مروری بر تاریخ معاصر آب- مرکز مهندسی عطران

0

این روزها بحث روز بحران آب است. مثل همه موج هایی که کشور را در بر می گیرد و عبور می کند و عده ای موج سوار سر و کله شان پیدا می شود و با همان موج دور می شوند. موج سواران بحران آب نیز در حال ظاهر شدنند. همایش ها و سمینارها با موضوع آب و بالتبع صاحب نظران رو به افزایش اند. طرح پشت طرح و ایده ها در پس هم صف کشیده اند. مربوط و نامربوط همه نظر می دهند.

این فرایند موج پیش آمده پس از زلزله بم را در ذهن متبادر می سازند. زلزله و تعداد بیشماری کشته و آواره؛ همه شده بودند متخصص بحران؛ NGO ها تشکیل شد، خبرنگارها شروع به کار کردند، دولتی ها هم محض عقب نماندن از قافله بکار افتادند؛ همه داد مدیریت بحران سر می دادند و جامه می دریدند؛ چرا ساختار نداریم؟ چرا آمادگی نداریم؟ چرا بودجه نداریم؟! شرکت های مقاوم ساز در تعداد بالا ظهور کردند چون بوی پروژه به مشامشان رسیده بود. همان داستان همیشگی پول و پروژه و همایش و سمینار… . ولی این بحران دیگر از آن بحران ها نیست، موجی است که آمده ولی قصد رفتن ندارد. موج سوارها قبل از سوار شدن خود را حسابی آماده کنند!

این بحران مثل خیلی های دیگر نباید شکل می گرفت ولی به شکرانه وجود نخبگان بر مسند کار، کار به جایی می رسد که در سال 2005 ایران رتبه سوم برداشت بیش از حد از منابع زیرزمینی را در دنیا داشته باشد.

به گفته قائم مقام وزیر نیرو در 20 سال گذشته 100 میلیارد متر مکعب بیش از توان آبی کشور استفاده شده است.

آمارها حکایت از وجود 110 هزار چاه غیرمجاز در کل کشور و از این تعداد 40 هزار در حوزه آبریز دریاچه ارومیه! دارند.

دریاچه خشک می شود، زاینده رود خشک می شود، دریاچه نمک غیب می شود و همچنان قیف وارونه دست گرفته ایم؛ ابتدا مردم عادی اعتراض می کنند بعد دولت حساس می شود و سمینارها شروع می شود و آخرش باید نخبگان ملت که در مجلس مشغول تصمیم گیری در مورد آینده همگان هستند متوجه خطر بشوند که اینجا زنجیره قطع می شود! نمایندگان مسیر برعکس طی می کنند؛ طرحی تصویب می شود که به بخش بزرگی از چاه های غیرمجاز اجازه برداشت می دهد. کمی آنطرف تر نمایندگان همیشه در صحنه اصفهان به هر وسیله ای که شده قصد دارند پروژه انتقال آب از سرشاخه های کارون به اصفهان را اجرا کنند؛ طرحی که سازمان محیط زیست کشور در سال 1386، مرکز پژوهش های مجلس در سال 1387 و سازمان مدیریت منابع آب ایران بعدها به این طرح اشکالاتی گرفتند و آن را تأیید نکردند. احداث تونل بطول 65 کیلومتر و قطر 6 متر در عمق 300 متری سطح زمین و احداث سد مخزنی به حجم 1800 میلیون متر مکعب به ارتفاع 184 متر مشخصات فنی طرح موسوم به بهشت آباد! بود. دبی 580 میلیون متر مکعب که برای انتقال در شرایط سالهای نرمال و دبی 1000 میلیون متر مکعب در سال در شرایط حداکثر ظرفیت برای این طرح در نظر گرفته شد که به طرز وحشتناکی بیشتر از مصرف شرب استان های مرکزی ایران بود! امری که از ابتدا مانوری روی آن داده نمیشد. هدف اصلی تأمین نیازهای شرب، کشاورزی و صنعتی بود، کشاورزی که برنج را هم شامل می شود آنهم در کویر مرکزی ایران!

این در حالیست که 1 میلیون هکتار زمین مرغوب قابل کشت در خوزستان در انتظار مجوز حفر چاه مانده اند.

شاهکار قبلی به پروژه قمرود معروف است که قبل از بهشت آباد به بهره برداری رسید؛ انتقال آب از سرشاخه های دز در استان لرستان به قم. آب انتقالی در ظاهر برای شرب استان قم با جمعیت 1 میلیون نفر ولی در حقیقت کافی برای مصرف 14 میلیون نفر!

اولین عوارض طرح مذکور خشک شدن 60 حلقه چاه و از بین رفتن مجتمع های پرورش ماهی شهرستان الیگودرز بود. همچنین سد بختیاری که مطالعاتش قبل از قمرود انجام شده بود دچار مشکل بهره برداری شد و ارتفاع آب در مخزن پایین آمد. اعتراض های قبل از اجرای پروژه به نتیجه ای نرسیدند و این طرح باز هم به نفع کویر مرکزی ایران توسط رییس جمهور در دو مرحله افتتاح گردید.

پروژه قمرود تنها پروژه ای است که کلنگ آن برای آنکه باعث مطالبه ای از سوی مردم لرستان نشود به جای مبدأ در مقصد به زمین زده شد. در زمان کلنگ زنی این پروژه نه استاندار نه فرماندار و نه نمایندگان مجلس دعوت نشدند و استاندار قم در دولت نهم به عنوان استاندار لرستان منصوب شد! آقای احمدی نژاد در مراسم افتتاح جمله ای کوتاه ولی گویا بر زبان آورد: “حق است شهر قم به لحاظ عمرانی و آبادانی و تأمین نیازهای اساسی، بهترین و برترین باشد”

با کمی حرکت به عقب مواجه می شویم با جنبش سدسازی و این حکایت تراژیک ادامه دارد.

حال دلایل ایجاد این بحران جدید روشن تر شده و حافظه تاریخیمان کم کم یاریمان می کند.

ادامه اشتباهات تکراری و همچنان آب برای رأی! کم آبی یک درد، انتقال های هزینه بر بین حوزه ای درد دوم؛ خشک شدن چاهها و قنات های موجود در مسیر خطوط انتقال، خالی شدن روستاها به دلیل خشک شدن چاهها، انتقال آلودگی ها به رود کارون در نتیجه افت ارتفاع، هزینه های سرسام آور اجرای پروژه، هزینه کشت زمین های کویری به اجبار آب، شالیکاری در کویر، ادامه کار کارخانجات آب بر عظیم مثل فولاد و پتروشیمی، جذب کارگر و مهاجر و در نتیجه نیاز به آب بیشتر !!!

آسوده بخوابیم شهر در امن و امان است!

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند