تحلیلی بر مؤلفه های ارتقای فرهنگ محیط زیستی مطالعه موردی: کارکنان مجتمع تولید روی بندرعباس- سید محمد رضا انجوی؛ شانتیا قاسم زاده؛ هادی سالاری- مرکز مهندسی عطران

0

در سالهای اخیر، بحرانهای محیط زیستی یکی از مهمترین چالشهایی است که در قرن حاضر بشر با آن روبه­روست. بسیاری از دانشمندان برای کاهش بحرانهای محیط زیستی یا پیشگیری از آنها ضرورت و لزوم برقراری ارتباط و تعامل جدید بین طبیعت و انسان، و همچنین نیاز به یک فرهنگ محیط زیستی جدید را مطرح کرده اند.

پژوهش حاضر بر آن است تا فرهنگ محیط زیستی و عوامل مؤثر بر آن را در مجتمع تولید روی بندرعباس بررسی کند. این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و بهره گیری از پرسشنامه انجام شده است. در مجموع، 222 پرسشنامۀ کامل جمع آوری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که فرهنگ محیط زیستی با متغیرهای امکانات و خدمات ارائه شده، احساس کارآمدی و آموزش محیط زیستی رابطه ای مثبت و معنادار دارد و با متغیرهای دانش محیط زیستی و هنجار اجتماعی دارای رابطه ای غیرمعنادار است.

نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره بین متغیرهای مستقل و فرهنگ محیط زیستی نشان می دهد که از بین متغیرهای وارد شده در مدل، دو متغیر فرصتها و امکانات ارائه شده و احساس کارآمدی معنادار هستند.

کلمات کليدي: محیط زیست،تولید روی بندرعباس،فرهنگ محیط زیستی،احساس کارآمدی

 

  • مقدمه

بحران محیط زیستی یکی از مهمترین چالشهایی است که بشر در قرن حاضر با آن روبه­روست. تغییر در آب و هوا، کاهش تنوع زیستی، تخریب محیط زیست، و فجایع به وجود آمدۀ ناشی از آن، کمبود آب، و بسیاری دیگر از مشکلات، واقعیت هایی هستند که تغییراتی را در الگوهای زندگی نسل حاضر ایجاد کرده اند و آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهند داد. شیوۀ رویارویی با این بحران محیط زیستی قطعاً در کیفیت زندگی نسل حاضر و آتی تعیین کننده است.

با این حال محدودۀ عمل وسیع نیست…(ایزاک مارکز و همکاران، 2011). بسیاری از این مشکلات محیط زیستی در فقدان آگاهی و ضعف فرهنگی، در ارتباط بین انسان و طبیعت ریشه دارد (شبیری و همکاران، 2015). در این جهان به سرعت درحال تغییر، یکی از تغییرات بسیار مهم در تفکر معاصر، بازنگری در درک افراد از رابطۀ بین انسان و طبیعت است. علاوه بر این، بحران محیط زیستی نیاز ضروری به یک مفهوم جدید از ارتباط بین طبیعت و انسان، بین محیط طبیعی و محیط انسان ساخته و همچنین نیاز به یک فرهنگ محیط زیستی جدید را مطرح می سازد.

با توجه به حساسیت ها و نگرانی های ایجاد شده در زمینۀ بحران محیط زیست، دانشمندان بسیاری در جهان شیوه های متنوعی را برای کاهش آسیب های به وجود آمده برای زمین ارائه کرده اند. اما نکتۀ قابل توجه این است که بسیاری از دانشمندان به جای اینکه تغییری در الگوهای رفتاری و انتخاب سبک زندگی جدید متناسب با تحولات محیط زیستی را پیشنهاد کنند به راه حلهای فنآورانه روی آورده اند. در واقع همان طور که راجپوت و باجاج (2011) اشاره و تأکید می کنند «راه حل مشکلات محیط زیستی صرفاً بر دوش فناوری نیست».

علی رغم اینکه امروزه فناوریهای پاک عامل مهمی در حل و فصل بسیاری از فشارهای محیط زیستی محسوب می شوند، برخی از دانشگاهیان و سیاست گذاران حامی محیط زیست توافق دارند که تغییر رفتار افراد از طریق تغییرات عمیقتر در جامعه نیز نقشی حیاتی ایفا می کند(جکسون و میکاییل، به نقل از ویلیوویت،2009).

همان طور که ساندرز و همکاران (2006) اظهار داشته اند، «گذار به پایداری جهانی، نیازمند تغییر در ارزشهای انسانی، نگرشها و رفتارها است». متناسب با رویکرد مبتنی بر تغییر سبک زندگی و رفتار ضد محیط زیستی، بسیاری از دانشمندان، سازمانها و افراد نگران در سراسر جهان فراخوان هایی برای تغییر فوری و اساسی فرهنگ و رفتار انسانی و به کارگیری فناوریهای سازگار با محیط زیست به منظور حفظ سیستم های حمایت کنندۀ حیات زمین ارائه کرد ه اند(ویلیوویت، 2009).

با توجه به مطالب فوق، به نظر می رسد که در کشور ما نیز وضعیت محیط زیستی به سرعت به مرحلۀ بحران رسیده و این در حالی است که در مقایسه با جوامع غربی، فرهنگ محیط زیستی در بین مردم متناسب با عمق فاجعه و بحران شکل نگرفته است. در این شرایط به نظر می رسد بررسی ارزشها، رفتارها و سبک زندگی شهروندان و درکُل فرهنگ محیط زیستی بهترین گزینه برای یک پژوهش علمی باشد.

بی تردید توسعه پایدار و همه جانبه , هدف اصلی کلیه برنامه های توسعه ای و چشم انداز بیست سال آینده کشور را شکل می دهد. در این راستا توجه به راهکار ها و اصول پذیرفته شده بین المللی و متناسب با فرهنگ و ارزش های ملی ما می تواند دستمایه ای ارزشمند برای دستیابی به توسعه پایدار باشد.

امروزه مسائل زيست محيطي عميقًا داراي مفهوم اجتماعي اند و در کل مسائل زيست محيطي ريشه فرهنگي دارند و به منظور پذيرش بافتهاي فرهنگي يک جامعه بايستي به صورت ساختاري با موضوع برخورد نمود.

حفظ محيط زيست به مسائل زيادي ارتباط دارد که بزرگترين و مهمترين آن مسئله فرهنگ اجتماعي است. لذا این مطالعه با هدف تحلیل بر مؤلفه های ارتقای فرهنگ محیط زیستی از ديدگاه کارکنان مجتمع تولید روی بندر عباس در سال 1397 انجام گرفته است.

  • پژوهشهای پیشین

شاهنوشی و عبدالهی (1386) به تحلیل فرهنگ محیط زیستی و برخی از عوامل مؤثر بر آن پرداخته اند. یافته های آنها گویای آن است که تقریبا 20 درصد شهروندان آگاهی محیط زیستی پایین، 70 درصد متوسط و 10 درصد آگاهی محیط زیستی بالایی دارند.

همچنین، رابطۀ متغیرهای سن، سطح تحصیلات، محل تولد، بومی بودن، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و نزدیکی با طبیعت با متغیر فرهنگ محیط زیستی مورد تأیید قرار گرفته است. در این پژوهش فرهنگ محیط زیستی معادل سه مؤلفۀ آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی در نظر گرفته شده است.

کمالی مهاجر و فراهانی (1391) معتقدند که مصادیق ناپایداری مانند استفادۀ نامناسب از انرژی، بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی، فقر، افزایش جمعیت، الگوهای نادرست تولید و مصرف، افزایش آلودگی ها عمدتاً مشکلات محیط زیستی محسوب می­شوند.

بنابراین حفاظت از محیط زیستی جزء تفکیک ناپذیر توسعۀ پایدار به شمار می آید. آنها بر این باورند که فرهنگ عامل تعیین کنندۀ رفتارهای افراد یک جامعه است و رفتارهای محیط زیستی نیز از این امر مستثنی نیستند. امروزه مسائل محیط زیستی عمیقاً دارای مفهوم اجتماعی اند و درکُل ریشۀ فرهنگی دارند.

نتایج پژوهش شوماخر (2013) نشان می دهد که جوامع با ثروت کم نمی توانند آزادانه برای فرهنگ محیط زیستی هزینه کنند. در واقع، جامعه تنها میتواند در حفظ محیط زیست سرمایه گذاری کند به شرط اینکه کیفیت محیط زیست در سطح نامناسبی قرار داشته باشد. جامعه ای که به سطح خاصی از توسعۀ اقتصادی دست می یابد، ممکن است بخشی از ثروتش را در راه توسعۀ فرهنگ محیط زیستی صرف کند.

زمانی که کیفیت محیط زیستی و ثروت هر دو در سطح بالایی قرار داشته باشند، جامعه ممکن است موقتاً سرمایه گذاری هنگفت در فرهنگ محیط زیستی را مطلوب بداند. برای جوامعی که از کیفیت محیط زیستی پایینی برخوردارند، سرمایه گذاری در فرهنگ ممکن است حلقۀ بازخوردی مثبتی را القا کند.

نتایج پژوهش اژدری (1382) نشان می دهد که فرهنگ عامل اصلي و به معناي موتور توسعه پايدار و حفاظت از محيط زيست است. بهبود محيط زيست زماني حاصل خواهد شد كه محيط طبيعي و فرهنگي انسان با هم مرتبط باشند. لازمه تحقق چنين هدفي، وجود اخلاق زيست محيطي در تمامي اقشار يك جامعه در يك كشور مي باشد. اخلاق زيست محيطي رفتار ايده آل بشر نسبت به محيط زندگي خود اعم از محيط طبيعي، محيط اجتماعي و فرهنگي است.

متکالف(2012) معتقد است که وجود برنامه های آموزشی محیط زیستی می تواند پیش فرضهای مشترک ذهنی دربارۀ اهمیت محیط زیست را تغییر دهد که این موضوع متعاقباً فرهنگ محیط زیستی سازمان را تغییر میدهد. نتایج مطالعة وی نشان میدهد که «آموزش محیط زیستی » با فرهنگ محیط زیستی ارتباط مثبتی دارد. «اهداف محیط زیستی » بر فرهنگ محیط زیستی مؤثر است و «حمایت مدیریتی از طرح های محیط زیستی» با فرهنگ محیط زیستی نیز رابطۀ مثبت دارد.

با مرور پیشینۀ تحقیق میتوان سرنخ هایی را دربارۀ عناصر تشکیل دهندۀ فرهنگ محیط زیستی به دست آورد. شاهنوشی و عبداللهی(1386) آگاهی، نگرش و رفتار محیط زیستی را اجزای تشکیل دهندۀ فرهنگ محیط زیستی معرفی کرده اند.

ایزاک مارکوئز و همکاران(2011) فرهنگ محیط زیستی را مجموعه ای از نگرشها، نیت های رفتاری و دانش محیط زیستی در نظر گرفته اند. متکالف(2012) فرهنگ محیط زیستی را پیش فرض هایی ذهنی در نظر گرفته است که میتوانند تفاسیر، اهمیت و رفتار دربارۀ موضوعات محیط زیستی را هدایت کنند.

  • تعاريف اصطلاحات و واژگان

با توجه به مطالعات پیشین و چارچوب نظری پژوهش، تعریف و تحدید متغیرها به صورت زیر خواهد بود:

1-3- فرهنگ محیط زیستی:

پارسونز و کروبر، فرهنگ را به مثابه یک سیستم سمبلیک معنایی معرفی کرده اند؛ سیستمی که توان به کارگیری و اعمال تحلیل فرهنگی را در هر حوزه از فعالیت اجتماعی دارد(ربانی و ماهر، 1391). لینتون  فرهنگ را «جمع کل دانشها، نگر شها و

الگوهای رفتار عادی مشترک و منتقل شده توسط اعضای یک جامعۀ خاص» توصیف می کند. فرهنگ پتانسیل زیادی برای تأثیر بر محیط زیست دارد. بنابراین، بدیهی است که فرهنگ نقش بسیار مهمی در شکل دهی به چگونگی نگاه ما، ارزشدهی و به دنبال آن مواجه شدن با معاملاتی که بر محیط زیست تأثیر می گذارند، دارد. ما این نوع خاص از فرهنگ را که با چگونگی رفتار بشر با سیارة زمین مرتبط است، فرهنگ محیط زیستی می نامیم(شوماخر، 2013).

2-3- دانش محیط زیستی:

دانش محیط زیستی، شامل اطلاعاتی که افراد دربارۀ محیط زیست، و معضلات محیطی، عوامل مؤثر در گسترش آن، و همچنین اطلاعات در مورد آنچه فرد میتواند برای بهبود این وضعیت انجام دهد، می شود(شبیری و همکاران ،1392).

3-3- هنجار اجتماعی:

هنجارها شکل معینی از عمل هستند که مورد توافق و قرارداد جمع هستند. البته همة باورهای مشترک به هنجار تبدیل نمی­شوند (افقی و صادقی، 1388). برخی از محققان هنجارهای اجتماعی را مؤلفۀ مفیدی برای درک بهتر رفتار اجتماعی انسان تلقی می کنند (مینتون و رز ، 1997). با این حال، انواع مختلفی از هنجارهای اجتماعی وجود دارد، یکی از آنها هنجار شخصی است که با مفهومِ از خود مرتبط است و به عنوان یک احساس تعهد اخلاقی تجربه می شود(مینتون و رز، 1997).

هنجارهای شخصی اشاره به اظهاراتی دارند در مورد اینکه فرد چگونه باید رفتار کند (به طور کلی) و یا اینکه فرد معتقد است چگونه باید با توجه به دیگران و محیط زیست رفتار کند(دیتز و همکاران، 2005(.

4-3- امکانات و خدمات ارائه شده:

در دسترس بودن زیر ساخت های لازم و مؤثر که افراد برای رفتار مناسب به آنها نیاز دارند و در واقع زیر ساخت ها و فرصتهای ضروری در حفاظت از محیط زیست هستند.

5-3- احساس کارآمدی:

نشان دهندۀ ادراک فرد از توانایی خود در ایجاد تغییرات از طریق رفتارش است. هاینس و همکاران(1986) این احساس را تحت عنوان «حوزۀ کنترل» مطرح کرده اند. به زعم آنها، افرادی که حوزۀ کنترل درونی قوی ای دارند، معتقدند که فعالیتهایشان می تواند تغییراتی را ایجاد کند. از سوی دیگر، افراد با یک حوزۀ کنترل بیرونی، احساس می کنند که فعالیتهایشان مهم است، با این حال، احساس می کنند که تغییرات فقط توسط افراد قدرتمند می تواند ایجاد شود.

6-3- آموزش محیط زیستی:

آموزش محیط زیست بر تلا شهای سازمان یافتۀ انسان در خصوص عملکرد محیط های طبیعی دلالت دارد و اینکه چگونه بشر می تواند با رفتارها و نیز حفظ توان اکوسیستم اطراف خود، یکی زندگی پایدار را مدیریت کند. این مفهوم نه تنها برای سیستم

آموزش مدارس به کار می رود، بلکه برای تمام تلاشهای همگانی در زمینۀ آموزش ازجمله انواع موارد چاپی، نظیر روزنامه، مجله، برشور، وبگاه ها، رسانه ها و غیره کاربرد دارد(اسمیت، به نقل از شبیری و همکاران،1392)

  • روش تحقیق

پژوهش حاضر، مطالعه اي توصيفي تحلیلی از نوع کاربردی بود. جامعه مورد بررسي، تعدادی از كاركنان شاغل در مجتمع تولید روی بندرعباس تشكيل گردیده است. تعداد نمونه هاي محاسبه شده بر اساس فرمول کوکران 178 نفر است که برای افزایش دقت، تعداد بیشتری پرسشنامه نسبت به تعداد تعیین شده جمع آوری شد و در نهایت حجم نمونه به 235 نفر افزایش پیدا کرد.

ابزار گردآوري اطلاعات با توجه به ماهيت موضوع تحقيق و مفاهيم و متغيرهاي آن، داده هاي مورد نياز تحقيق از طريق تكنیكي پرسشنامه توأم با مصاحبۀ حضوری به روش ميداني جمع آوري شده است. این پرسشنامه در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول پرسشنامه شامل سؤالاتی است که به بررسی متغیرهای مستقل و وابسته می پردازد.

بخش دوم شامل سؤالاتی در مورد ویژگیهای پاسخگویان است. داده هاي جمع آوري شده و به وسيله نرم افزار آماری SPSS ويرايش ۲۳ و با كمك آزمون هاي توصيفي و تحليلي چون ضريب همبستگي پيرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن، آناليز واريانس يك طرفه و تي تست مستقل در سطح معناداري ۰۵/۰ مورد آزمون قرار گرفتند. در تحقیق حاضر برای اطمینان از اعتبار ابزار سنجش، با بهره گیری از نظرات افراد متخصص در حوزۀ موضوع تحقیق، ابتدا اعتبار صوری سؤالات پرسشنامه سنجیده شد.

علاوه بر استفاده از نظرات متخصصان، تلاش شد تا در طراحی سؤالات پرسشنامه از سؤالات مشابهی که در تحقیقات دیگر استفاده شده اند، بهره گرفته شود. در تحقیق حاضر برای اطمینان از پایایی نتایج، روش آلفای کرونباخ، مورد استفاده قرار گرفته است.(جدول شماره 2)

جدول شماره1. ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای پژوهش
متغیر تعداد گویه ضریب آلفا
فرهنگ محیط زیستی 56 743/.0
دانش محیط زیستی 14 859/0
هنجار اجتماعی 7 764/0
احساس کارآمدی 9 635/0
امکانات و خدمات ارائه شده 15 721/0
آموزش محیط زیستی 12 658/0
  • یافته ها

از بین 235 پرسشنامه توزیع شده، 222 پرسشنامه به طور کامل تکمیل و بازگردانده شد (نرخ پاسخگویی 46/94). میانگین سنی پاسخ دهندگان 52/35 سال که در گروه سنی 64-23 بود. میانگین سابقه کار پاسخ دهندگان نیز 82/9 سال بود.(جدول شماره 2)

جدول شماره2. اطلاعات جمعیت شناختی شرکت کنندگان در مطالعه
متغیر بر حسب تعداد درصد
جنسیت زن

مرد

3

219

35/1

65/98

سن زیر 25 سال

25-35 سال

35-45 سال

بالای 45 سال

18

100

82

22

1/8

45

9/36

9/9

تاهل متاهل

مجرد

197

25

74/88

26/11

تحصیلات زیر دیپلم

دیپلم

کاردان

کارشناس و بالاتر

119

83

5

15

6/53

4/37

3/2

8/6

شغل مدیر

کارشناس

سرپرست

کارگر

7

5

10

200

15/3

25/2

5/4

1/90

سابقه کار کمتر از یک سال

1-5 سال

5-10 سال

10-15 سال

بالای 15 سال

4

75

42

49

52

8/1

8/33

9/18

1/22

4/23

آماره های مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق در جدول شمارۀ 3 آمده است. یافته ها نشان میدهد که میانگین متغیر فرهنگ محیط زیستی در جامعۀ آماری مورد بررسی در حد متوسط به بالا است. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که دانش، هنجارهای اجتماعی و آموزش محیط زیستی کارکنان مجتمع تولید روی بندرعباس در سطح پایینی قرار دارند.

متغیر فرصتها و امکانات ارائه شده در سطح متوسط به پایین و متغیر احساس کارآمدی در سطح متوسط هستند.

جدول 3. شاخص های آماری مفاهیم و متغیرهای اصلی تحقیق
ردیف مقیاس/ متغیر/ مفهوم حداقل و حداکثر نمره میانگین خطای معیار میانگین انحراف معیار
1 فرهنگ محیط زیستی 5-1 51/3 042/0 905/0
2 دانش محیط زیستی 5-1 32/2 010/0 243/0
3 هنجار اجتماعی 5-1 18/2 022/0 524/0
4 احساس کارآمدی 5-1 45/3 024/0 536/0
5 امکانات و خدمات ارائه شده 5-1 78/2 019/0 465/0
6 آموزش محیط زیستی 5-1 07/2 016/0 369/0

رابطۀ بین فرهنگ محیط زیستی و متغیرهای مستقل پژوهش با استفاده از آزمون آماری پیرسون سنجیده شده و نتایج این آزمون در جدول شمارۀ 4 نمایش داده شده است.

جدول4. ضرایب همبستگی پیرسون بین فرهنگ محیط زیستی و متغیرهای مستقل
متغیر فرهنگ محیط زیستی
ضریب همبستگی سطح معناداری تعداد
دانش محیط زیستی 028/0 812/0 222
هنجار اجتماعی 067/0 319/0 222
احساس کارآمدی 238/0 000/0 222
امکانات و خدمات ارائه شده 191/0 000/0 222
آموزش محیط زیستی 146/0 006/0 222

یافته های آزمون حاکی از آن است که رابطۀ بین متغیرهای امکانات و خدمات ارائه شده، احساس کارآمدی و آموزش محیط زیستی با فرهنگ محیط زیستی در سطح 99 درصد اطمینان مثبت و معنادار است. یعنی هرچه سطح امکانات و خدمات ارائه شده، احساس کارآمدی و آموزش محیط زیستی بالاتر باشد، فرهنگ محیط زیستی نیز بالاتر است.

در بین متغیرهای مستقل، متغیر احساس کارآمدی دارای بیشترین شدت و ضریب همبستگی با فرهنگ محیط زیستی است. یافته های پژوهش همچنین نشان میدهد که بین متغیرهای دانش محیط زیستی و هنجار اجتماعی با فرهنگ محیط زیستی در سطح 99 درصد اطمینان رابطۀ معناداری وجود ندارد.

برای دستیابی به هدف تحقیق، یعنی بررسی عوامل مؤثر بر فرهنگ محیط زیستی از آزمون رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج آزمون درجدول شمارۀ 5 نمایش داده شده است.

جدول5. رگرسيون خطي چندمتغيرۀ متغيرهاي مستقل با متغیر فرهنگ محیط زیستی
متغیرهای مستقل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده (Beta) مقدار t سطح معناداری
ضریب رگرسیونی (B) خطای معیار (Std.Error)
مقدار ثابت 721/0- 121/0 993/5- 000/0
احساس کارآمدی 116/0 024/0 203/0 278/4 000/0
امکانات و خدمات ارائه شده 107/0 031/0 151/0 164/3 002/0
آموزش محیط زیستی 074/0 043/0 087/0 814/1 075/0
291/0= ضریب همبستگی (R)

084/0= ضریب تعیین مدل (مجذور R)

نتایج آزمون رگرسیون چندمتغیره بین متغیرهای مستقل و فرهنگ محیط زیستی نشان می دهد که از بین متغیرهای وارد شده در مدل، دو متغیر امکانات و خدمات ارائه شده و احساس کارآمدی معنادار هستند. بر اساس ضرایب استانداردشده، متغیر احساس کارآمدی بیشترین تأثیر (ضریب استاندارد = 203/0) را بر متغیر فرهنگ محیط زیستی نشان می دهد.

در نهایت، نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که تنها 4/ 8 درصد (ضریب تعیین=084/0) از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل پژوهش تبیین شده است.

  • بحث و نتیجه گیری

همان طور که یافته های پژوهش نشان داد، میانگین فرهنگ محیط زیستی اندکی بالاتر از حد متوسط را نشان می دهد، با این حال، این سطح رفتار محیط زیست گرایانه چندان رضایت بخش به نظر نمی رسد. در واقع، محیط زیست، فرهنگی بهتر و مسالمت آمیزتر را می طلبد. از سویی، با توجه به خوداظهاری بودن فرهنگ توسط پاسخگویان، نمی توان فرهنگ محیط زیستی در حد متوسط را پذیرفت، چراکه ممکن است افراد در عمل به گونۀ دیگری رفتار کنند.

وانگ و همکاران (2010) معتقدند که سطح پایین گرایش به مشارکت در مسائل محیط زیستی به عواملی مانند منافع اقتصادی، راحتی و امکانات موجود برای بازیافت مرتبط است. به نظر می رسد عواملی که آنها متذکر شده اند می توانند در مورد جامعۀ آماری این پژوهش نیز صدق کنند. با توجه به تعریف هنجار اجتماعی که اشاره به اعتقاد فرد برای رفتار – در اینجا محیط زیست- با توجه به نظر دیگران دارد، به نظر می رسد که از این متغیر میتوان استفاده کرد.

به عبارت دیگر، با بهره گیری از این امتیاز میتوان فرهنگ محیط زیستی را ارتقا داد. وقتی افراد رفتار محیط زیستی و احساس مسئولیت دیگران را مشاهده می کنند و یا با نگرش مثبت آنها مواجه می شوند، خواسته یا ناخواسته تغیر نگرش یا رفتار خواهند داشت. با این حال، در این مطالعه، هنجار اجتماعی میانگین نسبتاً پایینی را نشان می دهد. میانگین دانش محیط زیستی بسیار کمتر از سطح متوسط به دست آمده است. کریم زاده (1389) و عبداللهی (1386) نیز اظهار کرده اند که میزان دانش و آگاهی شهروندان در سطح متوسطی قرار دارد.

نتایج این پژوهش و سایر مطالعات نشان می دهد که دانش محیط زیستی وضعیت چندان رضایت بخشی ندارد. بنابراین، نیاز به افزایش دانش و آگاهی و اجرای طرحهایی به شیوه های مختلف و در بین گروه های متفاوت- برای افزایش آگاهی افراد در زمینۀ محیط زیست محسوس است. توصیفی از نظر پاسخگویان در مورد فرصت ها و امکانات ارائه شده است که امکانات و فرصت های لازم اندکی پایینتر از سطح متوسط قرار دارد.

این یافته نشان دهندۀ نامناسب بودن امکانات و زیر ساخت های لازم برای بروز رفتار های محیط زیستی به عنوان یکی از ابعاد فرهنگ محیط زیستی است. امامقلی (1390) نیز معتقد است که «برای انجام هر کنش مثبتی نسبت به محیط زیست لازم است که وسایل و امکاناتی مهیا باشد تا فرد تحت وجود آن شرایط بتواند به کنش مسئولانه نسبت به محیط زیست بپردازد ». در واقع، نبود فرصت و امکانات لازم می تواند عاملی برای رفتارهای غیرمحیط زیست گرایانه افراد به شمار رود.

صالحی و همتی (1391) در بررسی خود به این نکته دست یافته اند که فقدان امکانات مرتبط با دفع زباله های الکترونیکی مانع از اقدام مناسب افراد می شود. همچنین، یافته ها نشان می دهد که میانگین احساس کارآمدی در سطح مناسبی قرار دارد. در واقع، افراد به کارآمد بودن و تأثیر اعمال و اقدامات محیط زیست گرایانه اذعان دارند. افراد به این باور دارند که خود یا دیگری- افراد یا مسئولان- توانایی مقابله با رفتارهای حمایت کننده از محیط زیست یا ترغیب برای آن را دارند.

به نظر می رسد که میتوان از این فرصت در راستای ارتقای فرهنگ محیط زیستی در جامعه بهره گرفت. چرا که افراد با وجود نگرش مثبت و حتی احساس مسئولیت زیاد، زمانی که احساس کنند رفتارشان تأثیری در بهبود شرایط موجود یا تغییر وضعیت ندارد، دلسرد می شوند و تلاشی برای رفتارهای مناسب و حامی محیط زیست نخواهند کرد.

علاوه بر این، میانگین آموزش محیط زیستی در این پژوهش وضعیت رضایت بخشی را نشان نمی دهد. این یافته می تواند در خصوص وجود و اهمیت تأثیر آموزشهای محیط زیستی از طرق مختلف نیز اهمیت داشته باشد.

دی یونگ (1993) روشهایی برای تحریک به تغییر رفتار معرفی کرده است: 1. تکنیک اطلاعاتی 2. تکنیک انگیزشی 3. تکنیک انگیزشی اجباری. به اعتقاد وی، هدف تکنیک اطلاعاتی، کمک به مردم برای فهم و درک مشکلات محیط زیستی ای است که با آن مواجه هستند و همچنین شناخت رفتارهای لازم برای حل این مشکلات و در نهایت مراحل اقدام عملی در راستای آن است.

برای مثال، از این تکنیک انتظار می رود که نگرش و عقاید فردی را دربارۀ مسائل تغییر دهد، آنها را به عمل مناسب وا دارد و همچنین اطلاعات مناسب را برای تحریک آنها به رفتار درست و مناسب ارائه دهد. تکنیک انگیزشی مثبت یکی از انواع مداخله برای تشویق یا جلب مردم در جهت تغییر رفتار از طریق تقویت های پولی یا اجتماعی است. برای مثال، برای کسانی که مصرف آب آنها کاهش یافته است، جوایزی در نظر گرفته شود یا از طرق اجتماعی معرفی شوند.

تکنیک انگیزشی اجباری تلاش می کند تا رفتار افراد را با مجازات (تنبیه) پولی یا اجتماعی تغییر دهد. برای مثال، جریمه کردن کارخانه های آلوده کنندۀ محیط زیست یا فشار اجتماعی برای دور انداختن زباله ها. به نظر می رسد که برای ترویج فرهنگ محیط زیستی باید از شیو ه های پیشنهادی دی یونگ بهره گرفت.

به عبارت دیگر، افزایش شناخت در مورد مسائل و تخریب های محیط زیستی، علل به وجود آورندۀ مسائل محیط زیستی، شیوه های پیشگیری و یا ترمیم تخریب های محیط زیستی و کمک به فهم آنها را میتوان با استفاده از تکنیک اطلاعاتی برای گروه های مختلف مردم در جامعه اجرا کرد. البته دو تکنیک دیگر، زمانی کارایی پیدا می کند که فرصتها و زیر ساخت های لازم برای رفتار محیط زیستی مناسب فراهم شده باشد.

  • تقدیر و تشکر

در پایان نگارندگان بر خود لازم می دانند که مراتب سپاس خود را از همکاری صمیمانه کارکنان پرتلاش مجتمع تولید روی بندرعباس ابراز نمایند.

  • منابع

Azhdari, Afsoon, 2003, Cultural and Environmental Development, Journal of Environmental Protection, No. 39, 27-47.

De Young, R. (1993). Changing behaviour and making it stick: The conceptualization and management of conservation behaviour. Environmentalist, 30.

Dietz, T.; Fitzgerald A. & Shwom R. (2005). Environmental values. Annual Review of Environment and Resources, 30, 335-372.

Emam Gholi, Loghman, Salehi, Sadegh. (1390). the Impact of Social Capital on Environmental Behavior (Case Study: Kurdistan Province). Journal of Sociology of Iran, 13 (4), 90-115.

Hines, J.M.; Hungerford, H.R. & Tomera, A.N. (1986). Analysis and synthesis of research on responsible environmental behavior: A meta-analysis. Journal of Environmental Education, 18 (2), 1-8.

Isaac-Marquez, R.; Salivarria Garcia, O.; Eastmond Spencer, A.; Ayala Arcipreste, M; Arteaga Aguilar, M.; Isaac-Márquez, A.; Sandoval Valladares, J. & Manzanero Acevedo, L. (2011). Environmental culture in high-school students. Case study of environmental Education at the high-school level in Campeche. Revista Electrónica de Investigación Educativa, 13 (2), 1-17.

Kamali Mohajer, Marziyeh and Banafsheh Farahani, 2012, Environmental culture, A strategy for sustainable tourism development, The first national conference on tourism and nature tourism in Iran, Hamedan, Islamic Azad University, Hamedan, Tehran, Iran. Https: // www. civilica.com/Paper-CTEI01-CTEI01_552.html

Karimzadeh, Sara (2010). Investigating the Social Factors Affecting Environmental Behaviors (Energy Consumption). Master’s Degree, Payame Noor University, Tehran Branch.

Metcalf, A. Y. (2012). Green culture: The impact of employee environmental culture. Southeast Decision Sciences Institute Conference, Hilton Columbia Center Columbia, South Carolina, February 29 – March 2, 2012.

Minton, A.P. & Rose R.L. (1997). The effects of environmental concern on environmentally friendly consumer behavior: An exploratory study. Journal of Business Research, 40 (1), 37-48.

Ofoghi, Nader and Sadeghi, Abbas (2009) Comparative Study of Values and Norms and Their Relationship with Anomy; A Case Study of Students Residing in Gilan University Studies, Iranian Journal of Cultural Studies, 2 (8), 65-106.

Rabbani, Ali and Maher, Zahra (2012). Science and Culture: A Reflection on the Most Important Cultural Analysis in the Sociology of Science and Technology, Iranian Journal of Cultural Research, 5 (1), 63-89.

Rajput, N. & Bajaj, P. (2011). Pro environmental attitude and green buying – An empirical Analysis. Journal of Management and Information Technology, 3 (1), 59-81.

Salehi, Sadegh, Hematigumi, Zahra (1391). Investigating knowledge about electronic and electrical waste in Iranian higher education. Second National Conference on Environmental Planning and Management.

Saunders, C.D; Brook, A.T. & Myers, O.E. (2006). Using psychology to save biodiversity and human well being. Conservation Biology, 20 (3), 702-705.

Schumacher, I. (2013). The endogenous formation of an environmental culture. Working Paper, Ipag Business School.

Shahnushi Mojtaba, Abdollahi Azimeh Sadat. (2007) an Analysis of the Environmental Culture of Isfahan People and Some Affective Factors, Journal of Humanities Research, University of Isfahan, 23 (2), 15-34

Shobeiri, S.M.; Alihosseini S.H.; Meiboudi H. & Saradipour A. (2015). Preschool educator’s qualifications for environmental education of children in Iran. Journal of Educational and Management Studies, 5 (1), 22-26.

Shobeiri, Seyed Mohammad, Faraj Alahi, Mehran, Kohi Aghdam, Elham, Meybodi, Hossein. (1392). the relationship between the use of mass media (with emphasis on television) by improving the level of teacher literacy. Quarterly Journal of Information and Communication Technology in Educational Sciences, 4 (1) 23-40.

Shobeiri, Seyyed Mohammad, Ghaemi, Alaleh and Ghaemi, Puneh (2013). Evaluating the process of environmental education in the five-year plans for development of the country and providing appropriate strategies for environmental education. The Environmental Education and Sustainable Development chapter, 4 (4) 29-40

Wang, Zh; Zhang, B.; Yin, J. & Zhang, X. (2010). Willingness and behaviour towards E-waste recycling for residents in Beijing city. Journal of Cleaner Production, 19 (9–10), 977–984.

Willuweit, L. (2009). Promoting pro-environmental behavior. An investigation of the crosscultural environmental behavior patterns, the case of Abu Dhabi. Thesis for Master degree, Department of Human Geography, Stockholm University

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند

برچسب‌ها : % % % % % % % % % % % % % % % %
Call Now Button