تأثیر بازاریابی سبز بر ارتقاء تفکر مسئولیت اجتماعی و نقش رژیم غذایی پایدار

0

بازاریابی سبز

سمیرا علی جان زاده، حشمت خلیفه سلطانی

بازاریابی سبز یک فرآیند مدیریت کل‌نگر که مسئول شناسایی و ارضاکننده نیازهای اجتماع به شیوه‌های پایدار است و برای کاهش تأثیر منفی اجتماعی و محیط زیستی محصولات موجود تلاش می‌کند، ازاین‌رو یک استراتژی است که به بازاریابان در دستیابی به این هدف کمک می‌کند و از طریق ایجاد مزایای قابل تشخیص زیست‌محیطی بر اساس آنچه مشتری انتظار آن را دارد، از محیط‌زیست حمایت می‌کند.

رژیم‌های غذایی پایدار حافظ تنوع زیستی و اکوسیستم هستند، ازنظر فرهنگی قابل قبول، ازنظر اقتصادی منصفانه و مقرون به‌صرفه، قابل‌دسترس و از منابع انسانی و طبیعی به‌صورت بهینه استفاده می‌کنند و می‌توانند پایداری محیطی و اقتصادی را از طریق غذاهای با اثرات زیستی کمتر، قابل‌دسترس و حامی سلامت عمومی و تغذیه سالم به ارمغان بیاورند. مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها به معنای تعهد پیوسته کسب و کارها برای رفتار اخلاق مدار و سهیم شدن در توسعه اقتصادی که هم‌زمان منجر به ارتقای کیفیت زندگی نیروی کار می‌شود، می‌باشد و درواقع برنامه‌ای است که در آن بنگاه‌ها تصمیم می‌گیرند که به شکل داوطلبانه در ایجاد جامعه‌ای بهتر و محیط زیستی پاک‌تر سهیم شوند. هدف این مقاله، بررسی تأثیر به‌واسطه‌ی تفکر مسئولیت اجتماعی «رژیم‌های غذایی پایدار» بازاریابی سبز و معرفی چارچوب مفهومی به‌عنوان رویکردی جهت اصلاح مشکلات نظام غذا و تغذیه مدرن در چارچوب مفهوم توسعه پایدار است. در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی و مصاحبه با خبرگان صنعت غذا و سلامت تأثیر بازاریابی سبز بر ارتقای تفکر مسئولیت اجتماعی با نقش رژیم غذایی پایدار موردبررسی قرارگرفته است.

مطابق نتایج به‌دست آمده بازاریابی سبز از طریق اجرای استراتژی‌های محصول سبز، قیمت سبز، تبلیغ سبز و مکان سبز بر رژیم غایی پایدار اثر گذار می‌باشد و رژیم غذایی پایدار با رشد سلامت؛ تنوع زیستی و محیط‌زیست، برابری و تجارت عادلانه؛ غذاهای منطبق با اکوسیستم، محلی و فصلی؛ نیازهای غذایی، امنیت غذایی و در دسترس بودن. موجب افزایش کیفیت مسئولیت اجتماعی صنایع غذایی و درنهایت ارتقای تفکر مسئولیت اجتماعی می‌گردد. هدف از این مطالعه رتبه بندی معیارهای تأثیرگذار بر بخش‌بندی مشتریان صنعت فولاد و استفاده از روش رتبه‌بندی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی ست و به این خاطر که به بررسی و تحلیل وضع موجود پرداخته است، روش بکار گرفته شده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان صنعت فولاد مبارکه تشکیل دادند جهت گردآوری اطلاعات و داده‌های موردنیاز به‌منظور بررسی فرضیه‌های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد و برای جامعه‌ی آماری پرسشنامه ارسال گردید که از این تعداد 11 پرسشنامه پاسخ داده شد. برای جمع آوری داده‌های مربوط به مبانی نظری و استخراج عوامل و شاخص‌های اولیه از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی شامل کتب، مقالات و مطالعات موردی استفاده شد. با استفاده از رتبه بندی شاخص‌ها از طریق تحلیل سلسله مراتبی و با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویس به بررسی اهداف پرداخته شد و بر اساس نتایج به‌دست آمده وزن شاخص ویژگی‌های سازمان 1529، وزن ویژگی‌های محیطی 1534، ویژگی‌های محصول 1524، ویژگی‌های واحد تصمیم‌گیری 1513 به‌دست آمد.

واژگان کلیدی: بازاریابی سبز، مسئولیت اجتماعی، رژیم غذایی پایدار

مقدمه

در سال‌های اخیر نگرانی‌های فزاینده‌ای نسبت به محیط‌زیست در بین صاحب‌نظران همه حوزه‌های علمی پدیدار شده که پژوهشگران و متخصصان بازاریابی نیز از این دغدغه فارغ نبوده‌اند، به‌گونه‌ای که به پیدایش مفهوم جدیدی با عنوان «بازاریابی سبز» منجر شده است اما به دلایل گوناگونی این مسئله آن‌گونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است (1). حفاظت از منابع طبیعی، جلوگیری از گرم شدن زمین، استفاده پایدار از منابع، کاهش آلودگی‌های صوتی و زیستی، همه از نگرانی‌هایی است که امروزه بشر از آن رنج می‌برند و بازاریابی هم به‌عنوان علمی که همواره در تلاش برای شناسایی و ارضای نیازهای بشر بوده، این نگرانی و نیاز را شناسایی کرده و با استفاده از ابزارهایی سعی در ارضای این نیاز عمومی نموده است (2).

هدف سیستم بازاریابی سبز به حداکثر رساندن مصرف، حق انتخاب بیشتر برای مصرف کننده یا تأمین رضایت مشتری نیست، بلکه هدف، ارتقا کیفیت زندگی به بالاترین سطح ممکن است و کیفیت زندگی نه فقط به معنای کمیت و کیفیت کالاها و خدمات بلکه به معنای کیفیت محیط زیست نیز هست. موضوع‌های زیست محیطی مانند گرم شدن تدریجی زمین و تغییرات آب و هوا تا حد زیادی به افزایش مصرفی بستگی دارد که توسط تجارت بین‌المللی امکان پذیر شده است. مصرف بیشتر به تأثیرات زیست محیطی بیشتر ناشی از روندهای تولید، حمل و نقل و نیز ضایعات منجر می‌شود؛ بنابراین اقتصاد پر رونق تر باعث افزایش استفاده از سوخت و انرژی‌های فسیلی موجود در زمین شده تا جایی که محیط‌زیست بیش از این تاب و توان تحمل ندارد و این مسئله به وضع قوانین زیست محیطی جدیدتر و سخت‌تری منجر شده است؛ شرکت‌ها در مسیر توسعه تولیدات دوستدار محیط‌زیست عمل می‌کنند و فرآیندهای جدید کاهش دهنده مصرف انرژی و مواد مضر را اضافه خواهند کرد.

پویایی و رقابت شدید و افزایش نگرانی نسبت به محیط زیست و همچنین مقررات دولتی و افزایش آگاهی مصرف کنندگان، شرکت‌ها را بر آن داشت که در سلامت جسمانی و روانی و پاکیزگی محیط مصرف کنندگان نیز تأمل کنند (کاتلر و آرمسترانگ).

در واقع مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در برابر محیط زیست یا همان تفکر بازاریابی سبز، تبدیل به یکی از استراتژی شرکت‌ها در بازار رقابتی امروز شده است. کشورمان ایران در سال‌های اخیر با توجه به بحران مصرف منابع و انرژی، نیازمند توسعه و ترویج بازاریابی محصولاتی است که سازگاری بیشتری با محیط زیست دارند. ایران، همانند بسیاری از کشورهای دنیا از سطح بالای آلودگی هوا، کیفیت پایین آب، حجم بالای آلودگی‌های صوتی ناشی از ترافیک، میزان زیاد زباله‌های دفع نشدنی و کاهش سریع منابع انرژی رنج می‌برد. مشکلات زیست محیطی عمدتاً به‌واسطه مصرف گرایی ناهنجار و فعالیت‌های ناپایدار ایجاد می‌شود که با ایجاد تغییراتی کوچک در شیوه زندگی و عادات مصرفی، هر فرد می‌تواند مشارکت ارزشمندی در این حرکت داشته باشد (3). دولت ایران می‌تواند استراتژی‌های متفاوتی را در تشویق مسئولیت پذیری اجتماعی، مصرف پایدار و توسعه رفتار سبز به کار گیرد. با توجه به مشکلات زیست محیطی روزافزون و تأثیرات سوء مصرف گرایی بر سلامت جسمی و روحی انسان‌ها، پرداختن به زنجیره غذایی پایدار امری اجتناب ناپذیر می‌باشد.

جهان امروز، در جریان رشد و توسعه اقتصادی ملل، شاهد گذر از نظام‌های غذا و تغذیه سنتی به‌نظام های غذا و تغذیه مدرن بوده است. در این گذر، علاوه بر آنکه موضوع تولید غذای کافی چالش‌های متعددی در زنجیره تغذیه از جمله کفایت، سلامت و تعادل غذای مصرفی و تخریب منابع زیست محیطی مطرح گردیده است؛ بنابراین، دستیابی به تغذیه پایدار به‌عنوان یکی از ارکان اصلی دستیابی به مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار می‌باشد. در زنجیره تولید و مصرف غذا، چگونگی حفظ محیط زیست و ممانعت از تخریب منابع طبیعی به شکلی متعادل و دوستدار محیط زیست سؤالی است که در پیش روی متخصصان و دست‌اندرکاران حوزه تغذیه قرار دارد. تلاش برای رفع چنین موانعی به پیدایش مفهوم رژیم‌های غذایی پایدار انجامید.

ادبیات پژوهش

بازاریابی سبز

امروزه محیط زیست به‌طور فزاینده‌ای به مسئله‌ای حیاتی و بسیار مهم برای همه اقشار مردم چه در جایگاه مشتری و چه در جایگاه تولید کننده تبدیل شده است بازاریابی سنتی بیش از حد بر خواسته‌های مشتریان تأکید می‌کند و رفاه اجتماعی و مسائل محیط زیستی را به‌حساب نمی‌آورد. این مسئله در تمام ابعاد سازمان‌ها وارد شده و بازاریابی را نیز تحت تأثیر قرار داده و منجر به‌ضرورت مفهوم بازاریابی سبز شده است. (تندکار، 1387).

بازاریابی سبز یا محیطی شامل تمام فعالیت‌هایی است که برای ایجاد و تسهیل مبادلات به‌منظور ارضای نیازها و خواسته‌های بشری طراحی می‌شود، به‌طوری که این ارضای نیازها و خواسته‌ها با حداقل اثرات مضر و مخرب روی محیط زیست باشند (زرین جوی الوار، 1391).

به عبارتی دیگر بازاریابی سبز یک فرآیند مدیریتی کل‌نگر است که عهده دار شناسایی، پیشبینی و ارضای

نیازهای مشتریان و جامعه به گونه‌ای سودآور و در عین حال پایدار برای مشتریان می‌باشد (تان و لو،2012). همچنین بازاریابی محیطی یا بازاریابی سبز را به‌عنوان فعالیت‌هایی که قصد دارند تا احتیاجات و خواسته‌های فعلی را با اثر مضرِ حداقل در محیط جایگزین کنند، تعریف کرده‌اند (الهی و یعقوبی، 1391).

ازآنجایی که منابع محدود و خواسته‌های بشر نامحدود هستند، برای بازاریابان مهم است که بدون نقصان در دستیابی به اهداف سازمانی، منابع را به‌طور کارآمد مصرف کنند، ازاین‌رو بازاریابی سبز یک استراتژی است که به بازاریابان در دستیابی به این هدف کمک می‌کند و از طریق ایجاد مزایای قابل‌تشخیص زیست محیطی بر اساس آنچه مشتری انتظار آن را دارد، از محیط زیست حمایت می‌کند (بوزتب،2012). بازاریابی سبز فرآیندی اجتماعی است که افراد و گروه‌ها از طریق مبادله محصولات و ارزش آن‌ها، نیاز و خواسته خود ر ا از طریق روش اخلاقی که آثار منفی بر محیط زیست را حداقل کند، برآورده می‌کنند؛ به عبارت دیگر، به گفته «پولونسکی»، بازاریابی سبز شامل تمام فعالیت‌هایی است که برای ایجاد و تسهیل مبادلات به‌منظور ارضای نیازها و خواسته‌های بشری طراحی می‌شود به‌طوری که این ارضای نیازها و خواسته‌ها، حداقل آثار مضر و مخرب روی محیط زیست را داشته باشند (نرم و همکاران، 2011).

افزایش فعالیت‌های بازاریابی سبز می‌تواند در نتیجه فشارهای درونی و یا بیرونی رخ دهد. ازجمله فشارهای بیرونی که باعث سبز بودن می‌شوند، می‌توان مواردی از قبیل ارضای تقاضای مصرف کنندگان، رسانه‌ها، مشتریان تجاری-تجاری، واکنش نسبت به اقدامات رقبا، دخالت روزافزون دولت و افزایش آلودگی محیط زیست را نام برد. عوامل درونی زیادی نیز وجود دارند که بر شرکت‌ها فشار می‌آورند تا فعالیت‌های سبز را به اجرا بگذارند که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: عامل هزینه، فلسفه شرکت، ایجاد موضع رقابتی در بازار (سمندر، 1396).

آمیخته‌ها ابزارهای تاکتیکی بازاریابی سبز هستند که می‌توانند کنترل شوند و برای تأثیرگذاری تقاضای محصولات استفاده شوند که

شامل محصول، قیمت، مکان و ترفیع می‌باشد (رکس وبائومان – 2117).

ﻣﺤﺼﻮل ﺳﺒﺰ: ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺣﻔﻆ اﻧﺮژي و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ.

ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰ: ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰ را ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي ﮐﺎﻻﻫﺎي ﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﺗﻤﺎﯾﻞ او ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮ اي ﮐﺎﻻي ﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺗﻌﺎدل اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ ﺗﻌﺮﯾﻒ کرده‌اند.

ﺗﺮوﯾﺞ ﺳﺒﺰ: ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي اﻧﺘﻘﺎل اﻃﻼﻋﺎت زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ واﻗﻌﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ فعالیت‌های ﺷﺮﮐﺖ ارﺗﺒﺎط دارﻧﺪ.

ﺗﻮزﯾﻊ ﺳﺒﺰ: زﻧﺠﯿﺮه ﻋﺮﺿﻪ ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮاي رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮاي ﺗﻤﺎم بخش‌های درﮔﯿﺮ اﺳﺖ.

رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار

ﺑﺮاي اوﻟﯿﻦ ﺑﺎر ﺟﺎن دي گا سو در ﺳﺎل 1986 در ﻣﺠﻠﻪ آﻣﻮزش ﺗﻐﺬﯾﻪ واژه رژیم‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار را ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺮد و ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮد ﺗﺎ در اﯾﻦ ﺟﻬـﺖ ﻗـﺪم ﺑﺮدارﻧﺪ (ﮐﺎرﻧﯽ ﺟﯽ،2010). اﯾﻦ راﻫﻨﻤﺎي ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺷﺪه در زﻣﺎن ﺧﻮد ﺑﺎ اﻧﺘﻘﺎدﻫﺎي ﺷﺪﯾﺪي ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪ و ﺟﺪي ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸد. در ﻃـﯽ دو دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﮏ ﻋﻼﻗﻪ روﺑـﻪ اﻓﺰاﯾﺶ در ﻣـﻮرد ﻣﻮﺿـﻮع رژﯾـﻢ «ﺗﻌﺪاد ﻣﻘﺎﻻﺗﯽ ﮐﻪ ﮐﻠﯿﺪ واژه‌های»ﭘﺎﯾﺪاري 2015 ﺗﺎ 2000 ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. به‌طوری ﮐﻪ ﻃﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ سال‌های و «رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ» را ﺷﺎﻣﻞ می‌شدند، ﻫﺠﺪه ﺑﺮاﺑر ﺷﺪه اﺳﺖ (داﻧﺠﻮر وﻫﻤﮑﺎران، 2012). ﭘﺲ از ﻃﺮح اﻫﺪاف ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار در ﺳﺎل 2012، ﭼﺎﻟﺶ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺻـﻔﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﺑـﺎﻧﮑﯾﻤﻮن دﺑﯿﺮ وﻗﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ و از ﻫﻤﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪ زﻣﯿﻨﻪ اي ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎزﻧﺪ ﮐـﻪ ﻫﻤـﻪ اﻓـﺮاد از ﺣﻖ ﻏـﺬا ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪ ﮔﺮدﻧﺪ و ﻧﻈﺎم ﻫﺎي ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺎﺷﻨﺪ. در ﺑﺨﺸﯽ از دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞ اﻫﺪاف ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي، ﺗﻀﻤﯿﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺳﺖ ﺑﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﻖ اﯾـﻦ اﻫﺪاف ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﺎزﻣﺎن ﺧﻮاروﺑﺎر و ﮐﺸﺎورزي ﺟﻬﺎﻧﯽ، در ﺳﺎل 2010، «رژﯾﻢﻫﺎي ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار»، رژﯾﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ اﺛﺮات زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﻖ اﻣﻨﯿﺖ ﻏﺬا و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ و زﻧﺪﮔﯽ ﺳﺎﻟﻢ را ﺑﺮاي ﻧﺴﻞ ﻫﺎي ﺣﺎﺿﺮ و آﯾﻨﺪه ﺑـﻪ ارﻣﻐﺎن ﻣﯽآورد. رژیم‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺣﺎﻓﻆ و ﻣﺮاﻗﺐ ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ و اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ازﻧﻈﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ قابل‌قبول، ازﻧﻈﺮ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ و ﻣﻘﺮون به‌صرفه، قابل‌دسترس ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ و ازﻧﻈﺮ تغذیه‌ای ﮐـﺎﻓﯽ، اﯾﻤﻦ و ﺳﺎﻟﻢ می‌باشند و از ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻃﺒﯿﻌﯽ به‌صورت ﺑﻬﯿﻨﻪ اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند (ﻓﺎﺋﻮ-2010). رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار می‌تواند ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻄﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي را از ﻃﺮﯾﻖ ﻏﺬاﻫﺎي ﺑﺎ اﺛﺮات زﯾﺴﺘﯽ ﮐﻤﺘﺮ، قابل‌دسترس و ﺣﺎﻣﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن ﺑﯿﺎورد. ﻏﺬاي ﮐﻪ انسان‌ها ﻣﺼﺮف می‌کنند ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ارﺗﺒﺎط ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ازﺟﻤﻠﻪ ﻓﺮاﻫﻢ ﺑﻮدن ﻏﺬا، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻏﺬا و انتخاب‌های ﻏﺬاﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮد اﯾﻦ ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﺮاﯾﻂ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ، دﻣﻮﮔﺮاﻓﯿﮏ، درآﻣﺪ، وﺿـﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدي-اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺷﻬﺮي ﺷﺪن، ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺷﺪن، ﻣﺬﻫﺐ، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺑﺎزار و ﻧﮕﺮش ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ. رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﺛﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻏﺬا و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﺳﻼﻣﺘﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ و ﺑﺮﻋﮑﺲ را در ﻧﻈﺮ می‌گیرد (ﺟﺎﻧﺴﻮن و ﻫﻤﮑﺎران، 2014).

از دﯾﺪﮔﺎه ﺷﻬﺮوﻧﺪي و توانمندی‌های ﻓﺮدي، ﮔﺴﺘﺮش و ﺗﺤﻘﻖ نظام‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار، ﺑﻪ داﻧﺶ و مهارت‌های ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻧﯿﺎز دارد و ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﮐﻠﯿﺪي اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﺳﻮاد ﻏﺬا و ﺗﻐﺬﯾﻪ می‌بایست ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ به‌منظور ﺷﻨﺎﺧﺖ ﯾﮏ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻮاﻣﻞ ﮐﺸﺎورزي، ﻣﺤﯿﻄﯽ، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﺛﺮات ﻏﺬاي ﻣﺼﺮﻓﯽ و ارزش ﺗﻐﺬﯾﻪ آن ﺑﺎﯾﺪ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد (ﺟﺎﻧﺴﻮن و ﻫﻤﮑﺎران، 2014). ﺑﻌﺪ ﮐﺸﺎورزي رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﻧﻘﻄﻪ ﺷﺮوع ﯾﮏ ﻧﻈﺎم ﻏﺬا و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ ﭼﺮاﮐﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﻏﺬا را ﺷﺎﻣﻞ می‌شود و ﺳﺎﯾﺮ اﺑﻌﺎد رژﯾﻢ ﻏـﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ازﺟﻤﻠـﻪ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﺤﺖ تأثیر آن ﻗﺮار می‌گیرند. ﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﺸﺎورزي ﮐﻨﻮﻧﯽ ﮐﻪ درﻧﺘﯿﺠﻪ اﻧﻘﻼب ﺳﺒﺰ در دﻫﻪ 1950 و 1960 ﻣـﯿﻼدي ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺷـﺪ و ﺑـﺎ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺪن ﮐﺸﺎورزي ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ و دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑـﻪ ﻏﺬا ﺷﺪ اﻣﺎ اﺛﺮات ﺳﻮء ﻫﻤﭽﻮن ﺗﻐﯿﯿﺮات آب‌وهوایی، از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ، از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ زﻣﯿﻦ، ﺧﺎك و آب ﺷﯿﺮﯾﻦ را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل داﺷﺖ. ﺑﻌﺪ ﮐﺸﺎورزي ﻫﻢ ﺑـﺮ ﺑﻌﺪ ﺳﻼﻣﺘﯽ اﺛﺮﻣﯽﮔﺬارد و ﻫﻢ از آن اﺛﺮ می‌پذیرد. ﮐﺸـﺎورزي ﺑـﺎ ﺗﻮﻟﯿـﺪ غذای کافی و ﺳﺎﻟﻢ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺪن اﺳﺖ ﮐﻪ به‌نوبه ﺧـﻮد ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺎراﯾﯽ و ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﮑﺮد انسان‌ها اﺳﺖ. اﯾـﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺎراﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ بهره‌وری در ﻓﻌﺎﻟﯿـﺖ ﮐﺸـﺎورزي ﻣﻨﺠﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ و ﻧﺤﻮه ﺗﻮزﯾﻊ درآﻣﺪ در ﺳﻄﺢ ﺟﺎﻣﻌﻪ به‌عنوان دو ﺷﺎﺧﺺ از وﺿـﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه دﺳﺘﺮﺳﯽ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﻪ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ اﺳﺖ. اﻓـﺮاد ﺑـﺎ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻏﺬاﻫﺎي متنوع‌تر و مغذی‌تر دارﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮي دارﻧﺪ ﺑﺎ سرمایه‌گذاری ﺑﻬﺘﺮ، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي ﮐﺎﻓﯽ و ﺑﺎﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑـﺮاي ﻣﺮدم ﻓﺮاﻫﻢ می‌کنند. از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ سیاست‌های ﺣﻤﺎﯾﺘﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻏﺬاﯾﯽ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺑﺮ روي دﺳﺘﺮﺳﯽ اﻗﺘﺼـﺎدي و ﻓﺮاﻫﻤـﯽ ﻏـﺬا اﺛﺮﮔﺬار اﺳﺖ.

ﺑﻌﺪ دﯾﮕﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ آن توجه ﺷﻮد ﺑﻌﺪاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اﺳﺖ. ﻏﺬا ﻓﻘﻂ به‌عنوان ﯾـﮏ رﻓـﻊ ﮐﻨﻨﺪه ﻧﯿﺎزﻫﺎي تغذیه‌ای ﻣﺼﺮف نمی‌شود ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺼﺮف ﻏـﺬا در ﺟﻮاﻣـﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﮏ ﺣﺲ ﻣﻄﻠﻮب اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ را ﺑﻪ ﻫﻤـﺮاه دارد ﮐـﻪ در ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎن از اﻋﺘﻘﺎدات ﻫﻨﺪوﯾﺎن ﺗﺄﺛﯿﺮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﯾﺎ اﯾﻨﮑـﻪ ﻗﻮت ﻏﺎﻟـﺐ مکزیکی‌ها از ذرت اﺳﺖ از قرن‌ها ﮐﺸﺖ اﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮل در ﻣﯿﺎن ﺑﻮﻣﯿﺎن ﻣﻨﺸﺄ می‌گیرد؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﺑـﻪ ﺑﻌـﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻏﺬا در رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺟﺰو اﺑﻌـﺎد ﻣﻬـﻢ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ (ﺟﺎﻧﺴﻮن و ﻫﻤﮑﺎران – 2014.)

ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ آﻧﭽﻪ ﻣﺮدم می‌خورند ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ به‌عنوان ﯾﮏ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﺎﻣﻞ از رواﺑﻂ ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪه در ﯾﮏ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﻌﺮﯾﻒ می‌شود، ﮔﯿﺎﻫﺎن، ﺣﯿﻮاﻧﺎت، میکروارگانیسم‌ها، آب، ﺧﺎك و اﻧﺴﺎن را ﺷﺎﻣﻞ می‌شود. ﺗﻤﺎم اﯾﻦ اﺟﺰا در ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﺎر دﯾﻨﺎﻣﯿﮏ ﺑﺮ ﻫﻢ دﯾﮕﺮ اﺛﺮ می‌گذارند و ﻓﻘﺪان ﯾك ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﯿﺴﺘﻢ را ﺑﻪ ﺧﻄﺮ می‌اندازد. آﻧﭽﻪ ﻣﺮدم ﻣﺼﺮف می‌کنند می‌تواند ﺑﺮ روي آب‌وخاک ﻣﺼﺮﻓﯽ، ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ و ﮔﺮم ﺷﺪن ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ و از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺗﻤﺎم ﺳﯿﺴﺘﻢ ﯾﮏ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار را از ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻌﺎدل ﺧﺎرج می‌کند

اﺑﻌﺎد اﺻﻠﯽ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺷﺎﻣﻞ 1) ﺳﻼﻣﺖ؛ 2) ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ، محیط‌زیست و آب‌وهوا؛3 ) ﺑﺮاﺑﺮي و ﺗﺠﺎرت ﻋﺎدﻻﻧﻪ؛ 4) ﻏﺬاﻫﺎي ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ، ﻣﺤﻠﯽ و ﻓﺼﻠﯽ؛ 5) مهارت‌ها و ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ؛6) ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﻏﺬاﯾﯽ، اﻣﻨﯿﺖ ﻏﺬاﯾﯽ و در دﺳﺘﺮس ﺑﻮدن می‌باشند.

ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ به‌طور اﻋﻢ، ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ فعالیت‌هایی ﮔﻔﺘﻪ می‌شود ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و بنگاه‌های اﻗﺘﺼﺎدي به‌صورت داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ به‌عنوان ﯾﮏ ﻋﻀﻮ ﻣﺆﺛﺮ و ﻣﻔﯿﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻧﺠﺎم می‌دهند. در ﻣﺘﻮن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ، مسئولیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ به گونه ﻋﺎم و اﺻﻮل اﺧﻼﻗﯽ به گونه ﺧﺎص ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﺟﺪاﺋﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ از ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺗﺪوﯾﻦ و اﺟﺮاي اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. صاحب‌نظران ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در دو دﺳﺘﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎن و ﻣﻮاﻓﻘﺎن ﻗﺮار می‌گیرند. ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را می‌توان این‌گونه ﻧﯿﺰ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﻤﻮد: مجموعه‌ای از فعالیت‌های ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اندازه‌گیری و ﭘﺮدازش ﻋﻤﻠﮑﺮد سازمان‌های ﺗﺠﺎري و ﻧﻘﺶ آن‌ها در ﻧﮕﻬﺪاري و ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻪ ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺤﻠﯽ ﺧﻮد ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و ﮔﺰارش اﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻋﻤﻠﮑﺮد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آن ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎﺷﺪ. وﻇﯿﻔﻪ سازمان‌ها ﻣﺤﺪود ﺑﻪ پیشینه‌سازی ﺳﻮد و ﺑﺎزده اﻗﺘﺼﺎدي ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺎم جنبه‌های ﻣﺤﯿﻄﯽ و ﺧﺪﻣﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ می‌شود (رﺣﯿﻤﯿﺎن و ﻫﻤﮑﺎران، 1391). ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﺑﺎ ﭘﯿﺮوي از این روش، نه‌تنها ﺑﺮاي اﻣﺮوز ﺧﻮد ﺳﻮد ﺗﻮﻟﯿﺪ می‌کنند، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه ﺧﻮد را ﻧﯿﺰ ﺗﺜﺒﯿﺖ می‌نمایند (اﺣﻤﺪوﻧﺪ و اﺑﻮاﻟﺤﺴﻨﯽ رﻧﺠﺒﺮ، 1392).

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ سازمان‌ها ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار به‌عنوان ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﻫﻨﺠﺎري ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻄﻠﻮب ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺟﻮاﻣﻊ را ﺑﯿﺎن می‌کند، ﺗﻮﺟﻪ زﯾﺎدي را در ﻋﻠﻢ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﮐﺮده اﺳﺖ (ﻫﺎن و ﻫﻤﮑﺎران -2014) ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺎﻧﺴﺎل، بنگاه‌ها ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﮕﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﻮﻟﯿﺪي اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار اﯾﻔﺎ می‌کنند (ﺑﺎﻧﺴﺎل-2012). اﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻢ سازمان‌ها، منجر به ﻇﻬﻮر ﻣﻔﻬﻮم «ﭘﺎﯾــﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ» ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، اﮔﺮﭼﻪ ﺳﻮدآوري و رﺷﺪ ﺑﻨﮕـﺎه را ﻣﻬـﻢ می‌داند، اﻣﺎ هم‌زمان ﺑﺮ ﭘﯿﮕﯿﺮي اﻫﺪاف اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، به‌ویژه آن‌ها ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻫﺴﺘﻨﺪ-ﻧﻈﯿﺮ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﻋـﺪاﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و توسعه اﻗﺘﺼﺎدي- ﺗﺄﮐﯿﺪ می‌کند (وﯾﻠﺴﻮن-2013). ازﻧﻈﺮ ﺑﺎﻧﺴﺎل، ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﻣﺘﻀﻤﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﮕﯿﺮي اﻫﺪاﻓﯽ در ﺳﻄﺢ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ به‌تنهایی ﻣﻄﻠﻮب ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ به‌طوری ﻧﺎﮔﺴﺴﺘﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﭘﯿﻮﻧﺪ دارﻧﺪ و وابسته‌اند. دﯾﻠﯿﮏ و ﻫﻤﮑﺎران، ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار، ﺑﺪﯾﻦ ﺻﻮرت ﺑﯿﺎن ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ: «ﺑﺮآورده ﮐﺮدن ﻧﯿﺎزﻫﺎي ذی‌نفعان ﻓﻌﻠﯽ مستقیم و ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﻨﮕﺎه نظیر سهامداران، ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن، گروه‌های ﻓﺸﺎر، ﺟﻮاﻣـﻊ ﺑـﺪون ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮدن ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ آن ﺟﻬﺖ ﺑﺮآورده ﮐﺮدن ﻧﯿﺎزﻫﺎي ذی‌نفعان آﯾﻨﺪه»(دﯾﻠﯿﮏ و ﻫﻤﮑﺎران-2002). ﻟﻮزاﻧﻮ اما تعریفی ﭼﻬﺎرﺑﻌـﺪي از ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ اراﺋﻪ می‌کند (ﻟﻮزاﻧﻮ-2012) و ﺑﻌﺪ زﻣﺎن را ﻧﯿﺰ ﺑـﻪ اﺑﻌﺎد ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار اﺿﺎﻓﻪ می‌کند: «فعالیت‌های ﺑﻨﮕﺎه ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻔﺎي ﺳﻬﻢ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻫﺴﺘﻨﺪ؛ ﺷﺎﻣﻞ اﺑﻌﺎد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻗﺘﺼﺎدي و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ اﻣﺮوز ﺑـﺎ در نظر گرفتن رواﺑﻂ آن‌ها ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ و ﻧﯿﺰ در ﻃﻮل زﻣﺎن هم‌راستا ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ سیستم‌های ﺷﺮﮐﺖ و ذی‌نفعان آن». ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺑﺮاي ﭘﺎراداﯾﻢ ﻏﺎﻟﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ –اﻗﺘﺼﺎدي، ﯾﻌﻨﯽ اﻗﺘﺼﺎد ﻧﺌﻮﻟﯿﺒﺮال ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻗﺘﺼﺎد ﻧﺌﻮﻟﯿﺒﺮال، ﺗﻤﺎﯾﻞ اش ﺑﻪ ﺗﻤﺮﮐﺰ منحصربه‌فرد ﺑﺮ ﺳﻮدآوري ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻢ ﯾﺎ ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت اﺳﺖ (ﻟﻮزاﻧﻮ-2015). در ﻫﻤﯿﻦ زﻣﯿﻨﻪ، ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ «ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻨﮕـﺎه»، ﺷﻬﺮوﻧﺪي ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، اﺧﻼق ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر، ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ رواﺑﻂ ﺑﺎ ذی‌نفعان و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ ﺑﻨﮕﺎه، ازﺟﻤﻠﻪ حوزه‌های ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ همپوشانی‌هایی ﺑﺎ ﺣﻮزه ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ دارﻧﺪ. ﺑـﯿﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﻧﺰدﯾﮏ وﺟـﻮد دارد. دﯾﻠﯿﮏ و ﻫﻤﮑﺎران، ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ سیر تاریخی ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار به‌ویژه در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺑﻨﮕﺎه، ﺑﺮاﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ تأکید می‌کنند ﮐﻪ در ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت دﻧﯿﺎي ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ، ﻣﻔﻬﻮم ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺘﺮادف ﺑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ می‌شود (دﯾﻠﯿﮏ و ﻫﻤﮑﺎران-2002).

ﺷﻮراي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ سازمان‌ها را اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ می‌کند: «ﺗﻌﻬﺪ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ کسب‌وکارها ﺑﺮاي رﻓﺘﺎر اﺧﻼق ﻣﺪار و ﺳﻬﯿﻢ ﺷﺪن در ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي در حالی که هم‌زمان ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ارﺗﻘﺎي ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر ﺷـﻮﻧﺪ. «ازﻧﻈﺮ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن اروﭘﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ برنامه‌ای است ﮐﻪ در آن بنگاه‌ها ﺗﺼﻤﯿﻢ می‌گیرند ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ در اﯾﺠﺎد جامعه‌ای ﺑﻬﺘﺮ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ پاک‌تر ﺳﻬﯿﻢ ﺷﻮﻧﺪ». در اﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮع اﺧﺘﯿﺎري اﺳﺖ ﮐﻪ در ﮐﻨﺎر رﺳﺎﻟﺖ اﺻﻠﯽ بنگاه‌ها ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﻮد دﯾﺪه می‌شود و بنگاه‌ها ﺑﺪﯾﻦ وﺳﯿﻠﻪ می‌توانند در اﻫﺪاف اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ از ﻃﺮﯾﻖ ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ ﮐﺮدن ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در استراتژی‌های ﻣﺤﻮري و ﻋﻤﻠﯿﺎت ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر ﺧﻮد، ﺳﻬﯿﻢ ﺷﻮﻧﺪ. داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﻮدن و ﻓﺮاﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﻮدن، ازﻧﻈﺮ دیگر ﻧﯿﺰ ﯾﮑﯽ از شاخصه‌های ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می‌رود. ﺑﺎ اﯾﻦ ﺣﺎل او ﺑﺮ اﯾﻦ ﻫﻢ تأکید می‌کند ﮐﻪ ﺑﺮاي ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺣﻘﻮق اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﯾﺎ رﮔﻮﻻﺗﻮري ﺷﻮد (ﻫﺪﯾﮕﺮ-2010).

ﺑﺮاي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﺗﻌﺎرﯾﻒ دﯾﮕﺮي ﻧﯿﺰ اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺪرﺳﻪ ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﮐﻨﺪي در داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎروارد، ﺑـﻪ جنبه‌های اﺧﻼﻗﯽ رﻓﺘﺎر بنگاه‌ها ﺗﻮﺟﻪ کرده‌اند و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ کرده‌اند ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ می‌پردازد ﮐﻪ بنگاه‌ها ﺑﺎ ﺳﻮدﺷﺎن ﭼﻪ می‌کنند، ﺑﻠﮑﻪ ﻃﺮﯾﻘﻪ ﮐﺴﺐ ﺳﻮد آن‌ها را ﻧﯿﺰ زﯾﺮ ذره ﺑـﯿﻦ ﻗﺮار می‌دهد. ﻃﺒﻖ اﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮاﺗﺮ از ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﯽ و اﻗﺪاﻣﺎت ﺑﺸﺮدوﺳﺘﺎﻧﻪ و ﻧﯿﺰ ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺖ و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼـﺎدي بنگاه‌ها و روابطشان ﺑﺎ ذی‌نفعان در حیطه‌های اﺻﻠﯽ اثرگذاری‌شان اﺳﺖ؛ حیطه‌هایی ﻧﻈﯿﺮ: ﻣﺤﻞ ﮐﺎر، ﺑﺎزار، زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ، ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺳﻄﺢ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﮔﺬاري.

ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﺑﻪ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ سازمان‌ها پرداخته‌اند. (ﻣﺎرِوﯾﺠﮏ-2003) در ﻣﺘﻮن آﮐﺎدﻣﯿﮏ، روﯾﮑﺮدﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮده اﺳﺖ ﮐﻪ سعی کرده‌اند در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ اﯾـﻦ سؤال ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ دارد. ﻣﻄـﺎﺑﻖ روﯾﮑـﺮد ﺳﻬﺎم داران، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﺑﻨﮕﺎه، ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﮐﺮدن ﺳـﻮد ﺧﻮدش اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮﯾﺪﻣﻦ در ﺳﺎل 1970 ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. ﻣﻄﺎﺑﻖ اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ فعالیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، در حیطه دوﻟـﺖ اﺳﺖ و ﺑـﻪ ﺳﺎزﻣﺎن رﺑﻄﯽ ﻧﺪارد. دﯾﺪﮔﺎه ﻣﺘﺄﺧﺮﺗﺮ و ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺗﺮي از اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ، ﺑﯿﺎن می‌کند ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺎه در ﻣﻮرد ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﻨﻬﺎ در ﺣﺪي دﻏﺪﻏﻪ دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺪف اﺻﻠﯽ ﺑﻨﮕﺎه ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ و آن ﺧﻠﻖ ارزش ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت ﺑﺮاي ﻣﺎﻟﮑﺎن ﺑﻨﮕﺎه اﺳﺖ. روﯾﮑﺮد ذی‌نفعان، دﯾﺪﮔﺎه دﯾﮕﺮي اﺳﺖ ﮐﻪ می‌گوید سازمان‌ها ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﻬﺎم دارانشان ﻣﺴـﺌﻮﻟﯿﺖ دارﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ذی‌نفعانشان را ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ ﻣﺘﻮازن در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. روﯾﮑﺮد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﮔﺴﺘﺮه وسیع‌تری دارد و ﺑﯿﺎن می‌کند ﮐﻪ بنگاه‌ها در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ به‌عنوان ﻋﻀﻮي از آن، به‌طور ﮐﻠﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ دارﻧﺪ. آن‌ها ﺑﺎ ﻣﺠﻮزاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-رﺿﺎﯾﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻋﻤﻮم ﻣﺮدم- ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ می‌کنند و در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺑـﻪ ﺷﮑﻞ ﺳﺎزﻧﺪه و رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺸﯽ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪ. ازﻧﻈﺮ ﻣﺎرِوﯾﺠﮏ، اﯾﻦ روﯾﮑﺮدﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ و به‌خصوص روﯾﮑﺮد متأخر ﯾﻌﻨﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﯾﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ سازمان‌ها به‌طور ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﺎزﻧﮕﺮي ﺟﺎﯾﮕﺎه و اقداماتشان در زﻣﯿﻨة اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ پیچیده‌ای ﺑﭙﺮدازﻧﺪ ﮐﻪ در آن ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ می‌کنند. ﭼﯿﺰي ﮐﻪ به‌طور ﺳﻨﺘﯽ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﺳﺖ

اﻣﺮوزه، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ سازمان‌ها و ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻃﺮز فزاینده‌ای در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ، ﮔﻔﺘﻤﺎن ﻋﻤﻮﻣﯽ، شبکه‌های ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ و ﺗﻌﺎﻣﻼت بنگاه‌ها در ﺳﻄﺢ بین‌المللی ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ (ﻫﺪﯾﮕﺮ-2010). ﻣﺤﻮر اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﺗﻮﺟﻬﺎت، ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺪاري ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌توانند ﺑﻪ چالش‌های ﺟﻬـﺎﻧﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﯾﺎري ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. به‌طور ﺧﻼﺻﻪ، اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه ﺟﺪﯾﺪ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﮐﻪ رﻓﺘﺎر بنگاه‌ها دﯾﮕﺮ صرفاً ﻧﺒﺎﯾﺴﺘﯽ ﻣﺘﻀﻤﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮد رﺳﺎﻧﯽ ﺑـﻪ ﺳﻬﺎم داران، دﺳﺘﻤﺰد ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ﯾﺎ اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺖ و ﻣﺤﺼﻮل ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﻪ ارزش‌ها و دغدغه‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ ﻧﯿﺰ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ، ﯾﮏ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش از ﭘﺎراداﯾﻢ «ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﮐﺮدن ﺳﻮد» ﺑـﻪ ﻣﻔﻬﻮم گسترده‌تر «در نظر گرفتن دغدغه‌های ذی‌نفعان ﻣﺘﻌﺪد» و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ.

ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ

در ﻋﺼﺮي زﻧﺪﮔﯽ می‌کنیم ﮐﻪ اﻟﮕﻮي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺳﻨﺘﯽ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﺤﻮر، به‌واسطه ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ ﻣﺨﺮﺑﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﯿﺎره زﻣﯿﻦ ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬاﺷﺘﻪ، ﻣﻮرد سؤال و اﻧﺘﻘﺎد ﻗﺮار ﮔرﻓﺘﻪ اﺳﺖ. از ﭼﻨﺪ دﻫﻪ ﭘﯿﺶ و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﻣﺤﻘﻘﺎن، سیاست‌گذاران و ﻧﻬﺎدﻫﺎي بین‌المللی در ﺗﻼش ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﺮوﯾﺞ مدل‌های ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ اﻟﮕﻮي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﭘﺎراداﯾﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار، در نگاه‌های ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺧـﻮد در ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب ﺑـﺮ اﺟﺘﻤاع و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﺟﺰﺋﯽ ﺟﺪاﯾﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ از ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳـﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ دﻧﺒال آینده‌ای ﺑﻮد ﮐﻪ در آن ﻣﻼﺣﻈﺎت محیط‌زیستی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي در ﺗﻮازن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮان ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮي از ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ. اﻫﻤﯿﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار در ﻧﻈﺎم بین‌الملل ﺑﻪ ﺣﺪي رﺳﯿﺪه ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ از ﺳـﺎل 2015، «اﻫﺪاف ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار» را ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ «اﻫﺪاف ﺳﻨﺘﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﺰاره» ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻋﻀﻮ ﺗﺎ ﺳﺎل 2030 ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﻖ آن‌ها ﺗﻼش ﮐﻨﻨد. ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار وﻇﯿﻔﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻧﻬﺎد ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺎزﯾﮕﺮان ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ در ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﺘﺼﻮر می‌توان ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺪون ﻧﻘﺶ آﻓﺮﯾﻨﯽ ﺟﻤﻌﯽ آن‌ها، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﺤﻘﻖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ: دولت‌ها، ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪﻧﯽ. ازﻧﻈﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ، ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ، در اﻧﻮاع آن از بنگاه‌های ﮐﻮﭼﮏ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ تعاونی‌ها، شرکت‌های ﺑﺰرگ و چندملیتی ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در ﺗﺤﻘﻖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار دارﻧﺪ. ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻫﻨﺮي ﻣﯿﻨﺘﺰﺑِﺮگ، ﻣﺘﻔﮑﺮ ﺑﺰرگ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ، «ﯾـﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﯾﮏ ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ ﻣﻘﺒﻮل و ﻣـﻮرد اﺣﺘـﺮام، ﯾـﮏ بخش خصوصی ﻣﺴﺌﻮل و ﯾﮏ ﺑﺨﺶ ﻣﺮدﻣﯽ ﻓﻌﺎل اﺳﺖ». بنگاه‌های اﻗﺘﺼﺎدي ﯾﮑﯽ از ﺑﺎزﯾﮕﺮان ﺟـﺪي ﻋﺮﺻـﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺎ بالا رفتن دغدغه‌ها راﺟﻊ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ و ﺗﻘﺎﺿﺎي روزاﻓﺰون ذی‌نفعان و ﻧﯿﺰ دولت‌ها، بنگاه‌ها ﻣﺠﺒﻮرﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ اﯾﻦ ﻓﺸﺎرﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ و ﻧﯿﺰ اﻓﺰاﯾﺶ سهمشان در ﺟﺎﻣﻌـﻪ با توجه ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار و اﺗﺨﺎذ استراتژی‌های ﭘﺎﯾـﺪاري ﻣﻨﺎﺳﺐ اﻗﺪام ﮐﻨﻨﺪ. اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻇﻬﻮر دیدگاه‌های ﺟﺪﯾﺪي در ادبیات ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺼﻞ مشترکشان، ﺗﮏ ﺑﻌﺪي ﻧﺒﻮدن ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺑﻨﮕﺎه به‌عنوان ﻣﻮﺟﻮدﯾﺘﯽ صرفاً اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺖ. اﻧﺘﻘﺎدات، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﯾﺎن اﺻﻠﯽ ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر در ﺣﺪي ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﺮوﻋﯿﺖ بنگاه‌ها در ﻣﻌﺮض ﺧﻄﺮ ﻗـﺮار ﮔﺮﻓﺘـﻪ و ﺑـﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ آﻧﺘﻮﻧﯿﻮ ﺗﻨﮑﺎﺗﯽ، ﯾﮏ ﺑﺤﺮان ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ ﺑﺮاي مدل‌های راﯾﺞ ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر در ﺳﻄﺢ ﮐﻼن اﯾﺠﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ازﻧﻈﺮ اﺧﻼﻗﯽ زﯾﺮﺳﻮال رفته‌اند، داراي ﺗﻨﺎﻗﻀﺎت دروﻧﯽ شده‌اند و ﻓﺮاﺗﺮ از این‌ها، ﺷﯿﻮه زﯾﺴﺖ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ (آﻧﺘﻮﻧﯿﻮ ﺗﻨﮑﺎﺗﯽ-2011.)

زنجیره‌های ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻏﺬاﯾﯽ و ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ، ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ از اقتصاد هر کشور را ﺗﺸﮑﯿﻞ می‌دهند و ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ واﺳﻄﻪ اﻧﺘﻈﺎرات از آن‌ها ﺑﺮاي اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي فعالیت‌هایشان ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺑﺎﻻﺳت. ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ در زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ و ﺗﻮﻟﯿﺪﺷﺎن ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ طبیعی ارتباط و واﺑﺴﺘﮕﯽ زﯾﺎدي دارﻧﺪ. از ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺧﺮد زﯾﺎدي ﻧﯿﺰ ﺑﻪ آن‌ها واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ. اﯾﻦ ویژگی‌های ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺻﻨﻌﺖ، ﺳﺒﺐ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻗﺒﺎل ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد.

ﺻـﻨﻌﺖ ﻏﺬا ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﯾﺎدي در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺧﻮد روﺑﺮوﺳﺖ. ﺑﺴﯿﺎري از ﺑﺮﻧﺪﻫﺎي ﻣﺸﻬﻮر ﻏﺬاﯾﯽ در دﻧﯿﺎ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺎﺑﺖ مسائل اجتماعی ﻧﻈﯿﺮ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎي ﭘﺎﯾﯿﻦ، ﺣﻘﻮق اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﺳﻼﻣﺖ و اﯾﻤﻨﯽ ﻏﺬاﯾﯽ روﺑﺮو ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺘﻪ می‌شود ﮐﻤﺘﺮ ﺻﻨﻌﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺻﻨﻌﺖ ﻏـﺬا ﮐﻪ در ﻋـﯿﻦ درﮔﯿﺮي ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻃﻮل زﻧﺠﯿﺮه ﺗـﺄﻣﯿﻦ، ﺑـﻪ ﺷـﮑﻞ زﯾﺎدي واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎﺷﺪ و در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﺘﻨﻮع و گسترده‌ای ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻄ ﺰﯾﺴﺖ به‌جا ﺑﮕﺬارد. اﯾـﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺳﺒﺐ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻓﻌـﺎﻟﯿﻦ اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ، انجمن‌ها و دولت‌ها در ﺑﺴﯿﺎري ﻧﻘﺎط دﻧﯿﺎ ﻓﺸﺎرﻫﺎي زﯾﺎدي ﺑﺮ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺮاي ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ مسئولیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮد وارد ﮐﻨﻨﺪ (ﻫﺎرﺗﻤﻦ -2011.)

اﺑﻌﺎد ﻣﻬﻢ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ را می‌توان ﺑﻪ ﺷﮑﻞ زﯾﺮ دﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪي ﮐﺮد:

1) فناوری‌های زﯾﺴﺘﯽ: ﺷﺎﻣﻞ دﺳﺘﺎوردﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎزدﻫﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي،ﮐﺎﻫﺶ هزینه‌ها، ﮐﺎﻫﺶ اﺗﻼف ﻣﺤﺼﻮﻻت، و ﻧﯿﺎز ﮐﻤﺘﺮ به آفت ﮐﺶ ها و دست‌کاری‌های ژﻧﺘﯿﮑﯽ -2 ) ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ-3 ) ﺗﺠﺎرت ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ- ﺣﻘﻮق و دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎي ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺧﺮد در زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ – 4) اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺖ- 5) ﺣﻘﻮق اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن: ﺣﺬف ﮐﺎر ﮐﻮدك و ﮐﺎر اﺟﺒﺎري، اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺖ ﺷﻐﻠﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن

ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ ﭘﮋوﻫﺶ

(ﺳﻮزا و ﻫﻤﮑﺎران-2015) در ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ارزﯾﺎﺑﯽ از ﻧﻘﺶ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و شیوه‌های داﺧﻠﯽ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺮاي ﭘﺎﯾﺪاري محیط‌زیست ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﮐﻠﯿﺪ زمینه‌های ﮐﺎرﺑﺮدي ﺳـﺒﺰ داﺧﻠﯽ در ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ پرداخته‌اند. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﻮاﺑﻖ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺷـﻨﺎﺳﺎﯾﯽ رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﻋﻤﻠﯿﺎت ﻣﺤﯿﻂ داﺧﻠﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑه تأمین‌کننده ﺳـﺒﺰ، ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ زیست‌محیطی، ﮐﻠﯿﺪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺳﺒﺰ و ﺗﻮﺳﻌﻪ زیست‌محیطی ﻓﺮآﯾﻨﺪﻫﺎ و ﻣﺮاﺣﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪﺷﺪه اﺳﺖ. از روش‌های آﻣﺎري ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻮازي، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ و رﮔﺮﺳﯿﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﺑﺮاي ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ داده‌های ﺟﻤﻊآوريﺷﺪه از 332 ﺷﺮﮐﺖ اﺳﺘﻔﺎده کرده‌اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﭼﻬﺎر زﻣﯿﻨﻪ ﮐﺎرﺑﺮدي در ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺮاي اﺗﺨﺎذ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ.

ﮔﻠﻦ و ﻫﻤﮑﺎران (2014) ﺗﺄﺛﯿﺮ طرح‌های ﺳﺒﺰ و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺮﮐﺖ و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ارﺗﺒﺎط ﺗﻌﻬﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ این‌چنین طرح‌هایی را ﺑﺮ روي ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺮدﻧﺪ. ﻫﺪف از اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮرﺳﯽ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺮﮐﺖ، از ﻟﺤﺎظ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺎﻟﯽ، ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﺎزار و ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎت می‌باشد. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﺘﻐﯿﺮ ﺗﻌﺪﯾﻠﮕﺮ ﭘﺮداﺧﺘﻪﺷده اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ اﺑﺘﺪا زﻣﺎنﺑﻨﺪي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺮاي زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﻋﻤﺎل ﻧﻔﻮذ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﺎﻟﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺑﺎزار در ﻃﺮحﻫﺎي زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﻄﺮح اﺳﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﯿﺖ ﻣﯽﺑﺎﺷـﺪ. ﺧﺼﻮﺻﺎً ﻣﻮرد ﺟﺎﻟﺐ در اﯾﻦ ﻣﻮرد، ﻋﺪم وﺟﻮد اﺛﺮ ﻣﻌﻨﺎداري ﺑﯿﻦ زﻣﺎنﺑﻨﺪي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﮐﯿﻔﯿـﺖ ﺧـﺪﻣﺎت، ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﯿﺰان ﺗﻌﻬﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺑﺠﺎ ﺑﺮاي ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻫﺮ ﻃﺮح ﺳـﺒﺰي ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. اﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ ﻧﺸـﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ اﻧﺠﺎم ﻃﺮحﻫﺎي زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺟﺰء از ﺧﺪﻣﺎت ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺧﻮد اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﻧﻤﯽداﻧﺪ. ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺣﺮﻓﻪاي ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒﺰ داﺷﺘﻪ و ﺷﺮوع ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺮ اﺳﺎس اﺛﺮات زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن و ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪزودي ﺟﻨﺒﻪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﯾﮏ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﺤﺼﻮل را ﺑﯿﺸﺘﺮ در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ و ارزش ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺧﺪﻣﺎت ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﮐﻪ ارزش ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ اﺛﺮات زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﯽدﻫﻨﺪ آنﻫﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ دو ﻃﺮح زﻣﺎنﺑﻨﺪي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﻫﻢ اﺳﺘﺮاﺗﮋي زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﻃﺮحﻫﺎي ﺳﺒﺰ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ آنﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﺎن در ﺷﺮوع ﺑﻪ درك ﺑﺮﺧﯽ از ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﺻﻨﻌﺖ در اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺳﺒﺰ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮده اﻧﺪ. ﭘﺬﯾﺮش ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒﺰ و ﭘﺎﯾﺪاري در ﻣﺼﺮف ﭘﺲازآن، ﯾﮑﯽ از اﻫﻤﯿﺖﻫﺎي رﺷﺪ ﮐﺴﺐوﮐﺎر و ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن و ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺰرگ ﻣﯽﺑﺎﺷـﺪ. ﻫﺮدوي اﯾﻦﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺷـﺮﮐﺖ در وﺿــﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدي و ﺗـﺪاوم ﻣﺎﻟﯽ آن و ﺳﻮدآوري آنﻫﺎ در اراﺋﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. در ﻫﻤﯿﻦ راﺳﺘﺎ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ ﺧﻮد ﺗﻨﻬﺎ زﻣﺎﻧﯽ اداﻣﻪ ﺧﻮاﻫﺪ داد ﮐﻪ ﻧﻮآوري ﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻟﺒﺘﻪ درﺻﻮرﺗﯽﮐﻪ ازﻟﺤﺎظ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﻘﺮونﺑﻪﺻﺮﻓﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﯾﮑﯽ از ﮐﻤﮏﻫﺎي عمده‌ی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﯽ از اﯾﻦ ﻋﻤﻠﮑﺮدﻫﺎ از ﻃﺮﯾﻖ طرح‌های ﺳﺒﺰ می‌باشد ﮐﻪ درﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻃﺮح ﺳﺒﺰ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد.

داوري و ﻫﻤﮑﺎران (2014) در ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان استراتژی‌های ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﻣﺨﻠﻮط ﺑﺮاي ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪن ﺷﮑﺎف ﺑﯿﻦ اﻋﺘﻘﺎدات زیست‌محیطی ﻃﺮﻓﺪار مصرف‌کنندگان ﺳﺒﺰ و رﻓﺘﺎرﻫﺎ ﺑﯿﺎن کرده‌اند ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﮑﺎف قابل‌توجهی – ﯾﺎ ﻗﻄﻊ – ﺑﯿﻦ اﻋﺘﻘﺎدات ﻃﺮﻓﺪار محیط‌زیست و رﻓﺘﺎر ﻣﺼﺮف واﻗﻌﯽ مصرف‌کنندگان ﻇﺎﻫﺮاً ﺳﺒﺰ وﺟﻮد دارد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﭘﯿﭽﯿﺪه، ساخت‌وساز و اﺟﺮاي استراتژی‌های ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﻣﻮﻓﻖ به‌طورکلی ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﮔﺴﺘﺮده برنامه‌های ﮐﺎرﺑﺮدي و برنامه‌های ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ کوتاه‌مدت اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ به‌منظور ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑـﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ اﺑﻌﺎد ارزش وﯾﮋه ﺑﺮﻧﺪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ مصرف‌کننده درزﻣﯿﻨﻪي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ آﻏﺎزﺷﺪه و ﺗﻼش ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﯿﻨﺶ دارد ﮐﻪ اﺟﺎزه می‌دهد ﺑﺎزارﯾﺎﺑﺎن ﺳﺒﺰ اﯾﻦ ﺷﮑﺎف ﻣﻮﺟﻮد را ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﻌﺪﯾﻞ ﺑﺎﻟﻘﻮه نگرانی‌های زیست‌محیطی مصرف‌کنندگان و در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻋﻮاﻗﺐ آﯾﻨﺪه رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻓﻌﻠﯽ ﻧﯿﺰ بررسی‌شده اﺳﺖ.

لئو و ﻫﻤﮑﺎراﻧﺶ (2012) ﯾﮏ ﻣﺪل ﺗﻮﭘﯽ و پره‌ای ﺟﺪﯾﺪ 13ﯾﮑﭙـﺎرﭼـﻪ از ادﻏﺎم ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ ﭘاﯾﺪار ﺑﺎ ﺷﺶ ﺑﻌﺪ: ﻣﺤﺼﻮل، ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰي، ﻓﺮاﯾﻨﺪ، اﻓﺮاد و ﭘﺮوژه (ﺑﻪ ﻧﺎم PS 6) اراﺋﻪ ﮐﺮدﻧﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺠﺮﺑﯽ آنﻫﺎ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺑﺮاي آزﻣﻮدن ﻣﺪل ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ PS 6 اﻧﺠﺎمﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﺪل ﯾﮑﭙﺎرﭼﻪ ﺟﺪﯾﺪ اﺟﺎزه ﻣﯽدﻫﺪ ﺗﺎ ﺟﺮﯾﺎن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﻤﭽﻮن اﻃﻼﻋﺎت، ﻣﻮاد و وﺟﻮه ﺑﯿﻦ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺪار از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺴﯿﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﺘﻌﺪد اﻧﺠﺎم ﯾﺎﺑﺪ و اﯾﻦ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ را در راﺳﺘﺎي دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﮐﻠﯽ ﮐﺴﺐوﮐﺎر دارد.

اﻟﻨﺎ ﻓﺮج و ﻫﻤﮑﺎران (2011) درﭘﮋوﻫﺸﯽ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺮﮐﺖ: ﻧﻘﺶ ﺗﻌﺪﯾﻞﮐﻨﻨﺪه ﻓﺮﻫﻨﮓ زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ادﻏﺎم ارزشﻫﺎي زﯾﺴﺖﻣﺤﯿﻄﯽ در ﻓﺮﻫﻨﮓ دروﻧﯽ ﺷﺮﮐﺖ و ﺗﻌﯿﯿﻦ اﺛﺮ استراتژی‌های ﺳﺒﺰ در ﻋﻤﻠﮑﺮد شرکت‌ها پرداخته‌اند. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ داده‌ها از 361 ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪي از ﯾﮏ ﮐﺸﻮر اروﭘﺎﯾﯽ ﺟﻤﻊآوريﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﺪل ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎري ﺑﺎ ﻧﺮم اﻓﺰار EQS روش ﻣﻮرداﺳــﺘﻔﺎده ﺑﺮاي تجزیه‌وتحلیل اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻮده اﺳــﺖ. یافته‌های آﻧﺎن ﻧﺸﺎن می‌دهد ﮐﻪ اﺳـﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺳﺒﺐ می‌شود شرکت‌ها ﺳﻮدآوري ﺧﻮد را ﺑﺎ بهینه‌سازی ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ و ﮐﺎﻫﺶ هزینه‌ها ارﺗﻘﺎء ﺑﺨﺸﻨﺪ. بااین‌حال، اﺑﻌﺎد ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻓﺮاﯾﻨﺪ، به‌طور ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدي ارﺗﺒﺎط ﻧﺪارد. آن‌ها ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎن داده‌اند ﮐﻪ شرکت‌هایی ﮐﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺑﺮﺗﺮي از شیوه‌های زیست‌محیطی دارﻧﺪ ﺑﺮاي رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ موفق‌ترند

(ﺳﯿﻦ و ﭘﻨﺪي-2012) در ﭘﮋوﻫﺸﯽ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان «ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ: سیاست‌ها و شیوه‌هایی ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار» ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﺨﺶ ﺧﺎﺻﯽ از ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﺒﺰ و ﺑﺮرﺳﯽ چالش‌ها و فرصت‌های کسب‌وکار ﺑﺎ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ می‌پردازند و ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﯾﺎ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﻫﻤﻪ فعالیت‌های ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه به‌منظور ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻣﺒﺎدﻻت در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺮاي ﺑﺮآوردن ﻧﯿﺎزﻫﺎ و ﯾﺎ خواسته‌های اﻧﺴﺎن، به‌طوری ﮐﻪ ﺑﺎ رﺿﺎﯾﺖ از اﯾﻦ ﻧﯿﺎز و خواسته‌ها، می‌خواهد ﺣﺪاﻗﻞ ﺗﺄﺛﯿﺮ زﯾﺎن آور زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ رخ دﻫﺪ.

مدل‌ها

ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭼﻨﯿﻦ فاکتورهای و ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﺎزﻣﺎن ﺧﻮاروﺑﺎر و ﮐﺸﺎورزي ﺟﻬﺎﻧﯽ ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﺷﮑﻞ 1 ﺑﺮاي رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺗـﺪوﯾﻦ ﺷد. اﯾﻦ ﭼﻬﺎرﭼﻮب اﺑﻌﺎد اﺻﻠﯽ، اﺟﺰا، ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎي و ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﯾﮏ رژﯾـﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار را ﻧﺸﺎن می‌دهد. اﺷﮑﺎل برگان ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه اﺟـﺰاي اﺻـﻠﯽ رژﯾـﻢ ﻏـﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﻄـﺎﺑﻖ ﺗﻌﺮﯾﻒ FAO در ﺳﺎل 2010 اﺳﺖ. ﻫـﺮ ﯾـﮏ از اجزای اﺻﻠﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺎ داﯾﺮه ﺻﻮرﺗﯽ ﻣﺮﮐﺰي ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه رژیم‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ ﻣﺘﺼﻞ اﺳﺖ. درون ﻫﺮ ﯾﮏ از ﺟﺰاي اﺻﻠﯽ، ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎ و ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎي ﻟﯿﺴﺖ ﺷﺪه ﮐﻪ ﺑﺮ روي ﭘﺎﯾﺪاري رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ مؤثر هستند. اﯾﻦ ﻧﺤﻮه ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه واﺑﺴﺘﮕﯽ دروﻧﯽ تأثیرگذاری ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ اﺳت.

ﺷﮑﻞ 1. ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺗﻌﺮﯾﻒ FAO ﺳﺎل 2010

به‌منظور ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻨﺪ ﻣﻠﯽ ﺗﻐﺬﯾﻪ (1399-1391) از ﭼﺎرﭼﻮب رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ Shauna M. Downs و ﻫﻤﮑﺎران اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. اﯾﻦ ﭼﺎرﭼﻮب سیاست‌ها و برنامه‌ها را از 5 ﺑﻌﺪ اﺻﻠﯽ و 53 ﺟﺰء رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار می‌دهد. اﯾﻦ ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ اﺻﻠﯽ ﻋﺒﺎرت ﻫﺴﺘﻨﺪ از: ﺳﻼﻣﺖ و ﺗﻐﺬﯾﻪ، ﮐﺸﺎورزي و اﻣﻨﯿﺖ ﻏﺬاﯾﯽ، زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻂ، اﻗﺘﺼﺎد و ﺗﺠﺎرت و نهایتاً ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺳﯿﺎﺳﯽ. ﺑﺮاي ﻫﺮ ﯾﮏ از اﯾﻦ بعدهای اﺻﻠﯽ رژیم غذایی ﭘﺎﯾﺪار، اﺟﺰاﯾﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﺠﻤﻮع ﺷﺎﻣﻞ 53 ﺟﺰ ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺳﺖ (ﺷﮑﻞ 2).

شکل 2. سند ملی تغذیه و امنیت غذایی

اﻫﺪاف ﭘﮋوﻫﺶ

ﻫﺪف اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، ﺑﺮرﺳﯽ تأثیر ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒز ﺑﺮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ «رژیم‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار» به‌عنوان روﯾﮑﺮدي ﺑﺮاي اﺻﻼح ﻣﺸﮑﻼت ﻧﻈﺎم ﻏﺬا و ﺗﻐﺬﯾـﻪ ﻣﺪرن در ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ می‌باشد. در این ﭘﮋوﻫﺶ ﻗﺼﺪ دارﯾﻢ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑـﻪ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، به‌طور خاص‌تر اﺑﻌﺎد آن را در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺮرﺳﯽ و ﺳﭙﺲ ضرورت‌های ارﺗﻘﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ را ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺗﺠﺎرب بین‌المللی و یافته‌های ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ اﯾﻦ ﺣﻮزه، ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﺑﮕﺬارﯾﻢ.

ﻟﺬا یافته‌های ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮاي ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ دو سؤال ذﯾﻞ اﺳﺖ:

ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﭼﻪ تأثیری ﺑﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار دارد؟

رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﭼﻪ تأثیری ﺑﺮ ارﺗﻘﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دارد؟

 روش ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﮋوﻫﺶ

ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ از ﻧﻈﺮ ﻫﺪف، توسعه‌ای – ﮐﺎرﺑﺮدي اﺳﺖ. در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ، به دلیل ﺳﻌﯽ در ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺑﻌﺎد ﭘﺪﯾﺪه در ﺑﺴﺘﺮ واﻗﻌﯽ، ﻣﺤﻘﻖ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ از ﭘﯿﺮوي از ﭘﺎراداﯾﻢ ﮐﯿﻔﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ. ازآﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺪف ﺗﺤﻘﯿﻖ ارﺗﻘﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ می‌باشد از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺣﻀﻮري و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ صاحب‌نظران و سیاست‌گذاران و ﻣﺪﯾﺮان ﺻﻨﻌﺖ ﺳﻼﻣﺖ، ﻧﻈﺮ ﺳﻨﺠﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻢ، مصاحبه‌ها ﮐﺪﮔﺬاري ﺷﺪه و رواﺑﻂ تأثیرگذاری ارائه می‌گردد.

در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻢ اﺑﻌﺎد ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺑﻪﻋﻨﻮان مقوله‌های ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮا در ﻧﻈﺮ گرفته‌شده و ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺷﻮﻧﺪﮔﺎن در مقوله‌های ﻣﺤﺼﻮل ﺳﺒﺰ، ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰ، ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺳﺒﺰ و ﺗﻮزﯾﻊ ﺳﺒﺰ ﮐﺪﮔﺬاري شده‌اند. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، اﺑﺘﺪا ﭘﺮوﺗﮑﻞ اﻧﺠﺎم ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮔﺮدﯾﺪ. ﭘﺲ از ﺗﺪوﯾﻦ ﭘﺮوﺗﮑﻞ، مصاحبه‌های ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ. اﯾﻦ مصاحبه‌ها ﺗﺎ زﻣﺎن رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اﺷﺒﺎع ﻧﻈﺮي اداﻣﻪ داده ﺷﺪﻧﺪ. ﺧﺒﺮﮔﺎن را ﻣﺪﯾﺮان ﺳﻄﻮح ﺑﺎﻻي ﺻﻨﻌﺖ ﻏﺬا و سلامت و ﻣﺪﯾﺮان اﺟﺮاﯾﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ می‌دادند. در ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮاي اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮﻧﻪ¬ﻫﺎي ﺗﺤﻘﯿﻖ از روش غیر تصادفی و ﻗﻀﺎوﺗﯽ و به‌طور ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﯿﺮي گلوله برفی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. در اﯾﻦ روش ﯾﮏ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺷﻮﻧﺪه ﻣﺤﻘﻖ را ﺑﻪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﻌﺪي ﻫﺪاﯾﺖ می‌کند. درﻧﻬﺎﯾﺖ به‌منظور ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺑﺮ اﺑﻌﺎد مسئولیت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﺑﻌﺎد زﻧﺠﯿﺮه ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار و ﺣﺼﻮل راﻫﮑﺎرﻫﺎﯾﯽ ﺟﻬﺖ ارﺗﻘﺎي مسئولیت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، 17 ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎ سیاست‌گذاران، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و ﻣﺪﯾﺮان ﺻﻨﻌﺖ ﻏﺬاﯾﯽ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ.

یافته‌های ﭘﮋوﻫﺶ

ﺑﺮﻣﺒﻨﺎي ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺧﺒﺮﮔﺎن ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﺷﺮح ذﯾﻞ ﺑﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار اﺛﺮﮔﺬار ﺑﻮده و رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ می‌گذارد ﮐﻪ اﯾﻦ ﻓﺮاﯾﻨﺪ درﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ارﺗﻘﺎي ﺗﻔﮑﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ می‌شود.

ﺷﮑﻞ 3. ﻣﺪل ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﭘﮋوﻫﺶ – ﻣﺤﻘﻖ ﺳﺎﺧﺘﻪ

ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻣﺪل:

ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﺳﺒﺰ

ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﯽ و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﮔﺎن ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎري از ﺑﺮﻧﺪﻫﺎي ﻣﺸﻬﻮر ﻏﺬاﯾﯽ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻈﯿﺮ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎي ﭘﺎﯾﯿﻦ، ﺣﻘﻮق انسانی کارکنان و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﺳﻼﻣﺖ و اﯾﻤﻨﯽ ﻏﺬاﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ و می‌توان ﮔﻔﺖ ﮐﻤﺘﺮ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺻﻨﻌﺖ ﻏﺬا وﺟﻮد دارد ﮐﻪ در ﻋﯿﻦ درﮔﯿﺮي ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻃﻮل زﻧﺠﯿﺮه ﺗﺄﻣﯿﻦ، ﺑﻪ ﺷﮑﻞ زﯾﺎدي واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎﺷﺪ و در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﺘﻨﻮع و گسترده‌ای ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻄ ﺰﯾﺴﺖ به‌جا ﺑﮕﺬارد. اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺳﺒﺐ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، NGO ﻫﺎ و دولت‌ها ﻓﺸﺎرﻫﺎي زﯾﺎدي ﺑﺮ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺮاي ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ مسئولیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮد وارد ﮐﻨﻨﺪ.

ﻟﺬا ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﭘﮋوﻫﺶ و ویژگی‌های ﺳﺒﺰ و ﭘﺎﯾﺪار اﯾﻦ ﻧﻮع ﻣﺤﺼﻮﻻت می‌توان ﮔﻔﺖ از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒﺰ به‌واسطه ﻣﺼﺮف در رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ و آب و ﻫﻮا و محیط‌زیست ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ نموده‌اند، ﻟﺬا ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ می‌توانند در ﺳﺒﺪ ﻏﺬاﻫﺎي ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ در رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮﻻت ازﻧﻈﺮ تغذیه‌ای ﮐﺎﻓﯽ، اﯾﻤﻦ و ﺳﺎﻟﻢ می‌باشند و از ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻃﺒﯿﻌﯽ به‌صورت ﺑﻬﯿﻨﻪ اﺳﺘﻔﺎده می‌کنند می‌توانند ﻣﻮﺟﺐ ارﺗﻘﺎي ﺳﺮاﻧﻪ ﺳﻼﻣﺖ در رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺷﺪه و ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻄﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي را از ﻃﺮﯾﻖ ﻏﺬاﻫﺎي ﺑـﺎ اﺛﺮات زﯾﺴﺘﯽ ﮐﻤﺘﺮ، قابل‌دسترس و ﺣﺎﻣﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن ﺑﯿﺎورد. در واﻗﻊ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار می‌تواند ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﺛﺮ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻏـﺬا و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﺳﻼﻣﺘﯽ و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺘﯽ و ﺑﺮﻋﮑﺲ را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮد.

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می‌دهد ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑـﻪ ﺳﻤﺖ رژیم‌های ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار به‌واسطه ﻣﺼﺮف ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒﺰ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎ ﮐﺎﻫﺶ اﺛﺮات زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﺎﻫﺶ اﻧﺘﺸﺎر ﮔﺎزﻫﺎي گلخانه‌ای و اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﯿﻨﻪ از ﻣﻨﺎﺑﻊ زﻣﯿﻦ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ و ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ اﺑﻌﺎد زمینه‌ای ﺗﻐﺬﯾﻪ، اﻗﺘﺼﺎدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﻼﻣﺘﯽ و زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺗﻐﺬﯾﻪ به‌عنوان ﺷﺎﺧﺼﯽ ﺑﺮاي ارﺗﻘﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺗﻐﯿﯿﺮ در ﻋﺎدات و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎي ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻏﺬاﻫﺎي اﻧﻄﺒﺎق ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﺿﺮورت ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ روﯾﮑﺮد ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را اﯾﺠﺎب می‌کند ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺮ شاخص‌های ارﺗﻘﺎي اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺖ و ﺣﻔﺎﻇﺖ از محیط‌زیست از شاخصه‌های ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﯽﮔﺮدد.

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺣﻔﻆ ﺗﻨﻮع زﯾﺴﺘﯽ و آب وﻫﻮا ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي در اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﻨﺎوري ﻫﺎي زﯾﺴﺘﯽ وﮐﺴﺐ دﺳﺘﺎوردﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎزدﻫﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي، ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫا،ﮐﺎﻫﺶ اﺗﻼف ﻣﺤﺼﻮﻻت در ﻋﯿﻦ ﻧﯿﺎز ﮐﻤﺘﺮ ﺑـﻪ آﻓﺖ ﮐﺶ ﻫﺎ ﺷﺪه و درﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺣﻔﻆ ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ ﻣﯽﺷﻮد.

ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰ

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از اﺑﺰارﻫﺎي ﻣﺆﺛﺮدر ﮐﻨﺎر ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺳﻨﺘﯽ آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ و درﺗﻮﺟﯿﻪ اﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪ، ﺑﺎ اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﻣﺸﮑﻼت اﻗﺘﺼﺎدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺘﯽ ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺧﻮد را ﻣﺴﺌﻮل داﻧﺴﺘﻪ و ﺑﺎ ﺳﻌﯽ درﭘﺮداﺧﺖ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﺪف اﻣﻨﯿﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ و ارﺗﻘﺎي ﺳﺮاﻧﻪ ﺳﻼﻣﺖ را دﻧﺒﺎل ﮐﺮدهاﻧﺪ و اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰﺑﻮده اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﺮداﺧﺘﯽ ﻣﺸﺘﺮي و ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه و رﺿﺎﯾﺖ ﮐﺴﺐ ﺷﺪه ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﺗﻌﺎدل اﯾﺠﺎد ﮐﺮده اﺳﺖ و اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ اﺛﺒﺎت رﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺗﻨﻬﺎ در ﺻﻮرﺗﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ارزش اﻓﺰوده ﻣﺤﺼﻮل را درﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﯾﻦ ارزش ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﮑﺮد، ﮐﺎراﯾﯽ، ﻃﺮاﺣﯽ، ﺟﺎذﺑﻪ ﺑﺼﺮي ﯾﺎ ﻣﺰه آن و ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﺳﺒﺰ از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ و ﺑﯽ ﺿﺮر ﺑﻮدن ﺑﻮده ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﺎ ﻫﻤﻮاره ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺒﺰ ﻣﻨﻄﻘﯽ و رﻗﺎﺑﺘﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.

ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮي در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ارزش آﻓﺮﯾﻨﯽ ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒﺰ ﮐﺎﻻﯾﯽ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ در ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ و از ﻧﻈﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ در ﺳﻄﺢ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺳﺒﺰ ﺧﻮد اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در ﻗﺒﺎل ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﯿﺰ ﺑﺎ رﻋﺎﯾﺖ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﻫﻤﭽﻮن اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ و رواﻧﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن، آﻣﻮزش و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي ﮐﺎرﮐﻨﺎن در ﺣﻮزهﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ و ﺷﻬﺮوﻧﺪي، ﮐﺎر ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ، ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﺪم ﺗﺒﻌﯿﺾ، ﺗﻌﺎدل ﻣﯿﺎن ﮐﺎر و زﻧﺪﮔﯽ، ﺗﺮﻏﯿﺐ و ﺣﻤﺎﯾﺖ و ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﺎرﮐﻨﺎن، اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺣﺴﺎس ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم ﻋﻮاﻣﻞ ذﮐﺮ ﺷﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ ارﺗﻘﺎي ﺑﺮاﺑﺮي و ﺗﺠﺎرت ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﺷﺎﺧﺼﻪ ﻫﺎي ﻣﻬﻢ و اﺻﻠﯽ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار اﺳﺖ، ﮔﺮدد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻣﯿﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ و ﻧﺤﻮه ﺗﻮزﯾﻊ درآﻣﺪ در ﺳﻄﺢ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﻤﻮاره ﺑﻪﻋﻨﻮان دو ﺷﺎﺧﺺ از وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪه دﺳﺘﺮﺳﯽ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﻪ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ و در واﻗﻊ اﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ در ﺑﻬﺒﻮد و ارﺗﻘﺎي وﺿﻌﯿﺖ ﻓﻨﺎوريﻫﺎي زﯾﺴﺘﯽ و ﻧﯿﺰ ارﺗﻘﺎي ﺗﺠﺎرت ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎي اﺻﻠﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺴﺰاﯾﯽ داﺷﺘﻪاﻧﺪ. ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل اﻓﺮاد ﺑﺎ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻏﺬاﻫﺎي ﻣﺘﻨﻮعﺗﺮ و ﻣﻐﺬيﺗﺮ دارﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮي دارﻧﺪ ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاري ﺑﻬﺘﺮﺧﺼﻮﺻﺎ در اﻣﺮ ﻓﻨﺎوري ﻫﺎ، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزي ﮐﺎﻓﯽ و ﺑﺎﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑـﺮاي ﻣـﺮدم ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺳﺒﺰ

ﭘﺲ از ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﮔﺎن و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ راه ﻫﺎي ﻧﻔﻮذ در اﻓﺮاد ﺑﺮاي دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ و رﻓﺘﺎر ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ ﺑﻮده و ﻫﻨﮕﺎﻣﯽﮐﻪ ﺻﺤﺒﺖ از ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﺼﻮﺻﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﯿﺎن آﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺳﺒﺰ ﻧﻘﺶ ﭘﺮرﻧﮓ ﺗﺮي را اﯾﻔﺎ ﮐﺮده اﺳﺖ و ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺑﺎ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت و ﭘﯿﺎم ﻫﺎي ﺗﺮﻓﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﮐﻨﻨﺪه ﺗﻌﻬﺪ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ درﺑﺎره ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ اﺳﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﻮده اﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد اﻧﺘﻘﺎد ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪو ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺳﻌﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﮔﺮم و ارﺗﺒﺎﻃﺎت درون ﻓﺮوﺷﮕﺎﻫﯽ و رواﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﺷﻮد و ﭼﻮن اﻣﺮوزه درﻣﯿﺎن ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﮕﺮاﻧﯽﻫﺎي زﯾﺎدي در ﻣﻮرد ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﯿﺸﺘﺮ روي اﯾﻦ اﻣﺮ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﻨﺪ درﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ و ﮐﺎﻫﺶ ﺗﺨﺮﯾﺐ آن ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و درﯾﺎﻓﺘﯿﻢ راه ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﯾﻦ ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻮده اﺳﺖ، ﻟﺬا ﻣﯿﺘﻮان ﮔﻔﺖ در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ و ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪواﺳﻄﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺳﺒﺰ ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن را ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻏﺬاﻫﺎي ﻣﺤﻠﯽ و ﻓﺼﻠﯽ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻧﻤﻮده و ﻣﯿﺰان رﻓﺎه و ﺳﻼﻣﺖ اﻓﺮاد را از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻐﯿﯿﺮ در ﻧﮕﺮش و رﻓﺘﺎر ﻣﺼﺮف ارﺗﻘﺎ دﻫﯿﻢ.

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ دﯾﮕﺮ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﮐﻪ در ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻌﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻏﺬا ﻓﻘﻂ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ رﻓﻊ ﮐﻨﻨﺪه ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺗﻐﺬﯾﻪ اي ﻣﺼﺮف ﻧﻤﯽ ﺷﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺼﺮف ﻏﺬا در ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﮏ ﺣﺲ ﻣﻄﻠﻮب اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ اﯾﻦ ﺣﺲ ﺑﻪواﺳﻄﻪ ﺗﺒﻠﯿﻎ و ﺗﺮﻓﯿﻊ ﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﺳﻮي ﺗﺮوﯾﺞ ﻏﺬاﻫﺎي ﻓﺼﻠﯽ و ﻣﺤﻠﯽ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ رﻫﻨﻤﻮن ﺷﺪه و ﻣﻨﺤﺮ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺼﺮفﺷﺪه اﺳﺖ. ﻻزم ﺑﻪ ذﮐﺮ اﺳﺖ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻋﻮاﻣﻞ ﯾﺎد ﺷﺪه ﮐﻪ در واﻗﻊ از ﻓﺎﮐﺘﻮر ﻫﺎي رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﯿﺒﺎﺷﻨﺪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار داده اﯾﻢ ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﮐﻪ ﺗﺎ اﯾﻨﺠﺎ در ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﭘﮋوﻫﺶ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ اﺳﺘﻔﺎده از رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬاري ﺑﺮدو ﻓﺎﮐﺘﻮر ﻣﻬﻢ ارﺗﻘﺎء ﺳﺮاﻧﻪ اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻧﯿﺰ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ارﺗﻘﺎء روﯾﮑﺮد ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در اﺑﻌﺎد ﮔﺴﺘﺮده ﮔﺮدد.

ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ وﺟﻮد اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎ، ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻫـﺎ و ﮔـﻮاﻫﯽ ﻫـﺎي ﻧﻈـﺎرﺗﯽ ﭘﺎﯾـﺪاري ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ ﮐﻪ اﻣﺮوزه در ﺟﺎﻣﻌﻪ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﺧﻮد ﻧﻮﻋﯽ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺑﻮده اﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار دادن رﻓﺘﺎر ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻧﯿﺰ دﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ اﻟﻘﺎء ﻧﻤﻮده و آﻧﻬﺎرا ﻧﯿﺰ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺎم ﻫﺎي ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ دوﺳﺘﺎﻧﻪ و اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻣﺤﺎﻓﻆ ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺗﺮﻏﯿﺐ ﻧﻤﻮده اﻧﺪ. ﻃﺒﻖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﭘﺎﯾﺪار ﺷﺪﯾﺪا ﺑﺮ اﯾﺠﺎد راﺑﻄﻪ ﮐﻼﻣﯽ ﺑﻪ ذي ﻧﻔﻌﺎن، ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﺒﺰﺗﺄﮐﯿﺪ ﻧﻤﻮده و ﻫﺪف آن اﻓﺰودن ﺑﺮ آﮔﺎﻫﯽ و آﻣﻮزش در ﺟﻬﺖ ﺗﻘﻮﯾﺖ اﻋﺘﺒﺎر و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﻮده اﺳﺖ.

ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﻮزﯾﻊ ﺳﺒﺰ

ﭘﺲ از ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ ﺗﻮزﯾﻊ، ﺗﺄﺛﯿﺮات زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﺤﺼﻮﻻت را اﻓﺰاﯾﺶ داده و ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﻠﺖ ﺑﺮاي ﺑﺮآورده ﻧﻤﻮدن ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ داﺋﻤﺎً ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮارﮔرﻓﺘﻪ اﺳﺖ و در واﻗﻊ ﺗﻮزﯾﻊ ﺳﺒﺰ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻧﻈﺎرت و ارﺗﻘﺎي ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺤﯿﻄﯽ در زﻧﺠﯿﺮه ﺗﻘﺎﺿﺎي ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن را در ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﮐﺎر ﺧﻮد ﻗﺮار داده اﺳﺖ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﮑﺎن ﻫﺎي ﻋﺮﺿﻪ اي ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ آﺳﯿﺐ را ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﯽ رﺳﺎﻧﻨﺪ را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮده اﺳﺖ.

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﺎﻧﺎلﻫﺎي ﺗﻮزﯾﻊ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﺒز ﺑـﺮ ادراك ﻣﺼـﺮفﮐﻨﻨـﺪﮔﺎن از وﯾﮋﮔـﯽﻫـﺎي ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ دوﺳﺘﺎﻧﻪ آن ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺄﺛﯿر داﺷﺘﻪ اﺳﺖ و از اﯾﻦ رو ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﻌﯽ در ﺑﺮوز رﻓﺘﺎر ﻣﺴﺌﻮﻻﻧﻪ و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش و رﻓﺘﺎر ﻣﺼﺮف ﺧﻮد داﺷﺘﻪاﻧﺪ. ﻟﺬا ﮐﺎﻧﺎل ﻫﺎي ﺗﻮزﯾﻊ ﺳﺒﺰ ﻓﺮﺻﺖ را ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺮده ودر ﺻﺪد ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ و ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺗﻐﺬﯾﻪ اي ﮐـﺎﻓﯽ، اﯾﻤﻦ و ﺳﺎﻟﻢ و ﻧﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞدﺳﺘﺮس ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ در ﭼﺎرﭼﻮب رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮآﻣﺪه اﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ارﺗﻘﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ

اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺎ ﺗﻤﻬﯿﺪاﺗﯽ ازﺟﻤﻠﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ درﺑﺴﺘﻪﺑﻨﺪي ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎ ﻫﺪف اﯾﺠﺎد ﺣﺪاﻗﻞ ﺿـﺎﯾﻌﺎت و ﻣﺼـﺮف ﺣـﺪاﻗﻞ ﻣـﻮاد اوﻟﯿﻪ، اﻧﻬﺪام زﺑﺎﻟﻪ و اﻃﻤﯿﻨﺎن دادن ﺑﻪ ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪن ﻣﻮاد ﺑﺎزﯾﺎﻓﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه، ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﯿـﺰان ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي و ﮐﺎﻫﺶ آﻟﻮدﮔﯽ در راﺳﺘﺎي اﻓﺰاﯾﺶ اﯾﻤﻨﯽ و ﺳﻼﻣﺖ و ﻧﯿﺰ ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮي

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ دراﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ و ﻫﻤﭽﻨـﯿﻦ ﻣﺸـﮑﻼت ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺳﺆ ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ ﻧﯿـﺎز اﺳـﺖ ﮐـﻪ رژﯾـﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﺳﻤﺖ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪارﺗﺮﺗﻐﯿﯿﺮﯾﺎﺑـﺪ. رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪارﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻄـﯽ و اﻗﺘﺼﺎدي را ازﻃﺮﯾﻖ ﻏﺬاﻫﺎي ﺑﺎ اﺛﺮات زﯾﺴﺘﯽ ﮐﻤﺘـﺮ، ﻗﺎﺑﻞدﺳﺘﺮس و ﺣـﺎﻣﯽ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن ﺑﯿﺎورد. ﻧﯿـﺎز اﺳﺖ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﮔﺬاران ﺣﻮزه ﻏﺬا ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ اﺻـﻮل رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻫﺎ از ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺼﺮف ﻏﺬا، اﻣﻨﯿﺖ ﻏﺬاﯾﯽ را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭘﺎﯾﺪار ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎزﻧﺪ. اﻓـﺰاﯾﺶ آﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ و آﺷﻨﺎﯾﯽ اﯾﺸﺎن ﺑﺎ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬاﯾﯽ و ﻧﯿـﺰ ﺑـﺎﻻرﻓﺘﻦ آﮔـﺎﻫﯽﻫﺎي ﻣﺪﯾﺮان و ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ درﺑﺎره ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار و وﻇﺎﯾﻒ ﺑﻨﮕﺎهﻫﺎي در ﻗﺒﺎل آن و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺤﻘﻖ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ اﻣﺮيﮐﻠﯿﺪي ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﻖ ﭘﺎﯾﺪاري و ﻣﺴـﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در زﻧﺠﯿﺮه ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮد.

راﻫﮑﺎرﻫﺎي ﻣﻮﻓﻖ دﯾﮕﺮي ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻏﺬا از ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺨﺶ ﮐﺸﺎورزي را ﻫﺪف ﻗﺮار ﻣﯽ دﻫﻨﺪ و در راﺳﺘﺎي ﭘﺎﯾﺪاري ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ و ﺗﺤﻘﻖ رژﯾﻢ ﻏﺬاﯾﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

  1. ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺰارع ﺑﯿﻮدﯾﻨﺎﻣﯿﮏ، اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﮐﻞ ﻣﺰرﻋﻪ را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻮﺟﻮد زﻧﺪه ﯾﺎ زﯾﺴﺖ ﺑﻮم (اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ) در ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد ﮐﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ، اﻗﺘﺼﺎدي و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آن ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد دارد. ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﮐﻮدﻫﺎ و آﻓﺖ ﮐﺶ ﻫﺎي ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺧﺪﻣﺎت زﯾﺴﺖ ﺑﻮم در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﮔﯿﺎﻫﺎن داروﯾﯽ ﯾﺎ اﻧﻮاع ﺣﺸﺮات ﺧﻮد زﯾﺴﺖ ﺑﻮم ﮐﺸﺎورزي ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﻮﻧﺪ
  2. ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮي ﻓﻦ آوري ﻫﺎي ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﮐﺸﺎورزي و آﺑﯿﺎري و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻮع ﻣﺤﺼﻮل؛

3.ﮐﺎﻫﺶ ﺿﺎﯾﻌﺎت و اﺗﻼف ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ ﻧﯿﺰ اﻏﻠﺐ ﺑﻪﻋﻨﻮان راه ﺣﻞ ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﺮاي ﺟﺒﺮان ﻧﺎﮐﺎرآﯾﯽ ﻫﺎ در ﻧﻈﺎم ﻫﺎي ﻏﺬاﯾﯽ، ﺣﻔﻆ ارزش اﻗﺘﺼـﺎدي و ﺗﻐﺬﯾﻪ اي ﻏﺬاﻫﺎ و ﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﺗﻮزﯾﻊ و ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﻏﺬاﺳﺖ.

  1. اﯾﺠﺎد و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﮐﺎراﻓﺮﯾﻨﯽﮐﺸﺎورزي ﻣﺤﻠﯽ ﻫﻤﺮاه ﺑـﺎ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺷﻔﺎف ﺗﺠﺎري و اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﯿﻨﻪ از ﺗﺠﺎرب ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎي ﻣﺮدم ﻧﻬﺎد و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪي هاي زﻧﺎن؛

ﺑﻪ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﺗﻮﺻﯿﻪ می‌گردد در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت آﺗﯽ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ اﺧﻼق زیست‌محیطی ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﻧﻤﻮده و رواﺑﻂ ﻋﻠﯽ ﻣﯿﺎن آن‌ها را ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎي دﯾﮕﺮي ﻫﻤﭽﻮن ﻣﺰﯾﺖ رﻗﺎﺑﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪار و آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ، ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﻣﻮردﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ.

ﻣﻨﺎﺑﻊ

ﺗﻨﺪﮐﺎر، ﺳﯿﺪه ﻫﺪﯾﻪ، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ: ﻧﺴﻞ آﯾﻨﺪه ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ 1387، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﮐﻨﻔﺮاﻧﺲ بین‌المللی ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ، ص 4

ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻣﺤﻤﺪ؛ ﺧﻠﯿﻞ ﻣﺮﯾﻢ (1390) ﺑﺮرﺳﯽ ﺟﺎﯾﮕﺎه ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ در رﻓﺘﺎر ﺧﺮﯾﺪ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن؛ ﻧﺸﺮﯾﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ-ﻣﻘﺎﻟﻪ 4 ﺷﻤﺎره 24- زﻣﺴﺘﺎن 1390-ﺻﻔﺤﻪ 102-83

ﺧﻠﯿﻠﯽ، ﻣﺤﺴﻦ، اقدام‌ها و اﺑﺘﮑﺎرﻫﺎي ﻣﺪﯾﺮان ﺻﻨﻌﺖ ﮐﺸﻮر ﺑﺮاي ارﺗﻘﺎ مسئولیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ شرکت‌ها،ﭘﮋوﻫﺸﻨﺎﻣﻪ ﭘﮋوﻫﺸﮑﺪه ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ، ﺷﻤﺎره 21، ص 131

دﻋﺎﯾﯽ ﺣﺒﯿﺐ ا…، ﻓﺘﺤﯽ و ﺷﯿﺨﯿﺎن «ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ راﻫﯽ به‌سوی رﻗﺎﺑﺖ ﭘﺎﯾﺪار»، ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺷﻤﺎره 173 ﻣﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻋﻠﻤﯽ – آﻣﻮزﺷﯽ ﺗﺪﺑﯿﺮ، ﻣﻬﺮ ﻣﺎه 1385، ص 3

ﺷﻮﮐﺮان، ﻫﺎﺷﻢ… 1898 ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﺪل اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ و ﺟﺬب ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺗﺠﺎري اﯾﺮان به‌منظور رﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﯾﺮي رﺳﺎﻟﻪ دﮐﺘﺮي، داﻧﺸﮕﺎه ﺗﻬﺮان.

ﻏﻔﺎري، ﻗﺒﺎد… 1394 ﺗﻮﺳﻌﻪ شرکت‌های ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ و روش‌های اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ.ﻣﺠﻠﻪ ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ، ﺳﺎل دوم، ﺷﻤﺎره 5. ﺻﻔﺤﻪ 50-12

ﻗﻠﯽ ﭘﻮر ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ، ﻋﻠﯽ. ﻣﺼﻄﻔﯽ، ﻣﺠﺮد کیاسرانی (1389)، اﻟﻔﺒﺎي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺎزار، ﺷﻤﺎره 13، ص 5.

ﮐﺎﻇﻤﯽ، ﻣﺼﻄﻔﯽ؛ رﺣﯿﻢ ﻧﯿﺎ، ﻓﺮﯾﺒﺮز و ﻃﺮﻗﺒﻪ، ﺻﺪﯾﻘﻪ.1392. ﺗﺄﺛﯿﺮ سرمایه‌های ﻓﮑﺮي ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد شرکت‌های ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻦ، ﻫﻤﺎﯾﺶ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ. ﻣﺠﻠﻪ ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ، ﺷﻤﺎره 2،12

، تأثیر ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ به‌واسطۀ ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ ﺳﺒﺰ 1894ﮐﻔﺎش ﭘﻮر، ﺣﺴﻦ؛ زﻧﺪه دل، اﺣﻤﺪ و خواجه‌ای، رزﯾﺘﺎ. 1ﭘﮋوﻫﺸﻨﺎﻣﻪ اﻗﺘﺼﺎد و ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر، ﺳﺎل اول، ﺷﻤﺎره.

Antonio Tencati, FP. Business Ethics and Corporate Sustainability (Studies in Transatlantic Business Ethics). Edward Elgar Pub. 2011.

Bansal, P. The corporate challenges of sustainable development. The Academy of Management Executive. 2002, 16(2):122-131.

Cohen, J.W. 2010. Fundamentals of organizational behaviour. Journal of Manu,22

Dyllick, T., Hockerts, K., & Thomas Dyllick, K. H. Beyond the business case for corporate sustainability. Business Strategy and the Environment. 2002; 11, 2: 130–141.

FAO) F and AO. Sustainable Diets and Biodiversity.. 2010

Friedman, M. The social responsibility of business is to increase its profits. The New York Times Magazine. 1970, September 13:17.

Haghdoost AA. Complexity of the Socioeconomic Status and its Disparity as a Determinant of Health International Journal of Preventive Medicine 2012;3(2):75

Hahn, T., Pinkse, J., Preuss, L., & Figge, F. Tensions in Corporate Sustainability: Towards an Integrative Framework. Journal of Business Ethics. 2014; 127, 2: 1–20.

Hartmann,M.Corporate social responsibility in the food sector. European Review of Agricultural Economics. 2011; 38, 3: 297-324.

JC, Cogill B. Understanding sustainable diets: a descriptive analysis of the determinants and processes that influence diets and their impact on health, food security, and environmental sustainability. Adv Nutr An Int Rev J. 2014;5(4):418–29.

Le Blanc, D. Towards Integration at Last? The Sustainable Development Goals as a Network of Targets. Sustainable Development. 2002; 187: 176–187.

Lozano, R. Towards better embedding sustainability into companies’ systems: An analysis of voluntary corporate initiatives. Journal of Cleaner Production. 2012; 25: 14–26

Lozano, R., Carpenter, A., & Huisingh, D. A review of “theories of the firm” and their contributions to Corporate Sustainability. Journal of Cleaner Production. 2015; 106: 430–442.

McKeown, R. Education for Sustainable Development Toolikt-version2. 2002, Retrieved from

www.esdtoolkit.org

Mintzberg, H. Time for the plural sector. 2015, Retrieved from:

www.mintzberg.org/sites/default/files/article/download/ssir_summer_2015_timeforthepluralsector.pdf

re S. WHO, World Food Programme, and International Fund for Agricultural Development. 2012. The State of Food Insecurity in the World 2012. Economic growth is necessary but not sufficient to accelerate reduction of hunger and malnutrition. Rome, FAO. Adv Nutr An Int Rev J. 2013; 4(1):126–7.

Royle, T. Realism or idealism? Corporate social responsibility and the employee stakeholder in the global fast food industry. Business Ethics: A European Review. 2005; 14, 1: 42-55.

UN, G. A. Transforming our world: The 2030 agenda for sustainable development. 2015; A/RES/70/1, 21 October.

Wilson, M. Corporate sustainability: What is it and where does it come from. Ivey business journal. 2003; 67, 6: 1-5.

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

مطلب مرتبط

دریافت مقاله کامل

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند

برچسب‌ها : % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % % %
Call Now Button