسته سرمایه اجتماعی است و مفهوم سرمايه اجتماعي را در ارتباط با توسعه سياسي به كار برد (فیلد:134،1388). وی پس از انتشار مطالعه برجسته خود تحت عنوان “بولینگ تنها[16]” تبدیل به شناخته­ترین چهره سرمایه اجتماعی گردید. وی از مطالعه خویش نتیجه می­گیرد که سرمایه اجتماعی در آمریکا در حال فرسایش است.

وی نگران است که افراد دیگر تمایل ندارند که در لیگ­های رسمی بولینگ بازی کنند، بلکه ترجیح می­دهند تنها با آشنایان خود بازی کنند. وی برای بررسی تجربه ادعای خود از پیمایش­های گوناگونی که در جامعه آمریکا در طول چند دهه گذشته انجام شده است، استفاده کرد. در حالی که نظرات بوردیو و کلمن در جهان به­طور نسبی، در محدودی رشته جامعه­شناسی و نظریه اجتماعی شناخته شده هستند.

کار پاتنام از مرزهای رشته تخصصی وی که علوم سیاسی بود، فراتر رفته و به حوزه عمومی رسیده است (همان).کوچک­ترین واحد مورد مشاهده جامعه­شناسی، رابطه بین دو فرد یا به عبارت دقیق­تر، مشاهده کنش متقابل ناشی از روابط بین دو نفر است. در مراحل بعدی با پیچیده ­تر شدن روابط و افزایش خطوط روابط و گسترش کنش، شبکه­های اجتماعی تشکیل می­شود اولین جزء سرمایه اجتماعی شبکه­ها است.

از نظر پاتنام شبکه­های مشارکت مدنی از شکل­های ضروری سرمایه اجتماعی­ هستند و بر این باور است که هر چه این شبکه­ها در جامعه­ای متراکم­تر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در راستای منافع جمعی همکاری کنند(پاتنام:118،1380). فوکویاما به تعریف شبکه از دیدگاه سرمایه اجتماعی پرداخته و آن را یک ارتباط اخلاقی مبتنی بر اعتماد می­داند، به­عبارت دیگر شبکه شامل مجموعه­ای از افراد است که روابط و تعاملات بین آنها صورت می­گیرد (فوکویاما:95،1379).پاتنام مانند دیگر نظریه­پردازان سرمایه اجتماعی، روابط افراد و تعاملات آنان با یکدیگر را بنیادی­ترین جزء سرمایه می­داند و بر اهمیت و نقش مرکزی شبکه­ها تاکید می­ورزد. پاتنام در کتاب «دموکراسی و سنت­های مدنی» از دو نوع شبکه رسمی و غیر رسمی نام می­برد (پاتنام:125،1380). شبکه­های رسمی شامل آن دسته از روابط و پیوندهایی است که افراد را به موسسات و نهادهای رسمی مانند سازمان­های داوطلبانه و نظایر آن مرتبط می­کند (خوش فر:132،1387). شبکه­های غیر رسمی شامل پیوندها و روابطی است که افراد جامعه را به نهادهای غیر رسمی مانند خانواده، خویشاوندان و … جهت شرکت در فعالیت­های جمعی مرتبط می­نماید (همان)پاتنام، دیدگاهی از سرمایه اجتماعی ارائه می­دهد که با پیش­فرض­های وبری از فرهنگ سیاسی در آمریکا هماهنگ است. در چنین دیدگاهی نگرش­ها و هنجارهایی مانند اعتماد و روابط متقابل به طور خارج از فرد به همراه شبکه­های اجتماعی به وجود می­آیند و مانند عواملی که یک جامعه را به کنش جمعی وامی­دارد عمل می­کنند (فولی و ادوارد:241،1999) وی مفهوم سرمایه اجتماعی را فراتر از سطح فردی به کار می­گیرد و به چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی در سطح منطقه­ای و ملی و نوع تاثیرات سرمایه اجتماعی بر نهادهای دموکراتیک و در نهایت نهادهای اقتصادی می­پردازد (توسلی وموسوی:14،1384).پاتنام در سال 1993 در مطالعه‌اي تحت عنوان “سنت­های مدنی و دموکراسی” که پس از اصلاحات سياسي در ايتاليا انجام داد، به دنبال پاسخگويي به اين سوال بود، با وجود سياست­هاي مشخص و كلان دولت مركزي، چرا نهادهاي دموكراتيك در شمال ايتاليا كارآمدتر از جنوب عمل می كنند و چه عاملي باعث اختلاف رشد اقتصادي در شمال و جنوب مي­شود. وي در تبيين این مساله، سرمايه اجتماعي را به عنوان راه­حلي مناسب براي درمان مسائل كنش جمعي مي­داند و سرمايه اجتماعي را شبكه‌ای از هنجارها و اعتمادي می­داند كه مشاركت­كنندگان را قادر می­سازد تا به طور موثرتري با همديگر كنش داشته باشند و اهداف مشترك­شان را پيگيري نمايند (پاتنام:66،1995).پاتنام به صورت­های عمومی و خصوصی و جهات فردی و جمعی سرمایه اجتماعی اشاره دارد، اما به صراحت بیان می­دارد علاقه­مندی خاصش منافع خارجی و بهره­های عمومی سرمایه اجتماعی است (توسلی وموسوی:14،1384) و موفقیت در غلبه بر معضلات عمل جمعی و فرصت طلبی را که در نهایت به ضرر خود افراد تمام می­شود، به زمینه اجتماعی گسترده آن مربوط می­داند، به گونه­ای که همکاری داوطلبانه در جامعه­ای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکه­های مشارکت مدنی به ارث برده، بهتر صورت می­گیرد (ناطق پور وفیروزآبادی :162،1384). پاتنام با تاكيد بر روي هنجارهاي مشاركت مدنی مطرح مي­كند كه اين منابع (شبكه­ها، هنجارها و اعتماد) در جوامع مدني خصلتي خود تقويت كننده دارند و باعث ارتقاء همكاري، مشاركت مدني،‌ اعتماد متقابل و رفاه اجتماعي مي­گردند و در جوامع غيرمدني به خاطر نداشتن توان خود تقويتي باعث تقويت عهد شكني، بي­اعتمادي، بهره‌كشي، انزوا و ركود مي­گردند، و اين خصلت خود تقويت كنندگي را ناشي از چرخه‌اي مي­داند كه در منابع سرمايه‌ اجتماعي وجود دارد. بدين ترتيب، به طور كلي سرمايه اجتماعي از نظر پاتنام به مجموعه ای از ارتباطات افقي و وجوه گوناگون سازمانهاي اجتماعي نظير اعتماد، هنجار و شبكه‌ها اطلاق مي شود كه با ايجاد و تسهيل امكانات هماهنگ، منافع متقابل و كارايي جامعه را افزايش مي‌دهند (پاتنام:150،1380) در نتیجه، پاتنام سرمایه اجتماعی را با سه مولفه (شبكه ها، هنجارها و اعتماد)  به عنوان ویژگی سازمان اجتماعی تعریف می­نماید. در اندیشه پاتنام سرمایه اجتماعی بیش از جمع مولفه­های تشکیل دهنده آن است. به عبارت دیگر، وقتی امتیازات شبکه­ها، هنجارها و اعتماد را در یک جامعه با هم جمع کنیم، بیشتر از امتیازات آنها به صورت جداگانه خواهد شد.برخی متغیرهای اجتماعی مهم در مدیریت موفق منابع عمومی، در مفهوم «سرمایه ی اجتماعی[17]» نهفته هستند. شاید یکی از مترادف های آن، «انسجام اجتماعی[18]» یا میزان و نوع پیوندها و هنجارهای مشترک میان اعضاء یک جامعه باشد. سرمایه اجتماعی را با مجموعه ای از شاخص های جامعه از جمله امید به زندگی، انعطاف پذیری[19]، قدرت جامعه ی مدنی و نهادهای دموکراتیك مرتبط دانسته اند (پوتنام[20]).(25) انواع مختلف سرمایه اجتماعی شناسایی شده اند، از جمله:

سرمایع اجتماعی پیوند دهنده[21] یا پیوندهای هیجانی و حمایت گری که اغلب بین افراد دارای خصايص، ارزش­ها یا روابط مشترک شکل می گیرند.

سرمایه اجتماعی پل زننده[22] یا پیوندهای میان افراد و گروه هایی که با هم بودن را ترجیح نمی دهند، اما در هر حال با هم هستند. نمونه هایی از آن، نهادهای مدنی اجتماعی هستند که افراد دارای پیش زمینه ها و علایق متفاوت را حول دغدغه های مشترک گرد هم می آورند.

سرمایه اجتماعی متصل کننده[23]، یا توانایی گروه ها برای تأثیرگذاری یا جذب منابع از نهادها یا مراجع قدرت بیرونی.

سرمایه اجتماعی زمانی تقویت می شود که مردم تصور می کنند سایرین نیز ارزش های بارز مشابهی دارند (ستکوویچ و وینتر[24]،).(پاتنام:98،2002) روشن است که ایجاد سرمایه اجتماعی پل زننده، دشوارترین نوع است و اغلب هم بخش محدودکننده است. اعتماد اجتماعی می تواند با اهمیت باشد، زیرا درونی کردن هنجارها، افزایش مشارکت و کاهش «هزینه های تعامل[25]» را امکان پذیر می سازد. اینها باعث تقابل شده و آن هم به نوبه خود الزامات بلندمدتی را میان اعضاء جامعه ایجاد می کند نتایج مطالعات تجربی بر روی تنگنای منابع عمومی[26] نشان داده است که اعتماد موجب افزایش مشارکت می شود (مسیک و همکاران[27]،)(ماچیل:164،1998).هرچند برای ايجاد سرمایه اجتماعی تلاش های فراوانی صورت گرفته است، اما منجر شدن آن ها به نتیجه مورد انتظار، قطعی نیست. لاچاپل و همکارانش (هانگفورد:43،1990) دریافتند که ناتوانی گروه های نپالی استفاده کننده از جنگل برای مدیریت مؤثر منابع شان، به رغم برخورداری از تقویت و شبکه بندی رسمی، ناشی از فقدان قدرت بود. این فقدان در سه جنبه اصلی خود را نشان می داد: حس آسیب پذیری یا فقدان منابع خصوصی تحت کنترل افراد، حس حقارت ناشی از مسایل مربوط به طبقه ی اجتماعی، جنسیت و بی سوادی که برنامه ها به آنها نپرداخته بودند و فقدان شفافیت یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات. تداوم قدرت و کنترل نخبگان، زیربنای این ادراکات بود. اینها در کنار یکدیگر مبنای اعتماد و سرمایه ی اجتماعی را تضعیف کرده و باعث وابستگی افراد به منابع خصوصی (و نابرابر) شدند.

نظریه  اعتماد اجتماعی[28]:

مفهوم اعتماد اجتماعی یکی از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی است. به طوری که از آغاز طرح مباحث جامعه شناختی، اندیشه بسیاری از کلاسیک های جامعه شناسی را به خود اختصاص داده است(ازکیاوغفاری:165،1383). به نظر آیزنشتاد[29] مهمترین مساله نظم اجتماعی برای دورکیم و تا حدودی تونیس، اعتماد و همبستگی اجتماعی است. یعنی اینکه بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی ممکن نیست(جعفرصالحی:49،1388). زتومکا[30] که در میان جامعه شناسان معاصر مبحث اعتماد اجتماعی را مورد عنایت ویژه قرار داده است، معتقد است توجه به اعتماد اجتماعی ایده جدیدی نیست، بلکه یک جریان فکری چند قرنی است. به نظر او برخورداری جامعه جدید از ویژگیهای منحصر به فردی چون آینده گرایی، شدت وابستگی متقابل، گستردگی و تنوع جوامع، تزاید نقش ها و تمایز اجتماعی، بسط نظام انتخاباتی، پیچیدگی نهادها و افزایش ابهام، ناشناختگی و تقویت گمنامی وغریبه بودن نسبت به محیط اجتماعی، توجه به اعتماد اجتماعی و نقش آن در حیات اجتماعی را واقعیتی جدی نموده است(ازکیاوغفاری:165،1383).علاوه بر این، به نظر زتومکا، در حوزه علوم اجتماعی شاهد رشد نوعی جهت گیری فرهنگ گرایانه[31] هستیم که در خود، نوعی چرخش از مفاهیم سخت[32] به مفاهیم نرم[33] را دارد. چنین چرخشی زمینه توجه عمیق تر به مفهوم اعتماد را به دنبال داشته است(همان).

به اعتقاد کلمن، اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند، به خصوص در آن دسته از کنش ها که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوع رابطه کیفی است که “قدرت عمل کردن را تسهیل می کند”(کلمن:75،1377). اعتماد، تسهیل کننده مبادلات در فضای اجتماعی است که هزینه مذاکرات و مبادلات اجتماعی را به حداقل می رساند و برای حل مسائل مربوط به نظم اجتماعی نقش تعیین کننده ای دارد و عنصر پیش قراردادی و مقوم حیات اجتماعی است(همان). به تعبیری مفاهیم مربوط به اعتماد به طور بالقوه روابط اجتماعی را توصیف می نماید که دربردارنده تمایزات افقی بین حوزه های مربوط به فضای عمومی و شخصی است. برای مثال فوکویاما(فوکویاما:36،1998) از اعتماد به مثابه شاخصی برای بیان سرمایه اجتماعی[34] در معنای ارزش های جمعی شبکه های اجتماعی و اخلاق فرهنگی، که بنیاد رشد و ثبات اقتصادی را تشکیل می دهند، استفاده می نماید(.هلی:17،2003)، “برداشت دوگانه ای را از اعتماد توسعه داده است که اشاره به زمینه های مختلف برای رابطه بین افراد در حوزه شخصی و اشکال نهادی شده اعتماد در فضای عمومی دارد. به نظر سلیگمن اعتماد مساله ای است که در فرایند انتقال از روابط شخصی و غیر رسمی بین افراد به اشکال نهادی و عمومی شده در فضایی که به وسیله قرارداد، قانون و مبادله متقابل انباشته شده، محصور گردیده است. فوکویاما به یک برداشت تعمیم یافته از اعتماد توجه دارد که آن را بر حسب انتظار حاصل شده در درون یک اجتماع هنجارمند که مبتنی بر رفتار تعاونی و هنجارهای مشترک است، تعریف می نماید. اوسلانر[35] در 1997 نیز اعتماد تعمیم یافته را با ایده سرمایه اجتماعی، که با ارزشهای مشترک، منافع شخصی و شکل دهی به پایه های کنش جمعی پیوند دارد، تعریف می نماید. نتیجه اینکه اولا”، روابط اعتماد از طریق اراده گرایی[36] مشخص می گردد و ثانیا”، اعتماد با ارزشهای مشترک پیوند دارد. و سوم اینکه اعتماد به طور بالقوه با روابط مبتنی بر قرارداد و اجبار صرف ناسازگار است”.زتومکا نیز با طرح این موضوع که دیدگاه فرهنگ گرا، جامعه بالقوه و پویا را به اتحاد و جمع منافع تقلیل نمی دهد بلکه آن را به منزله یک اجتماع اخلاقی مورد توجه قرار می دهد و می گوید ” اجتماع اخلاقی کمتر با سازمان رسمی سروکار دارد. اجتماع اخلاقی شیوه خاص ارتباط داشتن با دیگران است که آن را به صورت “ما”  تعریف کرده اند. مقوله “ما” با سه الزام اخلاقی اعتماد، وفاداری و اشتراک مساعی با دیگران تعریف می شود. مطابق با این تفسیر در اجتماع اخلاقی سه مولفه اصلی وجود دارد که اولین آن اعتماد، یعنی انتظار عمل صادقانه از دیگران نسبت به خودمان، داشتن است. دومین آن وفاداری یعنی التزام به عدم نقض اعتماد نسبت به کسانی است که به ما اعتماد کرده اند و برای انجام وظایف، به واسطه اعتماد شخصی ایشان، پیشقدم شده اند. سومین مولفه آن تجانس یعنی توجه به منافع دیگران و آمادگی انجام وظیفه نمودن از طرف دیگران است، حتی اگر انجام آن وظیفه با منافع شخصی مان در تعارض باشد” (همان).

  فرضیات پژوهش

1- به نظر می رسد بین شبکه های مشارکت مدنی ورفتارهای اجتماعی زیست محیطی کارکنان پارس جنوبی(عسلویه) رابطه وجود دارد.

2- به نظر می رسد بین هنجارهای اجتماعی ورفتارهای اجتماعی زیست محیطی کارکنان پارس جنوبی(عسلویه) رابطه وجود دارد.

3- به نظر می رسد بین اعتماد اجتماعی ورفتارهای اجتماعی زیست محیطی کارکنان پارس جنوبی(عسلویه) رابطه وجود دارد.

مدل تجربی پژوهش

 

روش پژوهش

این پژوهش بصورت پیمایشی صورت گرفته است.در نمونه­گیری براساس فرمول منطقی کوکران حد مطلوب اطمینان در این پژوهش 95/0 در نظر گرفته شده در نتیجه سطح احتمال مورد نظر (d) برابر با 05/0 و اندازة متغيّر در توزيع طبيعي یا ضريب اطمينان (t‌) برابر با 96/1 است. برای تعیین واریانس، می­توان از پیش­برآورد استفاده کرد. بزرگ­ترین نمونه لازم برای پاسخ‌گویی به سوالات یک تحقیق وقتی بدست می­آید که احتمال دارا بودن صفت يا قرار گرفتن در نمونه (p) برابر 5/0 باشد. در این صورت، اشتباه استاندارد کم­ترین مقدار را به خود می­گیرد. در نتیجه احتمال دارا نبودن صفت يا قرار نگرفتن در نمونه (q) نیز برابر 5/0 خواهد بود. همچنین، بر اساس آمار موجود درسال 1391 جامعه آماری (N)مردهاي شاغل درمنطقه پارس جنوبي 60850نفر است. نهایتاً، با توجه به داده­های بالا و فرمول کوکران حجم نمونه (n) برابر با 381 نفر خواهد بود. با استفاده از نرم افزار آماري  18SPSS، ميزان ضريب اعتماد با روش آلفاي کرونباخ محاسبه شد که برای پرسشنامه مذبور در حالت کلی برابر 91% بدست آمد . اين مقدار نشان دهنده آن است که پرسشنامه مورد استفاده از قابليت اعتماد و يا به عبارت ديگر از پايايي  خيلي خوبي برخوردار مي باشد.درنهایت داده ها را باکمک نرم افزار18SPSS ونرم افزار  AMOSمورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

عسلویه

منابع

  • اسماعیلی، فرزانه(1386). بررسی نگرش زیست محیطی دانش آموزان سوم دبیرستان شهر تهران. پایان نامه کارشناسی
  • ازکیا مصطفی و غفاری غلامرضا(1383)،” توسعه روستایی با تاکید بر جامعه روستایی ایران” ، تهران، نشر نی.
  • ازکیا، مصطفی و فیروز آبادی، سید احمد. (1387) “بررسی سرمایه‌ي اجتماعی در انواع نظام‌های بهره‌برداری از زمین وعوامل مؤثّر بر تبدیل بهره‌برداری‌های دهقانی به تعاونی“، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، شماره 33، 98ـ76.
  • پاتنام، رابرت( ۱۳۸۰) ” دموكراسي و سنت هاي مدني“، ترجمه محمد تقی لفروز، تهران، انتشارات روزنامه سلام.
  • توسلی، غلامعباس و موسوی، مرضیه (1384) “مفهوم سرمایه در نظریه های کلاسیک و جدید: با تاکید بر نظریه های سرمایه اجتماعی“، نامه علوم اجتماعی، شماره 26.
  • جعفر صالحی، سحر (1388) “بررسی الگوی رفتاری گردشگران در محیط زیست مقصد (مقایسه رفتار زیست محیطی گردشگران تفریحی و گردشگران فرهنگی در ایران) مطالعه موردی: شهرهای اصفهان و چالوس”، پایانه¬نامه دوره کارشناسی ارشد رشته جامعه¬شناسی، به راهنمایی دکتر محمد فاضلی و دکتر احمد رضایی، دانشگاه مازندران.
  • خوش فر غلامرضا (1387) “تاثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی مطالعه موردی استان گلستان”، رساله دکتری ،دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم اجتماعی، به راهنما دکتر محمد حسین¬پناهی.
  • شارع‌پور، محمود. (1387). “بررسی رابطه سرمایه‌ي اجتماعی و مشارکت ورزشی(مطالعه موردی شهروندان 29ـ 15 ساله بابل)”، نشریّة حرکت. شمارة 37. 153ـ131.
  • شبیری، محمد، نجیبه شاه­حسینی و هدی طائی (1389)، “ارتقای کیفیت آموزش­های محیط زیستی در دوره ابتدائی ایران بر پایه مطالعه تطبیقی-تحلیلی دوره ابتدائی کشورهای انگلستان و آلمان“، همایش مهندسی محیط زیست، دانشگاه تهران
  • فیلد، جان. (1388) “سرمایه اجتماعی“، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی تهران، انتشارات کویر، چاپ دوم.
  • فوکویاما، فرانسیس(1379)، “پایان نظم(بررسی سرمایه‌ي اجتماعی وحفظ آن)”، ترجمة غلام‌عبّاس توسّلی، تهران: جامعة ایرانیان، چاپ اوّل.
  • ناطق پور، محمد جواد و فیروزآبادی، سید احمد (1384). “شکل‌گیری سرمایه‌ي اجتماعی و فرا تحلیل عوامل مؤثّر بر آن“، نامه علوم اجتماعی، شمارة 28، 190ـ160.
  • کلمن، جیمز(1377)، “بنیادهای نظریه اجتماعی“، ترجمه منوچهر صبوری، نشر نی، تهران.

14-  Budak , D(2005). Behavior &Attitude of Student Toward Environmental Issues at Faculty of Agricultural , Turkey ,Jurnal of Applied Sciences. pp1224-1227.

15- Quimbita & Pavel.(2005). Assessing On Environmental Attitude Development Model: Factor Influencing the Environmental Attitude of College Student.

16    -Kollmuss,A., Agyeman.J.(2002).Mind the Gap: Why People Act Environmentaly and What are the Barriers to Pro-environmental Behavior? Journal of Environmental Education Research, Vol.8. No.3.pp450-471.

17- Pettus, A.M, Giles, M.B.(1987).Personality Characteristics and Environmental Attitueds. Journal of Population and Environmental, Vol.9.No.3

18-   Barr, S. (2007). Factors Influencing Environment Attitudes and Behaviors: A U.K.Case Study of Household Waste Management.Journal of Environment and Behavior.Vol.39.No.4.pp 435-473.

19- Grafton, R. Quentin and Knowles, Stephen, (2003).” Social capital and national environmental performance, Australian National University, Economics and Environment Network Working Paper, EEN0206, http://een.anu.edu.au/.

20-   Dunlap, R.E.,& Cotton, W.R.(1978)Environmental Socioligy. Annual Review of        Socioligy, 5, pp.243-273.

21-  Divise, A. (2001) But we knew that already! A stady into the relationship between social capital and volunteering, Conference paper, Sheffied.

22- Blunden, A. (2003), “On Social Capital”, http://home.mira.net/andy/works/ social-capital.html. [6 dec 2003].

23-Fiallo, E.A., and Jacobson, S.K. (1994). Local communities and protected areas: Attitudes of rural residents towards conservation and Machailla National Park, Ecuador”. Environmental Conservation. 22 (3), 241-249.

24- Putnam , R. (1995).” Bowling alone: America’s declining Social Capital“, Journal of Democracy 6(10): 65-78.

25- Putnam. R. (2000), Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community New York, Simon & Schuster.

26- Zekavat, S.M. (1977). “The state of the environment in Iran“. Journal of Developing Societies. 13(1), 49-72.

27- Woolcock, Michael. (1998)  Social Capital and economic development: Toward a theoretical synthesis and policy framework”, Theory and Society. Vol. 27, pp.151-208.

28-Hungeford,H and Volk, T. (1990),Changing Learner Behaviour Through Environmental Education“, Journal Environment Education, 2, 42-47.

  • Fukuyama, F. (1998). Trust, The Social Virtues and the Creation of Properity, Londan, Hamish Hamilton.

30-Healy, T. (2003). “Social capital: Challenge for its Measurment at International Level” Workshop: social Capital and Economic Development. www.gigapedia.com

31-Salehi, S.(2010), People and the Environment: A Study of Environmental Attitudes and Behavior in Iran, Lambert Academic Publishing.

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند

برچسب‌ها : % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % %
Call Now Button