مروری بر شاخص ها و روابط حاکم جهت مطالعات ناشی از بیماری های متأثر از اقلیم- سکینه خانی تملیه؛ عبدالله فرجی؛ سید محمود حسینی صدیق- مرکز مهندسی عطران

0

تولید و انتشار گازهای گلخانه‌ای، تغییرات الگوهای آب و هوایی و نتایج حاصل از این دو از جمله آلودگی محیط زیست، تغییرات دما، حوادث طبیعی و افزایش شیوع بیماری‌های مختلف تأثیراتی قابل توجه بر سلامت انسان دارند. احتقان پوستي
شدت این تغییرات اقلیمی و آثار اجتناب‌ناپذیر آن روز به روز در حال افزایش است و تهدید عمده‌ای برای سلامت جسمانی و روانی انسان‌ها به شمار می‌آید.
در شرایطی که هیچ کشوری در جهان از آثار زیان بار تغییر اقلیم بر سلامت در امان نخواهد بود، تصمیم‌گیری صحیح برای مدیریت این تغییرات یک ضرورت و وظیفه‌ای همگانی است.
همه اقشار جامعه می‌توانند به سهم خود برای مقابله با این تغییرات و آثار زیان‌بار آن ایفای نقش نمایند و به همین دلیل است که آموختن چگونگی تصمیم‌گیری صحیح در این حوزه اهمیتی حیاتی دارد.
یماریهای که در حوزه اقلیم سلامت مورد مطالعه قرار می­گیرد بیماریهای قلبی-عروقی، سکته مغزی، تنفسی، آسم، سالک و ناخنک می­باشد. در حالیکه در این زمینه بیماریهای دیگری نیز وجود دارد از جمله می­توان به بیماری­های دریایی، بیماری­های ناشی از تغییرات نوسانات شمالی و جنوبی، بیماری­ ناشی از ریزگردها و… اشاره کرد.
در خوص تمام این بیماریهای از یکسری پارامترهای هواشناسی، روش­های آماری و یکسری شاخص­ها استفاده می­شود. لذا در این تحقیق سعی شد که به مروری بر مطالعات گذشته در کشور  زمینه اقلیم سلامت پرداخته شود .
واژگان کلیدی: اقلیم سلامت، بیماری، شاخص،تغییر اقلیم
مقدمه
توسعه­­ی شهرها و گسترش شهرنشینی به همراه رشد شتابان جمعیت و افزایش فعالیت­های صنعتی و به دنبال آن مصرف بی رویه سوخت­های فسیلی موجب آلودگی هوا شده است مراتب این آلودگی­ها همه ساله به صورت امراض و بیماری­های تنفسی، قلبی، عروقی و شیوع بیماری­های روحی وروانی و در پی آن خسارات مالی فراون خود را نشان می­دهد.
در خصوص بیماری های ناشی از تغییرات اقلیمی  مطالعات زیادی صورت گرفته است که در زیر بطور مفصل آنها اشاره می­کنیم. احتقان پوستي
(محمدی ، 1385)، ارتباط بین عناصر اقلیمی چون دما،فشار ،رطوبت نسبی وآلاینده های جوی مانند مونـو اکـسید کربنCO) ) ، دی اکسید نیتروژن )  (NO2، دکسید گوگرد(-(SO2هیدروکربن­ها ( (HCو ذرات معلـق( PM-10) با فوت شدگان بیماری­های قلبی شهر تهران در طی دوره آماری2003  – 1999مورد مطالعه قرار دادند.
آنها در تحقیق خود از روش­های آماری توصیفی ونیز با استفاده از روابط همبستگی و رگرسیونی به بررسی و تجزیه و تحلیل بـین میانگین ماهانه و سالانه یکایک متغیرها با فوت شدگان بیماری­ها قلبی پرداختند احتقان پوستي
نتایج نشان تحقیقشان نشان دادکه بین عناصر اقلیمی همچون دما، فشار و رطوبت نسبی با فوت شدگان بیماری­های قلبی رابطه همبستگی معنی­دار و قوی ، بویژه این ارتباط بین میانگین ماهانه این عناصر با میانگین ماهانـه تعـداد فوت شدگان بیماری­های قلبی وجود دارد. احتقان پوستي
هر جا با کاهش دما و متعاقب آن با افزایش فشار روبرو بوده­ایـم، تعداد فوت شدگان بیماری­های قلبی نیز افزایش داشته است که افزایش تعداد فوت شدگان بیماری­های قلبی در ماه­های سرد سال از جمله آذر (دسامبر) دی (ژانویه) و بهمن (فوریه) که
هم­زمان با سرد شدن هوا، افزایش فشار، کاهش تابش خورشید و کوتاه بودن طول روز و کاهش ارتفاع لایـه اینـورژن همـراه اسـت و سـبب افزایش غلظت مواد آلاینده و تراکم آن در فضای محدودی از سطح زمین می­گردد از این موضوع حکایـت می­کند.
( قلی­زاده و همکاران،1388)، تجزیه و تحلیل ارتباط بین آلـودگی هـوا و مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی- عروقی، تنفسی و سکته مغزی در شهر تهران را مورد مطالعه قرار دادند. آنها در تحقیق خود از  پهنه­بندی آلودگی هوا و مرگ و میر ناشی از بیماری­های مذکور استفاده کردند سپس از روش­هـای آمـاری همبـستگی و رگرسیون جهت تجزیه و تحلیل ارتباط آلودگی هوا با مرگ و میر استفاده کردند.
نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین مرگ و میر ناشی از بیماری­های مورد مطالعه با آلودگی هوا وجود دارد.
افـراد بالای65 سال حساسیت بیشتری به آلودگی هوا دارند. همبستگی بیماری قلبی- عروقی، تنفسی، کل مرگ و میر و سکته مغزی با آلودگی مناطق  22گانه تهران به ترتیب 7 0/0 ،73/0و  69/0و  67/0می­باشد که در سطح اطمینان  01/0معنادار می­باشد. مناطق مرکزی تهران بیش­ترین آلودگی و مرگ و میر را دارند.
(محمدی و اویسی راد،1389)، ارتباط بین عناصر اقلیمی چون دما، فشار، باد و بارش و آلاینده­ی CO با مرگ و میر ناشی از بیماری­های تنفسی افراد زیر 12 سال شهر تهران طی دوره­ی آماری 1387-1378 مورد مطالعه قرار دادند.احتقان پوستي
آنها در تحقیق خود  با استفاده از روش­های آماری توصیفی و رگرسیون و روابط همبستگی به تحلیل میانگین روزانه و ماهانه­ی متغیرها با فوت شدگان بیماری­های تنفسی در ماههای سرد سال پرداختند.  احتقان پوستي
نتایج حاصل از تحقیقشان نشان داد که  بین عناصر اقلیمی همچون دما، فشارف باد و بارش با فوت شدگان ناشی از بیمای­های تنفسی زیر 12 سال رابطه ­ی همبستگی معنی­دار و قوی وجود دارد. احتقان پوستي
بدین معنی که ماه­های سرد سال با کاهش دما و متعاقب آن افزایش فشار میزان فوت شدگان بیماری­های تنفسی نیز افزایش داشته است.
همچنین میان باد و بارش روزانه و میزان مرگ ومیر کودکان بیمار تنفسی همبستگی معنی ­داری وجود داد و نشان می­دهد  هر قدر سرعت باد و میزان بارش بیش­تر باشد میزان آلاینده CO و به تبع آن مرگ و میر کودکان نیز کمتر خواهد بود.
( شبانی و عزتیان،1390)، ارتباط بين عناصر اقليمى چون دما، فشار، رطوبت و آلايندههاى ّ جوى مانند مونواكسيدكربن(Co)دى اكسيد نيتروژن ) ،(NO2دى اكسيد گوگرد (SO2) ، هيدوركربن­ها(HC) و ذرات معلق  (PM10)با شيوع انواع بيمارى­ها در استان اصفهان مورد بررسی قرار دادند .
براى اين منظور پس از جمع آورى داده­ ها ، محاسبات آمارى انجام دادند و نتايج به صورت جداول و نمودارها ارائه دادند سپس ارتباط بين يكايك متغيرها با مبتلايان به بيمارى­ها بررسى شد. نتايج نشان داد كه بين عناصر اقليمى همچون دما، فشار و رطوبت با شيوع بيمارى­هاى قلبى، ريوى، چشمى ، سرطان پوست رابطه همبستگى معنى­دار و قوى وجود دارد ( یاوری،1390)
در تحقیقی به بررسی سطوح رخداد وارونگی دما و تاثیر آن بر روی آلودگی هوای شهر تهران پرداخته است در این تحقیق با استفاده از آمار پنج ایستگاه آلوده سنجی در طی سالهای 1383تا 1387 تعداد 100روز آلوده استخراج شده احتقان پوستي
و با استفاده از نقشه ­های فشار سطح زمین، 500 هکتوراسکال و نقشه­ های امگای سطح 850 و همچنین نمودارهای  SKEW-Tوضعیت وارونگی در سطوح 300تا 900هکتوپاسکال مورد بررسی قرارگرفت نتایج نشان داد که بین 73 تا 5/85 درصد میزان آلودگی احتقان پوستي
در ایستگاه­های شهر تهران ناشی از وارونگی دما بوده است از طرفی دیگر نتایج نشان داد وارونگی­های دمایی شهر تهران متاثر از سامانه­های فشار و تشعشع زیاد سطح زمین است.  احتقان پوستي
(خزاعی وآل شیخ،1391 ) در مطالعه­ای به پیش­بینی غلظت منواکسیدکربن با استفاده از مدل شبکه عصبی ومدل کریجینگ پرداختند . احتقان پوستي
نتایج نشان داد که هر دومدل جهت پیش­بینی مناسب می­باشند، ولی روش کریجینگ به دلیل کمبود ایستگاه­ها از دقت کمتری برخوردار بوده است  اما به طور کلی هر دو مدل قادر به مدل­سازی غلظت آلاینده­ها می­باشند.
( قوی و دانش1391 ) در مطالعه­ای به پیش­بینی غلظت روزانه منواکسیدکربن بر اساس پارامترهای هواشناسی با استفاده از مدل شبکه عصبی و رگرسیون خطی چندگانه برای شهر مشهد درسال 1389پرداختند.
در این تحقیق بیان شد که دقت ضریب همبستگی و مقدار میانگین مجموع مربعات خطا برای مدل شبکه عصبی به 81/0 و 069/0 و برای مدل رگرسیون به ترتیب برابر61/0و1/0بوده است. احتقان پوستي
همچنین نتایج نشان داده که سرعت باد، دمای هوا، تشعشع و رطوبت نسبی عوامل مهم هواشناسی تاثیر گذار بر غلظت منواکسید کربن بوده است. (خورشید دوست و همکاران ، 1392)، احتقان پوستي
با استفاده از روش­های تحلیل آمار توصیفی و استنباطی به مطالعه و ارزیابی تأثیر عناصر اقلیمی و آلاینده­های هوای شهر سنندج بر میزان ورودی بیماری آسم و مرگ و میر و سکته قلبی پرداختند. احتقان پوستي
جمعیت مورد بررسی  در تحقیقشان تعداد افراد مراجعه کننده به بیمارستان­ها در دوره 8 ساله (2010-2008) برای بیماری آسم و تعداد مرگ و میر طی دوره 5 ساله (2008-2004) برای بیماری سکته قلبی شهر سنندج بوده است.
سپس آمارهای مربوط به آلودگی از سازمان محیط زیست(سال 2008) و آمارهایمربوط به عناصر اقلیمی (2010-2008) از سازمان هواشناسی شهر سنندج تهیه کردند.
نتایج حاصل از تحقیقشان  نشان داد با وجود صرف عناصر آب و هوایی، افزایش هر واحد از عناصر میانگین حداقل دما، میانگین حداکثر رطوبت نسبی و سرعت باد غالب مرگ ومیر سکته قلبی را به ترتیب 16/0، 06/0 واحد افزایش و 20/0 واحد کاهش داده است؛
اما در صورت وجود آلودگی، با افزایش هر واحد در میانگین حداقل دما و حداکثر سرعت باد، احتمال مرگ و میر به ترتیب 211/0 واحد افزایش و 36/0 واحد کاهش پیدا کرده است. پس هر واحد دما با وجود آلاینده­ها در منطقه 051/0 واحد بر روی مرگ ومیر بیشتر تأثیر داشت. احتقان پوستي
بدون وجود آلاینده­ها در منطقه، میزان تأثیر متوسط حداقل رطوبت نسبی، متوسط سرعت باد و سرعت باد غالب به ترتیب 16/0، 14/0، 632/0-، 198/0، مقدار بر روی مراجعه کننده­های بیماری آسم شهر سنندج بوده است. احتقان پوستي
در صورت وجود آلاینده­ها و عناصر آب و هوا  به طور توأم، هیچ کدام از عناصر و آلاینده ­ها با ورودی بیمارستانی ناشی از بیماری آسم تأثیر معنی داری را نشان ندادند. مرگ و میر سکته قلبی در هر دو جنس زن و مرد معنی دار برآورد شده است و این درجه معنی­داری با افزایش سن بیش­تر خود را نشان می­دهد. احتقان پوستي
همچنین ارتباط بین هر دو جنس و مراجعه کننده و با سن­های 20-0 و 40-21 معنی­دار است؛ به عبارت دیگر بر خلاف بیماری سکته قلبی، میزان آسم در سن­های کم­تر از 40 سال بیش­تر دیده می­شود.
در مجموع ، بیماری­های سکته قلبی و آسم در شهر سنندج به ترتیب تابع جنس و سن خاصی نیستند. (لشنی زند، غلامرضایی ، 1392)، ارتباط بین متغیرهاي اقلیمی چون دما، تبخیر، رطوبت نـسبی، سـاعات آفتـابی، تعـداد احتقان پوستي
روز هـاي یخبندان و سمت و سرعت باد با تعداد دفعات حملات آسم کودکان شهر خرم آباد که منجر به بستري شدن آنهـا در بیمارسـتان آموزشـی درمانی شهید آیت االله مدنی (تنها بیمارستان کودکان) این شهر شده است مورد بررسی قرار دادند .
به منظـور بررسـی و شناسـایی متغیرهاي اقلیمی مؤثر در بروز حملات آسم کودکان از شیوه آماري رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. در ایـن روش تعداد  10متغیر اقلیمی مستقل با متغیر وابسته حملات آسم کودکان دریک دوره  9ساله از سال  1379تا سـال  1387مـورد بررسـی قـرار گرفته
و طی سه گام سه متغیر اقلیمی مؤثر در برآورد تعداد مراجعات حملات آسم کودکان شناسایی شد. آنها در این تحقیق در گام اول متغیر معدل ماهانه ساعات آفتابی با ضریب همبستگی 15/37 درصد و مقدار  058/0=pبه مدل وارد و صحت متغیر تأیید گردید .
احتقان پوستي در گام دوم متغیر حداقل مطلق دما با فرض ثابت بودن متغیر اول نسبت به متغیر وابسته با ضریب همبستگی 5/31درصد به مدل رگرسیون وارد شد .
در گام سوم نیز متغیر تعداد روزهاي یخبندان با ضریب همبستگی 5/9 درصد به مدل وارد و ضریب همبستگی چندگانه به15/78درصد رسید. احتقان پوستي
نتایج حاصل از تحقیقشان  نشان داد که از میان متغیرهاي اقلیمی، معدل ماهانه ساعات آفتابی با رابطه معکوس، حداقل مطلق دمـا و معـدل ماهانه تعداد روزهاي یخبندان با رابطه مستقیم به ترتیب بیش­ترین همبستگی را با حملات آسم کودکان داشته­اند.
(انتظاری و همکاران ،1393)، به بررسی نقش عناصر آب و هوایی در بیماري ناخنک در بازه­ي زمانی(1390-1385)در شهر مشهد پرداختند. جهت انجام این پژوهش از آمار مراجعین به کلینیک چشم پزشکی خاتمالانبیاء در طی سال­هاي 1385تا 1390که مبتلا به بیماري ناخنک چشم بودند و همچنین داده­هاي اقلیمی ایستگاه سینوپتیک مشهد استفاده کردند.
پس از گردآوري ابتدا نرمال بودن داده­ها در محیط نرم­افزار  16 Minitab مورد آزمون قرار دادند و سپس با استفاده از روش­هاي آماري رگرسیون، همبستگی پیرسون و چندگانه، مدل ANOVA تأخیر زمانی (توابع خود همبستگی  ( ACFو شاخص اشعه ماوراءبنفش به بررسی و تجزیه و تحلیل ارتباط عناصر آب وهوایی با بیماري ناخنک پرداختند.
نتایج این پژوهش نشان داد که همبستگی ماهانه عناصر آب و هوایی گردوغبار، ساعات آفتابی، تابش کل و سرعت باد با بیماري ناخنک در ماه­هاي اردیبهشت، خرداد، آذر، دي و بهمن) بیش­ترین مقادیر را دارا است.
همچنین در بین عناصر یاد شده ارتباط بین سرعت باد و ساعات آفتابی با بیماري ناخنک داراي بیش­ترین همبستگی می­باشد(01/0 p=، 89/0 r=و1/ p= ، 63/0 r=) از دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که تاثیر عناصر آب و هوایی با زمان تاخیر فصلی و یک دوره شش ماهه در تشدید بیماري است که این  ارتباط در شش ماهه دوم سال بیش­تر مشهود است .
(انتظاری و اسکندری، 1393) ، رابطه عناصر اقلیمي و میزان شیوع بیماری سالک جلدی در سطح شهرستان لارستان مورد مطالعه قرار دادند. لیشمانیوز جلدی به عنوان یک مشکل بهداشتی در اکثر کشورهای جهان و بهطور عمده در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری شایع است.
احتقان پوستي کشور ایران از نقاطی است که این بیماری به طور بومی در آن وجود دارد و به تبع آن استان فارس، به خصوص جنوب این استان یکی از مناطق آلوده به این بیماری است. آن­ها در این پژوهش رابطه برخی پارامترهای اقلیمی با شیوع این بیماری در شهرستان لارستان بررسی کردند.
در این مطالعه که از نوع کاربردی- همبستگی است، پس از گردآوری منابع کتابخانه­ ای به جمع آوری داده­های اقلیمی شامل، بارش، درجه حرارت، رطوبت نسبی و ساعات آفتابی از ایستگاه هواشناسی لارستان طی دوره آماری  1390-1382و داده­های مربوط به بیماران از مرکز بهداشت طی دوره زمانی مورد نظر پرداخته شده و آمار به دست آمده توسط نرم افزارهایEXCELو  SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار دادند
بیش­ترین شیوع بیماری در ماه­های دی و بهمن رخ داده است. بررسی پارامترهای اقلیمی نشان از وجود همبستگی معکوس میان وقوع بارش و رطوبت نسبی با میزان ابتلا و همچنین نشان از رابطه مستقیم بین درجه حرارت و ساعات آفتابی با میزان شیوع بیماری دارد
(.میوانه و همکاران ،1393)، ارتباط بين انواع شاخص­هاي سوزباد و مرگ و مير ناشي از بيماري­هاي قلبي(سکته قلبي، آنژین صدري و التهاب پرده پيراشامه) مورد مطالعه قرار دادند.آنها در تحقیق خود  از آمار مرگ و ميرهاي بيماري­هاي قلبي (1390-1386) و داده­هاي درجه حرارت و سرعت باد استفاده کردند.
سپس شاخص­هاي سوزباد (استدمن، پاسيل و سایپل، گرماي هدررفت سایپل و پاسيل، شاخص اصلاح شده سازمان هواشناسي آمریکا) و شاخص بيکر محاسبه و سپس با استفاده از مدل همبستگي پيرسون ميزان ارتباط آن­ها با مرگ و مير  را مورد بررسي و مقایسه قرار دادند.
از توابع خود همبستگي نيز جهت بررسي تأخيرهاي زماني و از آزمون آناليز واریانس جهت مقایسه ميانگين­ها استفاده کردند.همچنین  براي بررسي ميزان وقوع مرگ و مير در بين زنان و مردان از آزمون استقلال کاي دو استفاده کردند.
نتایج حاصل از تحقیقشان نشان داد که  مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي با شاخصهاي سوزباد به غير از شاخصهاي بيکر و گرماي هدررفت سایپل و پاسيل داراي همبستگي مثبت در ماه­هاي دي و بهمن است.
احتقان پوستي بيش­ترین مرگ و مير در گروه سني ( 88-78-77-67) و در بين زنان مشاهده مي­شود. در زمان تأخير  1تا  5روزه، بيش­ترین همبستگي را با درجه حرارت حداقل وشاخص­هاي سوزباد دارد.
به طور کلي با کاهش درجه حرارت، مرگ و مير در ماه­هاي دي و بهمن افزایش یافته است. از این ارتباط، مي­توان در برنامه ریزي براي کاهش مرگ و مير بيماران و افراد آسيب پذیر، بهره گرفت.
( سلیقه و کاخکی مهنه، 1394)، به  بررسی روابط بین عناصر آب و هوایی و نوسانات آلودگی هوا در مشهد پرداختند.آنها در تحقیق  خود از آمار یک ساله­ی اداره­ی حفاظت محیط زیست مشهد استفاده کردند.
این آمار  مربوط به آلاینده­ های هوا شامل (CO- NO- O3– SO2 ) و آمار هواشناسی شامل پارامترهای اقلیمی  (رطوبت نسبی، درجه حرارت، جهت باد و سرعت باد) می­باشد داده­های آلودگی هوا از تعداد11ایستگاه آلوده سنجی جمع­آوری شده است
این داده­ها به صورت ساعتی بروده و سپس از آنها میانگین گرفته شد پس از درون­یابی فاصله معکوس وزندار وتحلیل داده ­ها به منظور پیش­بینی روابط داده ­ها با استفاده از مدل شبکه عصبی داده­ها به دسته­ های آموزشی (70%) ،ارزیابی (15%) و تست (15%) طبقه بندی شدند
در این تحقیق برای تحلیل، از دسته­ی داده­های آموزشی استفاده شد نتایج نشان داد که میزان میانگین مربعات خطا(MSE ) و میانگین مطلق خطا (MAE) در مدل شبکه عصبی احتمالی پایین­تر بوده و نتایج نشان داده است
که مدل شبکه عصبی احتمالی، توانسته است رابطه منطقی بین آلودگی هوا و پارامترهای هواشناسی برقرار کند از بین عناصر اقلیمی تاثیرگذار بر منواکسید کربن، رطوبت نسبی در ساعت 12:30و جهت باد بیش­ترین اثر را داشته­ اند، همچنین عواملی اقلیمی تاثیرگذار بر غلظت دی­اکسید گوگرد رطوبت نسبی
در ساعت 30 : 6 و درجه حرارت مطلق بوده است. (محمدی و همکاران،1394)، ارتباط بین عناصر اقلیمی و آلودگی هوا با مرگ و میر ناشی از بیماری­های قلبی شهر تهران طی دوره آماری(2010-2006) مورد سنجش و واکاوی قرار دادند.
آنها در تحقیق خود ارتباط متغیرهای اقلیمی و آلاینده­ ها با فوت شدگان قلبی با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند  متغیره به روش توأم مورد واکاوی قرار دادند.احتقان پوستي
نتایج محاسباتشان نشان داد که بین عناصر اقلیمی دما با ضریب همبستگی 47/0- رابطه معکوس و فشار با ضریب همبستگی24/0 رابطه مستقیمی با فوت شدگان بیماری­های قلبی در سطح معنی­داری 99 درصد دارند.
احتقان پوستي همه­ آلاینده­ ها ارتباط معنی­داری با فوت شدگان قلبی نشان می­دهند، اما بیش­ترین همبستگی را منواکسید کربن به میزان 41/0 در سطح معنی دار 99 درصد دارد.
در صورت و جود آلاینده ­ها و عناصر اقلیمی به صورت توأمان ، تغییر یک واحد دما بر حسب درجه سلسیوس باعث کاهش 12/17 واحد، تغییر یک واحد رطوبت نسبی بر حسب درصد باعث کاهش 9/7 واحد،
تغییر یک واحد منوکسید کربن بر حسب ppm باعث افزایش 2/26 واحد و تغییر یک واحد ذرات معلق بر حسب میکروگرم بر متر مکعب باعث افزایش 4/1 واحد مرگ ومیر ناشی از بیماری­های  قلبی در شهر تهران می­شود.
(د­ل­بندی، 1395)به مطالعه آلاینده­های هوای تهران با مرگ و میرهای ناشی از بیماری­های قلبی در افراد بالای 60 سال طی دوره مطالعاتی (2013-2008 ) پرداختند.
آنها برای  واکاوی داده­ های آلاینده ­های هوا و فوت شدگان ناشی از بیماری­های قلبی و عروقی، از روش­های آماری چون ضریب همبستگی و معادله خطی رگرسیون، از نرم­افزارهای spss و Excel استفاده کردند. سپس به بررسی ارتباط بین مرگ و میر ناشی از بیماری­های قلبی و عروقی پرداختند، ارتباط آلاینده­های هوا مانند NO2، So2، Co و ذرات PM با قطر کمتر از 10 بر میزان مرگ و میر ناشی از بیماری­های قلبی و عروقی پرداخته شد.
نتایج نشان داد که بین آلاینده­های PM10 و NO2 با میزان مرگ ومیر بر اثربیماری­های قلبیف رابطه معناداری وجود دارد. (محمدی و کریمی،1395) به بررسی ارتباط بین احساس حرارتی و پذیرش بیمارستانی بیماران قلبی- عروقی در کرمانشاه پرداختند
در این مطالعه علاوه بر متغیرهای جوی ، آمار پذیرش بیماران قلبی- عروقی به صورت روزانه از بیمارستان امام علی طی دوره­ی آماری 1/7/1388 تا 10/2/1394 تهیه شد .
نتایج حاصل از تحقیق نشان داد کهبر اساس شاخص Tek و TE ارتباط معناداری در سطح اطمینان 95 درصد میان شرایط بسیار گرم و سرد با افزایش پذیرش­های بیمارستانی بیماران قلبی- عروقی در کرمانشاه وجود دارد. احتقان پوستي
بر اساس شااخص­های  PMVو PETنیز شرایط زیست اقلیمی سرد، بیش از دیگر شرایط، در پذیرش بیماران قلبی- عروقی مؤثر است. احتقان پوستي
به طور کلی، نتایج اغلب شاخص­ها گویای آن است که شرایط حاد اقلیمی (بسیار سرد یا گرم و شرجی) ارتبااط مستقیمی باا افزایش بیماری قلبی- عروقی در کرمانشاه دارد. (فابیوتراماتو و همکاران، 2011)
در تحقیقی که برای شهر پالرمو ایتالیا انجام شد، دریافتند که بیماری­های تنفسی ناشی از آلودگی هوای حاصل از ترافیک وسایل نقلیه می­باشد
در این تحقیق که با استفاده ازروش رگرسیون لجستیک شرطی اثرات مثبت قوی بین آلاینده­ ها در فصل سرد و گرم بررسی شده و بیان شد که ذرات معلق مهم­ترین آلاینده در فصل گرم و سرد سال بوده­اند.
(ویدات اویاک ،2012)در تحقیقی که در شهر دنیزلی ترکیه انجام شد، به مدل سازی آلودگی هوا با استفاده از شبکه­های عصبی مصنوعی و رگرسیون خطی چندگانه، میزان آلاینده  SO2را برای
دوره 1995تا  2001 با استفاده از اندازه گیری داده­ های هواشناسی و آلودگی هوا مورد بررسی قرارداد  نتایج نشان داد که شبکه عصبی می تواند با سطح ضریب همبستگی بالا مقدار SO2را تخمین بزند. احتقان پوستي
و شبکه­های عصبی، مدل پرسپترون چند لایه و الگوریتم پس از انتشار، می­تواند راه حل خوبی برای ساختار شبکه به عنوان یک شبیه ساز باشد . احتقان پوستي
احتقان پوستي در این تحقیق به بررسی شاخص ها و روابط حاکم جهت مطالعه بیماری های ناشی از اقلیم پس از انجام مطالعات مختلف پرداخته گردید. احتقان پوستي
مواد و روش ها
تعريف آلودگي هوا
آلودگي هوا عبارت است از وجود مواد مضر در هوا تا اندازهاي كه اثرات نامطلوب در كل محيط زيست از جمله انسان­ها، گياهان، حيوانات، آب­ها، ساختمان­ها و … ايجاد نمايد. منابع آلودگي هوا به دو دسته طبيعي و مصنوعي به شرح زير تقسيم مي شوند:
الف- منابع طبيعي آلاينده هوا مثل آتشفشان، مرداب، كويرو بيابان، مراتع، مزارع برنج، معده نشخوار كنندگان…..
ب- منابع مصنوعي آلاينده هوا از جمله فعاليت­هاي انساني مانند نيروگاه­ها،فرآيندهاي صنعتي، مصرف سوخت در مصارف خانگي، صنعتي، تجاري وحمل و نقل. احتقان پوستي
آلاينده ­هايي كه وارد هوا مي­شوند و به صورت گازي، مايع و جامد يا به            صورت ذره­ای هستند. از آلاينده­ های ذره­ای مي­توان به غبار و از آلاينده­های گازي به So2و No2، Coو Co2اشاره كرد. طبقه بندي آلاينده­ ها بر اساس اثرات فيزيولوژيكي توسط هندرسون- هاگارد به شرح زير صورت گرفته است:
الف) مواد التهاب آور محرك: اثر سوزاننده، تاولزا و متورم كننده­ ی مخاط را دارند. مانند دي اكسيد گوگرد- ازون- دي اكسيد ازت. احتقان پوستي
ب) خفه كننده­ها: دراكسيداسيون نسوج اختلال ايجاد مي­كنند مانند دي اكسيد كربن- مونواكسيد كربن.
ج) بيهوشي آور و مخدرها: مانند هيدروكربن­ها
د) سموم سيستميك: سبب صدمه به دستگاه خون­ساز(بنزن)- صدمات ارگانيك (هيدروكربن­هاي هالوژنه)- ايجاد سموم عصبي (سولفوز دو كربن-( فلزات سمي (سرب)- مواد معدني غير فلزي سمي (فسفر) مي­شوند.
آلاينده­هاي گازي و تأثير آن بر شيوع بيماري­ها مونواكسيدكربن🙁CO)         
گازي است بيرنگ و بي بو و كمي سبك­تر از هوا.  بيش از نيمي از آلودگي هواي شهرهاي پرجمعيت به علت وجود اين گاز احتقان پوستي است كه ناشي از احتراق ناقص سوخت در موتور اتومبيل مي­باشد.
اين گاز پس از صعود به طبقات فوقاني ّ جو تحت تأثير تابش فرا بنفش خورشيد قرار            گرفته و تبديل به انيدريدكربنيك مي­شود. گاز مونواكسيدكربن تمايل شديدي به تركيب با هموگلوبين خون دارد كه پيامد آن تشكيل كربوكسي­ هموگلوبين است
كه موجب كاهش ظرفيت ريه­ها مي­گردد. فردي كه در برابر اين گازها قرار مي­گيرد ابتدا بعد از 20دقيقه مركز اعصابش تحريك شده دچار درد پيشاني و سر درد، حالت تهوع، ضعف و تيرگي رنگ و شدت ضربان قلب مي­شود.  (هوش ور ،1381)                 
دي اكسيد گوگرد(2:(Soبه طور عمده از مصرف سوخت­هاي فسيلي وارد جو مي­شود. اين گاز بيرنگ است كه در آب و قطره باران حل شده و درهوا به تري­اكسيدگوگرد و اسيد سولفوريك تبديل مي­گردد.
اسيد حاصله همراه با آب باران به زمين مي­ريزد و اين نوع نزولات، باران اسيدي ناميده مي­شود. اسيد سولفوريك موجود در جو همراه با دود و دوده و ذرات معلق آميخته شده و در فرآيند تنفس وارد حبابچه­هاي ريوي مي­گردد
و ضايعات بيماريزا را به وجود مي­آورد. از طرفي سبب تشديد اضطراب و بيماري­هاي
روحي مي­شود. مطالعات صورت گرفته روي خون انسان در دانشگاه آريزونا نشان داد كه دي اكسيد گوگرد ميزان  DNAرا كاهش داده
و در كروموزم­ها تغييراتي پديد مي­آورد. همچنين لنفوسيت­ها از بين رفته و مقاومت بدن در برابر بيماري­هاي عفوني كاهش مي­يابد.
به دليل حلاليت دي­اكسيدگوگرد با آب و در نتيجه مايعات مخاط، حلق و حنجره، بيش­ترين تأثير را بر دستگاه فوقاني تنفسي برجاي مي­گذارد، ولي در حضور ذرات معلق به علت جذب سطحي و يا واكنش­هايي كه با ذرات انجام مي­دهند، به اعماق ريه نفوذ مي­كند و ضايعات ريوي و ساير عوارض ياد شده را تشديد مي­نمايد. ) غياث الدين ،1385 (
اكسيدهاي ازت(:(Noxهفت نوع اكسيد نيتروژن وجود دارد كه در مقول آلودگي هوا Noو No2 از نظر سلامت انسان و N2oبه عنوان گاز گلخانه مؤثردرگرمايش زمين حائز اهميت است No.گازيست بيرنگ و بي­بو در حالي كه No2به رنگ قرمز مايل به نارنجي مي­باشد.
No2گازي سمي و از نظر فيزيولوژيكي محرك مجاري تنفسي است كه سميت آن چندين برابر No است. Noxابتدا به صورت Noدر جريان احتراق تركيبات ازت و اكسيژن(Heinsohn, R.J. and Kabel, R.L. 1999 ) تبديل مي­شود.
اثر اكسيدهاي ازت شامل تحريك حبابچه­ هاي ريوي، گشادي مردمك چشم، افزايش مقاومت هوايي سيستم تنفسي، كاهش ظرفيت انتشار گاز در ريه، توسعه پنوموني، افزايش برونشيت حاد و توليد نيتروزامين، تحريك گلو و چشم، ايجاد سرفه، تنگي نفس، بيحالي و خستگي مي­باشد.
هيدروكربن­ها و تركيبات آلي فرار :(VOC)[1] اين تركيبات از دو جنبه اهميت دارند، نخست اينكه پيش نياز تشكيل اكسيدان­هاي فوتوشيميائي­اند و دوم اين كه گونه­ هايي از تركيبات سرطانزاهاي شناخته شده­ اند.
در اين گروه چند صد تركيب وجود دارد كه سميترين آنها بنزن است كه در سلامت انسان نقش مهمي دارد.
بنزن با فرمول C6H6مايعي است شفاف و بي رنگ كه در گذشته به عنوان حلال مصرف زيادي داشته است. ساير هيدروكربن­هاي سمي و خطرناك عبارتند از: پلي­كلرينيتد بي­فنيل­ها-دي­اكسين­ها- فوران­ها- هيدروكربن­هاي چند هسته و آروماتيك ) حجازي­زاده، مقيمي).
هيدروكربن­هاي آروماتيك سبب افزايش سرطان ريه مخصوصاٌ بنزاييدن،تحريك چشم از طريق اسماگ فوتو شيميايي و تحريك مخاط و اثر به مراكز خونساز مي­شود. ) منبع: وب سايت ( http://arshir.blogfa.com
ذرات گرد و غبار:  تماس طولاني با ذرات ريز گرد و غبار يك عامل مهم در بروز سرطان ريه و بيماري­هاي قلبي مي­باشد گرد و غبار، از ذرات جامد يا مايع )آئروسل( تشكيل شده كه به صورت معلق در هوا وجود دارند. مواد آلاينده مي­توانند در سطح گرد و غبار جذب شده و يا با سطح آن تركيب شوند و به طور مثال انيدريد سولفورو ابتدا در رطوبت هوا حل شده سپس در سطح ذرات جذب مي­گردد.
مواد سمي موجود در سوخت­هاي فسيلي مثل سرب، نيكل، آهن، مس و ساير مواد فعال كاتاليزوري بر روي سطح مواد جامد حاصل از سوخت ناقص جذب شده واز منابع آلاينده به حساب مي­آيند.
اصطكاك بين لاستيك اتومبيل­ها با سطح جاده و بين ترمز ماشين و كاسه چرخ، مقدار زياد مواد سمي به صورت گردو غبار وارد هوا مي­كند. فلزات سنگين مثل جيوه، سرب و كروم در صنايع متالوژي و كارگاه­هاي كوچك فلزكاري توليد و وارد هوا شده همچنين حشره كش­هاوسموم­دفع­آفات ­نباتی يكي ازمنابع آلاينده هوابه صورت گردوغبار مي­باشد.
مواد راديواكتيو حاصل از مراكز اتمي و گاز رادون نيز يك منبع ديگر آلودگي گرد و غبار مي­باشند. ذرات كوچك (كمتر از 5ميكرون) مي­توانند در هوا به وسيله­ي باد و بعضي پديده­هاي ديگر ّ جوي در فاصله چندين صد مايل منتقل شوند و براي مدت چند سال در هوا معلق بمانند.
برخي از ذرات گرد و غبار حمله خود را بر بدن انسان از چشم­ها و پوست شروع مي­كند ايجاد سوزش و آلرژي مي كند بعضي از مواد شيميايي مثل جيوه مي­توانند مستقيماً از راه پوست وارد بدن گردند.
قسمتي از ذرات گرد و غبار (بزرگتر از 10ميكرون) در بيني و مخاط حلق و گلو جذب مي­گردند. اين گونه ذرات ممكن است توليد آلرژي و بيماري­هاي تنفسي كنند.
همچنين مواد شيميايي همراه اين ذرات مي­توانند وارد جريان خون گردند. مواد سمي كه به اين ترتيب وارد جريان خون مي­شوند در تمام بدن انسان پخش شده و مشكلات قلبي، كبدي، كليوي و غيره بوجود مي­آورند.
بعضي از مواد مثل فلزات سنگين چون سرب و جيوه توسط جريان خون به سيستم مركزي اعصاب حمله­ ور مي­گردند و باعث اختلالات عصبي و            افسردگي مزمن در افراد مي­شوند.
گرد و غبار طبيعي حاصل از بيابان­ها وزمين­هاي خشك و گرده­هاي گل­ها و درختان هستند كه عموماً داراي قطري بيش از 10ميكرون مي­باشند و در فيلترهاي طبيعي بدن گرفته مي­شوند اين ذرات به جز موارد استثنائي، خطري براي سلامتي انسان ندارند.
خطر اين ذرات ناشي از آلاينده­هایی است كه به دست بشر توليد شده و به آن­ها اضافه مي­شود. (وب سايت http:// hamshahrion line.Ir/ham news)عقيده بر اين است كه ذرات معلق كوچكي كه از احتراق سوخت­هاي فسيلي به وجود مي­آيند، قدرتمندترين عامل به وجود آوردنده عوارض قلبي – عروقي در بين مجموعه آلاينده­هاي هوا هستند.
ذرات معلق باعث فعاليت بيش­تر مسيرهاي التهابي و اكسيداتيو مي­گردند. آن­ها اين اثر را يا با انتقال مستقيم به درون جريان خون ويا با تأثير برريه وآزاد نمودن واسطه­هاي مؤثر، انجام مي­دهند.
اثرات تابش فرابنفش خورشيد بر بروز بيماري­ها
تأثير باد: باد يا اغتشاشات هوا يكي از عناصر اقليمي است كه موجب بيخوابي، كم خوابي، خستگي، كوفتگي عضلات، تحريكات عصبي،اضطراب­هاي روحي، سردردهاي شديد و احساس درد در محل­هاي زخم پس از عمل جراحي است كه تداوم باد در افزايش و يا كاهش فشار خون اثرمي­گذارند.
صداي وزش باد قادر است آرامش شنوايي را برهم زده و فرد را دچار ضعف اعصاب و تحريكات عصبي نمايد. باد در شهرها و روستاهاي   مناطق خشك به دليل گرد وغبار باعث ايجاد اختلالات تنفسي، بيماري­هاي چشمي، نظير تراخم، كم سوئي و غيره و يا بيماري­هايي مثل سل مي­گردد.
باد قادر به انتقال پارهاي از بيماري­هاست از جمله تخم انگل­ها، اسپرهاي مختلف، كزاز و شاربن را به آساني از نقطه آلوده به نقطه سالم مي­رساند و در پرواز پشه آنوفل و انتقال آن نيز مؤثر است. ) زمرديان، 1378)
تأثير گرما: انسان در هر شرايطي متأثر از درجه حرارت محيط اطراف خويش است. حرارت زياد موجب ضايعات متابوليك و در مواردي خشكي تنفس مي­گردد، زيرا حرارت توليد شده در بدن كه نتيجه سوخت وساز داخلي است بايد به نحوي از بدن خارج شود.
چنانچه تبادل حرارتي با مشكلات مواجه شود، موجود زنده دچار ضعف شده و آماده ابتلاء به بيماري­هاي مختلف خواهد شد.
از اين جهت پزشكان به بيماران قلبي توصيه مي­كنند كه از قرار گرفتن در هواي گرم پرهيز كنند زيرا در هواي گرم فعاليت قلب افزايش يافته و موجب تپش بيش­تر مي­شود و با افزايش دراز مدت حرارت، قلب كم كم خسته شده و موجب ضعف دائم ميشود.
گرماي زياد موجب گشاد شدن رگ­ها و سريع شدن جريان خون زير پوست مي­شود. تعرق افزايش يافته و تبخير آن موجب خنك شدن بدن مي­گردد اما اين عرق، آب همراه با سديم و املاح ديگر است، دفع بيش از حد سديم موجب انقباض شديد عضلات و ضعف و خستگي مي­گردد.
دفع املاح ديگر باعث كم خوني نيز مي­شود. فرد گرما زده، بر حسب شدت گرما، ظرفيت تحمل ومدت زمان توقف در گرما، دچار آسيب­هاي جدي يا خفيف كه عبارتند از:
حساس ضعف و بي­حالي، كاهش ظرفيت كار، كاهش فعاليت­هاي ارادي و احتقان پوستي (نرسيدن خون و اكسيژن به پوست).
افزايش ضربان قلب، درد شديد عضلات، تنگي نفس، سرگيجه، استفراغ، انقباض شديد عضلات و ظهورعكس­ العمل­هاي ­رواني كه درموارد شديد منجربه مرگ خواهد شد.گرماي بيش از حد اثرات سوء بر دستگاه­هاي سازنده اسپرماتوزوئيد دارد.
گرماي زياد موجب تورم غده­هاي مولد عرق، عرق­سوز و ضعف اعصاب شده وترشح معده را كاهش مي­دهد كه نتيجه آن ايجاد مشكلات هضم، جذب ودفع غذا است.
در آب و هواي گرم، فشار خون كمتر شده و حجم خون دراثر نوشيدن بيش­تر مايعات افزايش يافته كه نتيجه آن رقيق شدن خون خواهد بود.
اما آب اضافي با عرق كردن دفع مي­گردد كه همراه با عرق نمك­هاي         لازم در خون از پلاسما خارج شده و كيفيت و كميت خون دچار نوسان مي­گردد و اين تغييرات باعث كم شدن مقاومت بدن در برابر ميكروب­ها،بخصوص بيماري­هاي عفوني مي­گردد ) . هوش ور، 1381 (
تأثير سرما به محض اينكه انسان احساس سرما مي­كند، بدن حالت دفاعي به خود مي­گيرد و متابوليسم فوري افزايش مي­يابد. اما چنانچه سرما مداومت يابد مكانيسم دفاعي ديگري نيز ظاهر مي­شود كه افزايش ترشح ماده تيروكسين غده تيروئيد است.
اثرات تحريكي مداوم سرما بر غده تيروئيد، شيوع بيش­تر گواترهاي توكسيك را در مناطق سرد بيش­تر از مناطق گرم­تر توجيه مي­كند.
پوست در سراسر بدن داراي سيستمي است كه در مقابل سرما رگ­هارا تنگ و در برابر گرما گشاد مي­نمايد. اين سيستم تا حرارت +15درجه سانتي­گراد فعال است.
ولي زماني­كه درجه حرارت محيط باز هم كمتر شودخطر سرمازدگي در انگشتان پا و دست، لب­ها و بيني و گوش­ها ايجاد مي­شود و سيستم تنگ كنندگي رگها عمل معكوس انجام داده و شروع به
گشاد شدن مي­نمايد. سپس عضو سرمازده دچار تاول­هايي شبيه تاول­هاي سوختگي مي­شود.)منبع: هوش ور، زردشت،1381)
در فصول سرد بيش­ترين موارد سرما خوردگي، آنفولانزا، آرتريت و دردهاي مفصلي، سينوزيت، برونشيت و پنوموني، آسم و نارسائي­هاي قلبي را مي­توان مشاهده كرد. ) زمرديان، 1387).
برای بررسی ارتباط بین متغیرها با فوت شدگان بیماری­های تنفسی از فرمول پیرسون جهت ضریب همبستگی استفاده می شود. احتقان پوستي
(1)                                                            .
= R ضریب همبستگی
N= تعداد جامعه آماری
X= متغیر­های تابع
Y= متغیرهای مستقل
همچنین برای تعیین معادله خط رگرسیون از فرمول زیر استفاده گردید:
(2)
a = عرض از مبدأ
b = شیب خط یا ضریب زاویه خط
برای به دست آوردن مجهول­های a,b از فرمول زیر استفاده شد:

(3)
(4)
مجموع حاصل ضرب مقادیر   (y)        ها(X  مجموع (  که در این فرمول
تعداد ارقام می­باشد .  X,Y,N  مجموع مربعات x,y
شاخص­های آسایش حرارتی
شرایط آسایش حرارتی، متناسب با حداقل 80% از انسان­ها، در محیط طبیعی رابطه مستقیم با وضعیت اقلیمی از قبیل  درجه حرارت، رطوبت، تابش آفتاب و باد دارد.
شاخص­های مرتبط با فیزیولوژی انسان که از معادله بیلان انرژی بدن انسان مشتق گردیده­اند، امروزه در مطالعات زیست اقلیم جایگاه ویژه­ای دارند. که از جمله این شاخص­ها،شاخص دمای معادل فیزیولوژیک (PET)   [2]سوزباد، بیکر، ماهانی و غیره می­باشد.  ب
ررسی علمی و مدون شرایط راحتی آب و هوایی انسان به دهه 50 و 60 قرن بیستم باز می­گردد که اولین بار توسط اولگی [3] در سال 1963 با یک نمودار زیست اقلیمی جهت برآورد نیازهای آسایش حرارتی انسان ارائه شد.
فانکر در سال 1972 و میک زوسکی 1985 نیز به بررسی تأثیر عناصر آب و هوایی بر احساس راحتی گرمایی پرداختند.
اولین مطالعات در ایران نیز در این زمینه به تهیه اولین نقشه زیست شناسی اقلیمی توسط عدل 1339 برمی­گردد و بعد از آن مطالعات گوناگونی در زمینه آسایش حرارتی انسان انجام شده است.
شاخص سوزباد  جهت بیان ارتباط عدم راحتی انسان در اثر تأثیر مشترک باد و دمای هوا  و نیز پیش­بینی هواشناسی در ارتباط با پدیده­های محیطی ارائه شده است.

شاخص استدمن:
در سال 1971رابرت استدمن برای اندازه­گیری دمای حسی(حیدری و سعیدآبادی،2007) و دستیابی به تعادل حرارتی بدن انسان، شاخص سوزباد مطابق با باد و درجه حرارت را ابداع کرد(استدمن،1984) این شاخص در مقیاس قدیم و جدید از طریق روابط5 و 6 محاسبه می­شود:
(5)
: سرعت باد بر حسب متر در ثانیه،   V : شاخص سوزباد بر حسب درجه سانتی ­گراد ،    در رابطه فوق؛ احتقان پوستي
درجه حرارت بر حسب سانتی­گراد(کوئیل،1998). : T
(6)
شاخص سوزباد بر حسب درجه فارنهایت ،     در رابطه فوق V، سرعت باد برحسب مایل در ساعت  ، T: درجه حرارت  بر حسب فارنهایت (کوئیل،1998).
شاخص پاسیل و سایپل:
قدیمی­ترین روش برای محاسبه شاخص سوز باد به وسیله دو محقق آمریکایی پول سایپل و چارلز پاسیل در سال1939ابداع شد (گرین،2009) . این شاخص از رابطه 7 محاسبه می­شود:
(7)
در رابطه فوق : شاخص سوزباد  بر حسب درجه سانتی­گراد،  T:درجه حرارت بر حسب سانتی­گراد، V: سرعت باد  بر حسب متر در ثانیه محاسبه می­گردد(روشن وهمکاران،2010).
شاخص گرمای هدر رفت پاسیل وسایپل :
پاسیل و سایپل همچنین رابطه­ی دیگری در راستای هدررفت گرمای بدن انسان نیز در سال 1939 ابداع کردند  که در پژوهشهای مختلف از آن نیز استفاده می­شود و به شرح زیر می­باشد. رابطه 8:
(8)
V: سرعت باد به متر در ثانیه ، ؛ H مقدار دفع انرژی بر حسب کیلوکالری بر ساعت در متر مربع ، در رابطه فوق T: متوسط دما به درجه سانتی­گراد.
شاخص دمای معادل
این شاخص اثرهای درج  حرارت و فشار بخار و ارتباط همزمان این دو متغیر بر ارگانیسم انسان را ارزیـابی مـی­کنـد. درواقع، این شاخص درج  حرارتی است (در فشار ثابت هوا) که هم  بخار آب در آن دما متراکم شده باشد. این شـاخص بـه صورت رابطه­ی 9محاسبه می­شود (لوچیس و همکاران2016) :
(9)
در رابطه­ی 1،t درجه­ی  حرارت بر حسب سانتیگراد و  eنیز فشار بخار آب بر حسب هکتوپاسکال است. جدول  1مقادیر آستانه­ای را که برای شاخص دمای معادل درنظر گرفته شده نشان می­دهد.
جدول1.آستانه­ی احساس حرارتی شاخص دمای معادل

احساس حرارتی مقادیر شاخص ( برحسب درجه­ی سانتی­گراد)
سرد زیر 18-
خنک 18 تا 24-
 کمی خنک 24 تا 32-
آسایش 32- تا 44
کمی شرجی 44 تا 56-
شرجی بالای 56

شاخص دمای مؤثر
شاخص دمای مؤثر اثر مشترک متغیرهای دمای هوا، سرعت باد، و رطوبت نسبی را در شرایطی که انسان در سـایه قـرارگرفته باشد ارزیابی می­کند. اگر سرعت باد کمتر و مساوی با  2متر بر ثانیه باشد، شاخص دمای مؤثر از رابطه  10محاسـبه می­شود (مکوکا،1998) :
(10)
همچنین در شرایطی که سرعت باد بیش از دو متر بر ثانیه باشد، شاخص دمای مؤثر با رابطه 11 محاسبه می­شود:
(11)
در رابطه­ی 3،t  درجه­ی حرارت بر حسب درجه­ی سانتی­گراد، fرطوبت نسبی بر حسب درصد، و  vسرعت بـاد بـر حسـب متر بر ثانیه است. جدول 2 مقادیر آستانه­ای را که برای شاخص دمای مؤثر درنظر گرفته شده نشان می­دهد.
جدول 2. آستانه­ی احساس حرارتی شاخص دمای مؤثر

احساس حرارتی مقادیر شاخص
بسیار سرد کمتر از 1-
سرد 1 تا 9-
خنک 9 تا 17-
مطبوع 17- تا 21
آسایش 21 تا 23-
گرم 23 تا 27
داغ بالای 27

 احتقان پوستي
شاخص میانگین رأی پیش­ بینی شده
این شاخص یکی از مدل­های شناخته­ شده در زمین تشخیص آسایش حرارتی است که بر اساس داده­ های جمع آوری شـده در یک اتاق که متغیرهای اقلیمی آن تحت کنترل بوده­اند تعریف شده است.
از این شاخص می­توان در ارزیابی شـرایط آسایش حرارتی استفاده کرد. این شاخص از معادله­ی تعادل حرارتی  Fanger’s مشتق شده است. در بـرآورد ایـن شـاخص، علاوه بر متغیرهای اقلیمی، سطح فعالیت­ها و پوشش انسان نیز مد نظر قرار میگیرد.
در برآورد این شاخص از رابطه­های زیر استفاده می­شود (نیکولوپولو،2011):
در رابطه­ی 17 H  بصورت زیر محاسبه می­شود:
:  تبادل حرارتی همرفتی تعرق بر حسب  ؛
: تبادل حرارتی تبخیر تعرق برحسب   ؛
: تلفات حرارتی تبخیری تعرق برحسب   ؛
: تبادل حرارت تبخیری در سطح پوست (در زمان آسایش حرارتی) برحسب   ؛
: عایق پوشش لباس به طور متوسط برای تمام بدن برحسب   ؛
M: نوع سوخت و ساز بدن برحسب   ؛
: دمای سطح لباس بر حسب درجه­ی سانتی­گراد؛
: دمای متوسط بر حسب درجه­ی سانتی­گراد؛
W: نیروی مکانیکی مؤثر برحسب   ؛
e: تبادل حرارت تبخیری برحسب   ؛
H: تلفات حرارت خشک به صورت همرفت، هدایت، و تابش بر حسب  ؛
: فشار بخار جزئی هوا بر حسب پاسکال؛
: دمای هوا بر حسب درج سانتی­گراد؛
جدول 3آستانه­های حرارتی این شاخص را نشان می­دهد.
جدول 3.آستانه­های حرارتی انسان برا اساس شاخص میانگین رأی پیش­بینی شده

احساس حرارتی مقادیر شاخص( برحسب درجه­ی سانتی­گراد)
بسیار سرد کمتر از 5/3-
سرد 5/2- تا 5/3-
خنک 5/1- تا 5/2-
کمی خنک 5/0- تا 5/1-
آسایش 5/0 تا 5/0-
کمی گرم 5/1 تا 5/0
گرم 5/2 تا 5/3
بسیار گرم 5/2 تا 5/1
داغ بیشتر از 5/3

شاخص دمای معادل فیزیولوژیک
هم اکنون تعداد زیادی شاخص دما- فیزیولوژیک وجود دارد که از آن در مطالعات آب وهواشناسی توریسـم، برنامـه­ ریـزی شهری، پزشکی، زیست محیطی، و نظایر آن استفاده می­شود. یکی از مهم­ترین این شاخص­ها دمای معـادل فیزیولوژیـک است که به طور گسترده مورد توجه محققان قرار دارد.
دمای معادل فیزیولوژیک دمـایی اسـت کـه در آن بـیلان انـرژی انسان برای شرایط فضای سرپوشیده معادل دمای پوست و میزان تعریق تحت شرایط واقعـی فضـاهای آزاد اسـت. ایـن شاخص کاربران گوناگون را قادر می­سازد تا اثرهای ترکیبی شرایط حرارتی پیچیده در فضاهای آزاد را با تجـارب منـزل و مکان­های کسب و کار مقایسه کنند.
علاوه بر این، از این شاخص می­توان در هم اقلیم­ها و در طی سال اسـتفاده کـرد. متغیرهای جوّی مؤثر بر بیلان انرژی بدنـ شامل دما، رطوبت، و سرعت بادـ هر یک به شکل مناسـب در ایـن شـاخص منعکس شده ­اند.
همچنین، مقاومت لباس در برابر انتقال حرارت و تولید حرارت داخلی نیز در این شاخص به خـوبی لحـاظ شده است. این شاخص بر مبنای درجه­ی سانتی­گراد است. بنابراین، مقایسه و برنامه­ریزی بر مبنای ایـن شـاخص، بـه ویـژه برای برنامه ­ریزان شهری، آسان­تر است (جدول 4).
این شاخص را می­توان بـه صـورت دمـایی کـه در آن بـیلان انـرژی انسانی برای شرایط درون منزل در حالت تعادل با میزان تعریـق بـوده ارزیـابی کـرد.
از ایـن رو، شـاخص دمـای معـادل فیزیولوژیک کاربران را قادر می­سازد تا اثرهای مرکب شرایط حرارتـی فضـاهای آزاد را بـا تجـارب فضـاهای سرپوشـیده مقایسه کنند.
برای محاسب دمای معادل فیزیولوژیک نرم افزارهای گوناگونی طراحی شده است. در این میـان RayMan یکی از مناسب­ترین آنها به شمار می­رود(گومز و همکاران،2013):
احتقان پوستي
جدول 4. مقیاس حساسیت حرارتی بر اساس دمای معادل فیزیولوژیک(درجه­ی سانتی­گراد)

احساس حرارتی مقادیر شاخص( برحسب درجه­ی سانتی­گراد)
خیلی سرد کمتر از 4
سرد 8 تا 4
خنک 13 تا 8
کمی خنک 18 تا 13
آسایش 23 تا 18
کمی گرم 29 تا 23
گرم 35 تا 29
بسیار گرم 41 تا 35

آزمون واریانس تک متغیره
برای مقایس میانگین پذیرش بیماران قلبی- عروقی می­توان در هر یـک از شـرایط زیسـت اقلیمـی از آزمـون واریـانس تک متغیره استفاده کرد. اگر مقدار sigکمتر از 05/0 باشد، نشاندهندە­ی آن است که بین شرایط زیست اقلیمی با میانگین پذیرش بیماران قلبی- عروقی تفاوت معناداری وجود دارد؛
در غیر این صورت بین میانگین پذیرش بیماران بـا شرایط زیست اقلیمی تفاوت معناداری وجود ندارد (جکسون و براشرز، 1994).
آزمون­های تعقیبی جیمز- هاول و شفه
از کاربردِ آزمون­های تعقیبی تجزیه و تحلیل رد یا تأیید فرض صفر است که در آزمون آنالیز واریانس بـه کـار می­رود. بنابراین، برای مشخص کردن معناداری میزان اختلاف میانگین پذیرش بیماران قلبی- عروقی می­توان از این آزمون استفاده کرد.
زمـانی کـه  p-valueدر سـطح معنـاداری 95درصـد کمتـر از 05/0باشـد از آزمـون جیمـز- هـاول و در صـورت بزرگتربودن مقدار از آزمون شفه برای بررسی معناداری اختلاف میزان پذیرش بیماران با شرایط زیسـت اقلیمـی اسـتفاده می­شود (کرومری و لاروکا، 1995).
بحث و نتایج
تغییراقلیم پدیده ای است که در تمام ابعاد زندگی بشر را  تحت تأثیرخود قرار می­دهد. از جمله مواردی که می­توان از آنها بعنوان نشانه های تغییر اقلیم یاد کرد. افزایش دمای محیط، کاهش بارش، و افزایش تولید گازهای گلخانه ای از مهمترین نشانه های تغییرات اقلیمی در جهان هستند.
محيط زيست جهان همچنان با مسايل نگران کننده ای مانند آلودگي شديد جو، نازك شدن لايه ازن، بروز پديده گلخانه اي و گرم شدن كره زمين مواجه است و اثرات متعدد هر یک از آنها به اشکال گوناگون سلامت جسمی و روانی انسان ها را تهدید می کند.
این موضوعات نیز به نوبه خود بر سلامت روان و جسم افراد تأثیر بسزایی دارد. بعنوان مثال بارزترین پیامد انسانی گرمایش جهانی، شیوع بیماری ها و افزایش مهاجرت است که خود علاوه بر سلامت جسم بر سلامت روان و جامعه نیز اثرات نامطلوبی می گذارد.
مطالعات موسسه غیردولتی مخاطرات آب و هوا در آمریکا نشان می دهد افزایش موج گرما سبب تغییر در رفتارها و زیست انسان ها می شود. ادامه این روند که اغلب با آتش سوزی جنگل ها و در بعضی زمان ها با بارش های سیل آسا ظاهر می شود.
به ما این حقیقت را می­گوید که به دنبال این پدیده ها بیماری های مزمن و غیرمزمن و نیز شیوع حشرات ناقبل بیماری و باکتری های مضر افزایش می یابد. از جمله اثرات تهدید کننده  دیگری که این پدیده می­تواند داشته باشد تهدیداتی مانند افت ذخایر آب شیرین، از بین رفتن زمین های کشاورزی و تلف شدن دام و طیور وجود دارد؛ این موارد ادامه حیات را دشوار می کند.
در چنین اوضاعی سکونتگاه های ثابت کوچکتر  می­شود و جماعتی در معرض آسیب قرار می­گیرند. مانند زنان، کودکان و سالمندان بیشتر از این حیث رنج می برند؛ اگر برنامه های حمایتی مناسبی وجود نداشته باشد، سلامت اجتماعی و سپس جسمی آنان تهدید می شود.
ما از دولت ها انتظار داریم این شرایط ویژه را به خوبی درک کنند و اجازه ندهند افزایش گرما و گازهای گلخانه ای به سلامت انسان ها ضربه بزند. در این رابطه کشورهای ثروتمند وظیفه دارند از کشورهای فقیر حمایت کرده و خود را با شرایط جدید هماهنگ کنند. یکی دیگر از گزینه های اقلیم سلامت بحث آلودگی هوا می­باشد.
در این خصوص جامعه جهانی دیگر نمی‌تواند سلامت و بیماری را از مسائل کلان نظیر تغییرات آب و هوایی، مسکن نامناسب، نابرابری جنسیتی و نبود صلح و محرومیت اقتصادی جدا ببیند. سازمانی جهانی بهداشت تخمین می‌زند که بیش از ۷ میلیون نفر سالانه جان خود را در اثر آلودگی هوا که یکی از بزرگ‌ترین خطرات زیست محیطی است، از دست می‌دهند.
این تغییرات، کیفیت هوا و امنیت غذایی را کاهش داده و منابع آب و بهداشت کشورها را به خطر می‌اندازد. براساس مطالعات انجام گرفته می­توان گفت  فقط در آفریقا، اگر به این موضوع پرداخته نشود، تغییرات آب و هوایی می‌تواند هفت درصد از تولید ناخالص ملی را تا سال ۲۰۳۰ مصرف کند.
هدف از این مطالعات و تحقیقات کاملا روشن است. سلامت باید در دستور کار مسایل مرتبط با تغییرات آب و هوایی قرار گیرد. ضروری است با در نظر گرفتن همه عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر سلامت راهی برای نجات جان انسان ها پیدا کنیم.
بی تردید سلامت به ویژه در بُعد اجتماعی را می توان در مرکز توافقات مرتبط با تغییرات آب و هوا قرار داد. از منظر رهبران ۱۵۰ کشور عضو سازمان بهداشت جهانی بخش اعظمی از مشکلات سلامتی که جهان امروز با آن دست به گریبان است با تغییرات اقلیمی تشدید می شود.
براساس آمار و اطلاعات  هر سال ۲۵۰هزار نفر فقط به دلیل گرمایش زمین جان خود را از دست می دهند، در حالی که هر سال یک پنجم جمعیت جهان به این دلیل خانه و کاشانه خود را ترک می کنند.
آمارهای جابه جایی جمعیت ایران بیانگر این نکته است که در یک دهه اخیر بیش از ۵میلیون و۵۰۰ هزار نفر به دلیل خشکسالی سکونت گاه های خود را ترک و به حاشیه شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان و مشهد نقل مکان کرده اند.
در صورت تداوم این روند تا پایان سال ۱۳۹۵ جمعیت حومه کلان شهرها با رشد ۲درصدی مواجه می شوند که خود بیانگر افزایش مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. از جمله مباحثی دیگر که در حوزه اقلیم سلامت قرار می­گیرد.
بحث اقلیم دریایی سلامت می­باشد که در این مباحث مختصراً براساس شواهد و قرائن به آن اشاره می­شود:
اکنون، بیش از 60 درصد از جمعیت جهان در مناطق ساحلی زندگی می کنند و در حقیقت، رشد جمعیت انسانی در مناطق ساحلی دو برابر رشد کلّی جمعیت است. هشت شهر از دو کلان شهر جهان در سواحل قرار دارند.
در مقیاس جهانی، یک میلیارد نفر، زندگی خود را بر اساس ماهی بعنوان مهمترین منبع پروتئین حیوانی، بنا نهاده‎اند. مناطق ساحلی، بخش اعظم تنوع زیستی و باروری زمین را در خود دارند و از 13200 گونة ماهی، تقریباً 80 درصد از آنها در خط ساحلی زندگی می‎کنند.
از این رو، سلامت انسان در ارتباط با اکوسیستم دریایی و سلامت اقیانوس‎ها، از مباحث بسیار پیچیده و به هم تافته‎ای است که خود موضوع علم جغرافیای پزشکی قرار می‎گیرد که اگر آن را با موضوعات علوم آنتروپولوژی پزشکی، جامعه شناسی پزشکی و اقتصاد سلامت سرشته کنیم، درک ما از عوامل مؤثر در این ساختار پیچیده فزونی می‎یابد.
زیرا بیش از 34 درصد از سواحل جهان در وضعیت پرخطر و 17 درصد در وظعیت خطر متوسط در نتیجة فعالیت‎های توسعه‎ای انسان قرار دارند.
بخشی از این خطرات برخاسته از فعالیت های صنعتی و آلودگی‎های زیست محیطی برآمده از تغییرات محیطی است که در گسترة جهانی خود را نمایان نموده‎اند.
بنابراین، پرداختن به مقولة آب و هوای دریایی و سلامت انسانی، از دو دید قابل تعمّق می‎باشد؛ نخست شرایط طبیعی اقلیمی دریایی و اثرات آن بر انسان و دوم اثرات ناخوشایند فعالیت‎های انسانی بر گسترة اقلیم و سواحل دریایی.
موضوع نخست از مباحث جغرافیای پزشکی است که در متون پزشکی کهن نیز به آن برمی‎خوریم. به عنوان مثال، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در کتاب “قانون در طب” به عوامل جغرافیایی همچون عرض جغرافیایی، بلندی‎ها و پستی‎های زمین، کوهساران، دریاها، بادها و تأثیرات محیط زیست بر سلامت و بیماری انسان پرداخته است.
او در فنّ دوم (کتاب اول قانون و طب) در خصوص بیماری، علت و نشانه‎های آن، به اثرات دریا و آب و هوای دریایی بر مزاج و سلامت انسان و شیوه‎های استفاده از اقلیم محیط زیست دریایی برای حفظ سلامتی اشاره نموده است.
سیّد اسماعیل جرجانی نیز در الاغراض الطبّیه و المباحث العلائیّه، بهترین هواها را هوایی دانسته است که از بخار دریا برمی‎خیزد. این شواهد نشان می‎دهد که چقدر اطباء گذشته به اثرات آب و هوا بر مزاج انسان توجه نشان داده‎اند.
نوسان های آب و هوای دریایی و سلامت شناخت آب  و هوای دریایی به درک سیستم پیچیدة اتمسفر، زمین و اقیانوس وابسته است. اقیانوس مقادیر شگرفی گرما، آب شیرین و کربن را به خود جذب کرده و از این رو همچون “حافظه” اتمسفر و زمین نقش ایفا می کند.
هر چند که آب و هوا را می توان از اتمسفر پیش بینی نمود ولی این ترکیب پیچیدة اقیانوس، اتمسفر وتوده های خشکی است که در طولانی مدت، روند آب و هوایی را تعیین می کند. در فراتر از نقش اقیانوس بعنوان منبع آب، گرما و کربن، دنیای اقیانوس -به صورت فعال- بر اتمسفر تأثیر می گذارد که در بحث پدیدة ال نینو به آن خواهیم پرداخت.
اقیانوس همچنین نقش محیط کشت فیتوپلانکتون ها بعنوان جلبک هایی در مقیاس میکروسکوپی (Microalgae) را بازی می کند. فیتوپلانکتون‎ها به دلیل تولید اکسیژن بعنوان فرآوردة فتوسنتزی خود و در نتیجه تولید باروری اولیة زمین به میزان حدود 50 درصد، از ذخایر بی همتای کرة زمین هستند؛ چراکه غذاهای دریایی و صنعت ماهیگیری و در نهایت باروری جهان اقیانوسی، انعکاسی از باروری اولیة فیتوپلانکتونی است.
میزان بالای باروری پایدار آب های اقیانوسی به بازآفرینی منابع زیستی همچون اکسیژن، کربن، کانی ها و مواد مغذی بستگی دارد. این بازآفرینی، از طریق جریان رودخانه ها به دریا و زیر و رو شدن کف اقیانوس ها با جریان های بزرگ که آب را از سطح به سوی ژرفای تمام اقیانوس ها به حرکت در می آورند و نیز دوباره به سطح بر می گردانند، انجام می‎پذیرد.
بدون این “واژگونی” درگردش آب، آب های سطحی از مواد مغذی تهی شده و آب های عمیق نیز اکسیژن خود را از دست خواهند داد.
در مقیاس کلان، تنفس آب های عمیق، از طریق چرخه های تبخیر و رسوب، تبادل گرما، وزش بادها، هجوم آب شیرین از خشکی و انجماد و ذوب یخ ها صورت می گیرد.
همچنان که آب های سطحی سرد می گردند، چگالی یافته و فرو می روند و آب غنی از اکسیژن را به ژرفا می برند. این جریان ها موجب ایجاد پدیدة چینه بندی (Stratification) می گردند، یعنی آب های پرچگال تر (سرد یا شورتر) در زیر آب-های شناور (گرم و کمتر شور) می لغزند.
امّا این فرو رفتن برخاسته از تغییرات اتمسفری، فقط در جریان های باریک و متراکم روی می دهد یعنی جایی که آب به صورت گسترده به سوی سطح، جریان می یابد.
در نتیجه وقوع دائمی این پدیده (به صورت پایدار) توده های آب چینه شده به وجود می آیند.         احتقان پوستي
احتقان پوستي  احتمالاً پدیدة چینه بندی مهم ترین ویژگی فیزیکی اقیانوسی برای حیات در کرة زمین است، زیرا تعیین کنندة پراکنش مواد مغذی و اکسیژن می باشد.
هر چند که چگالی آب های عمیق، تنها 3/0 درصد از آب های سطحی بیشتراست، امّا این اختلاف برای جداسازی توده های آب و چرخش ذخایر تولید شده از فعالیت های زیستی کافی است.
باروری بیولوژیک به تولید مواد مغذی به آب های سطحی که نور کافی برای پدیدة فتوسنتز دریافت می کند، وابسته است.
مناطق با باروری بالا در مکان هایی بوجود می آیند که مواد مغذی و اکسیژن غنی آب های عمیق، با نیروهای فیزیکی، به سوی سطح آب رانده می شوند. این نیروهای فیزیکی شامل حرکت رو به بالا در نتیجه وزش باد یا جزر و مد می‎باشند.
در بعضی مناطق، جریان رو به بالا از طریق نیروی باد بر سطح دریا روی داده و آب را از ژرفای 100 متری یا بیشتر به سطح دریا می کشاند .
در آب های ساحلی و خورها، درون داد مواد مغذی از طریق جریان های رودخانه ای ممکن است غلبه یابد. چگالی پایین تر آب شیرین، این مواد مغذی را در سطح آب چینه بندی نموده و تولید گستره‎های با باروری بالای زیستی می کند.
چینه بندی توده های آب با درجه حرارت و شوری های متفاوت، بر آب و هوا و سامانه های آب و هوای منطقه ای اثر گذاشته و این نیز خود موجب اثر گذاری بر سلامت انسان از طریق ایجاد توفان های شدید و تغییرات در شرایط آب و هوایی می گردد که این پدیده نیز در گسترة عوامل عفونت زا تغییر ایجاد می کند.
تغییرات آب و هوا و بیماری های ارگانیسم‎های دریایی  نشان می­دهد که مرگ و میر جمعی – در نتیجة رخداد بیماری‎های گسترده – در گروه های عمدة ارگانیسم های دریایی گزارش شده است.
احتقان پوستي هر چند اطلاعات کنونی ما از شرایط اپیدمیولوژیک بیماری های رایج ارگانیسم های دریایی بسیار ابتدایی است ولی در مورد گروه های ویژه ای (مانند مرجان ها و پستانداران دریایی) می بینیم که فراوانی اپیدمی های گسترده و بیماری های نوپدید و جدید در میان آنها رو به گسترش است.
افزایش چشمگیر در شدت “ سفید شدن مرجان ها” در طی سال های 98-1997 با افزایش درجه حرارت در نتیجة پدیدة نوسانی ال نینو توأم بوده است.
چنین تنش های فیزیولوژیکی که به تغییرات آب و هوایی وابسته هستند، ممکن است موجب کاهش سطح مقاومت میزبان و افزایش فراوانی بیماری های فرصت طلب (Opportunistic) در میان آنها شود.

در پاتوژنز این بیماری های نوپدید در میان ارگانیسم های دریایی، فعالیت های انسانی و تغییرات آب و هوایی، هر دو مؤثر بوده و موجب انتقال فزایندة و گستردة گونه های پاتوژن شده و آنها را در معرض جمعیت میزبان‎های جدید قرار می دهند.
به زبان دیگر، نه تنها پاتوژن های جدید در نتیجة تغییر در درجه حرارت آب دریاها پدیدار می گردند، بلکه این تغییرات درجه حرارتی، موجب ایجاد استرس و فشار بر ارگانیسم های دریایی شده و توان آنها را برای رویارویی با عفونت ها کاهش می دهد.
اطلاعات موجود نشان می دهد که هنوز به پژوهش های گسترده تری برای درک ارتباط میان تغییرات آب و هوایی، آلودگی، پاتوژن های دریایی و مکانیسم های ایجاد کنندة مقاومت به بیماری در ارگانیسم‎های دریایی نیاز است.
به صورت شاخص، اثر این رخدادهای هواشناسی بر روی گونه های دریایی، در مورد مرجان ها کاملاً آشکار است زیرا بر اثر تنش های زیست محیطی دچار پدیدة سفید شدگی (رانده شدن جلبک همزیست) می گردند. احتقان پوستي
سفید شدگی مرجان‎ها در سال 1998، گسترده ترین و شدیدترین نوع از این پدیدة جغرافیایی ثبت شده در تاریخ می باشد که موجب مرگ و میر چشمگیر و فراگیر مرجان ها در جهان گردید. احتقان پوستي
استرس بسیاری از این مجموعه های مرجانی، برخاسته از در معرض قرار گرفتن آنها در درجه حرارت بالا، حاصل از نوسان ال نینو، به مدت طولانی بوده است.
احتقان پوستي گرچه در این گزارشات، از مرگ و میر به دلیل سفید شدگی یاد شده است ولی امکان دارد که مرگ بعضی از مرجان ها، حاصل عفونت‎های فرصت طلب بوده باشد.
از آنجا که در یک پاتوسیستم مرجانی، نوعی باکتری مشارکت داشته است، لزوم انجام پژوهش های فراتر، برای ارزیابی ارتباط میان سفید شدگی و بیماری ،جلوه می‎نماید.
احتقان پوستي  احتقان پوستي احتقان پوستي احتقان پوستي احتقان پوستي احتقان پوستي احتقان پوستي احتقان پوستي
تشکیلات مرجانی نقش مهمی در ارتباط دریا و سلامت انسان ها بازی می کنند. این تشکیلات، بعنوان سد دفاعی در برابر طوفان ها و شوری آب های زمینی عمل می نمایند و حیات مرجان، جهت حفاظت جمعیت های ماهی های دریایی، ضروری می باشد.
افزون بر این، هنگام رخداد ENSO در بروز نوسانی، بیماری صدف خوراکی شرقی (Crassostrea Virginica) به نام درمو (Dermo) که توسط انگل پروتوزوایی (Perkinsus Marinus) ایجاد می شود، مطرح گردیده است. در سراسر خلیج مکزیکو، یعنی جایی که درمو حالت اندمیک دارد، عفونت با (P. Marinus) شدیداً با چرخة ENSO ارتباط نزدیک دارد.
ممکن است، روند فزایندة گرما در زمستان، طیّ 25 سال گذشته، در ساحل شرقی ایالات متحدة آمریکا، در انتشار بیماری های درمو و MSX مؤثر بوده باشد.  بیماری MSX، بیماری صدف خوراکی است که توسط (Haplosporidium Nelson) ایجاد می شود.
به طور کلی، روند گرم شدن، شرایط زیست محیطی ای را بوجود می آورد که موجب گسترش رو به شمال (P. Marinus) به سوی جمعیت های میزبان مستعد جدید می‎گردد.
ال نینو /نوسان جنوبی (ENSO) و نوسان اطلس شمالی لانینو (NAO)در حوزه سلامت نیز بخشی از مطالعات اقلیم سلامت را بخود اختصاص می­دهد.
زمانی که تغییرات آب و هوایی در مقیاس های گسترده تر از یک سال پابرجا می ماند، اثرات شگرفی را بر سلامت انسان ایجاد می کند.
نوسان جنوبی (ENSO) ال نینو و نوسان اطلس شمالی (NAO)، مثال هایی هستند. از الگوهای آب و هوایی که در مقیاس بیش از یک سال روی می دهند.
ال نینو، هر 3 تا 7 سال روی می دهد؛ یعنی زمانی که بادهای رایج شرقی در منطقة گرمسیری اقیانوس آرام که به سوی غرب می وزند، از وزش باز می افتند.
این پدیده موجب منع جنبش رو به بالای آب های مغذی و سرد در منطقة استوایی اقیانوس آرام شرقی و مرکزی شده و موجب رها سازی منبعی از آب گرم در انتهای غربی خط استوایی می گردد.
این منبع آب گرم به سوی شرق از میان منطقة استوایی اقیانوس آرام به سوی نیمکرة غربی انتشار می یابد.
گاهی اثرات آب و هوای ناشی از ENSO بر سلامت انسان بسیار شدید است. آب گرم تر سطح دریا بلافاصله اثر خود را به صورت افزایش باران زایی در منطقه اقیانوس آرام شرقی و کاهش باران در بخش آسیایی نشان می دهد. استرالیا، خشک سالی های شدیدتری را به خود می بیند و بعضی از مناطق آفریقایی و هندوستان نیز دچار خشک سالی می گردند.
ناهمگونی درجه حرارت سطح دریا در منطقة استوایی اقیانوس آرام، مسئول واکنش جوی ای است که در چرخة بزرگتری در سراسر آمریکای شمالی سیر کرده و موجب افزایش در باران و توفان زایی در بخش‎های جنوب غربی و جنوب شرقی آمریکا می شود.
چنین تصور می رود که تغییرات در درجه حرارت و میزان باران در نتیجة پدیدة ال نینو موجب روی دادن گسترده رخدادهای (Outbreak) مالاریا و وبا می گردد.
پدیدة نوسانی “نااو NAO ” یک الگوی تغییرپذیری جوی در اقیانوس اطلس شمالی است که گسترة متغیری از مقیاس زمانی (شامل تعداد روز تا قرن) را بخود اختصاص می دهد.
این پدیده تا حدی وابسته به قدرت و ضعف مرکز کم فشار ایسلندی است که بر آب و هوای منطقة اقیانوس اطلس شمالی غلبه دارد (یعنی به صورت نتیجة آماری تغییراتی که در مسیر و شدت توفان های زمستانی که در اقیانوس اطلس شمالی شکل می گیرند). پدیدة NAO همچنین با انقلاب های استراتوسفری که در قطب شمال متمرکز است نیز همبستگی دارد.
شاخص NAO، با متغیرهای آب و هوایی بسیاری که با سلامت انسان بستگی دارند، مرتبط است. به ویژه درجه حرارت و رسوب گذاری در اروپای شمالی، شمال غربی آفریقا و خاورمیانه، تحت تأثیر این پدیده قرار می گیرند. احتقان پوستي
میزان رسوب گذاری و جریان رودخانه ای در منطقة دجله و فرات با NAO از خود همبستگی نشان می‎دهد. چنین مناطقی با منابع آب شیرین محدود، به این میزان تغییر بسیار حساس هستند.
احتقان پوستي از دهة 1960، فاز مثبت NAO مسئول خشک سالی در اروپای جنوبی و منطقة مدیترانه و کاهش ریزش باران در مراکش بوده است.
گرم شدن دریاها و بیماری های عفونی بیماری های برخاسته از آب (Waterborne) در مناطق ساحلی و دریایی بسیار به تغییرات آب و هوایی حساس هستند. در سال های 1998-1997، طیّ پدیدة ال نینو، احتقان پوستي
در لیمای پرو، تعداد پذیرش های بیمارستانی در نتیجة اسهال کودکان به دو برابر بیش تر از چهار سال پیش از آن افزایش یافت و برای هر یک درجه افزایش در درجه حرارت، تعداد پذیرش ها، 8 درصد افزایش از خود نشان داد.
در محیط های دریایی، آب گرم و مواد دفعی نیتروژنی، شرایط را برای شکوفایی رشد دینوفلاژله ها فراهم کرده و موجب ایجاد جزر و مد قرمز (Red Tides) می شوند. (مسمومیت هایی مربوطه در فصل بعد مورد بحث قرار خواهند گرفت).
بقا و پایداری میکروارگانیسم های دریایی، به شدت تحت تأثیر عوامل زیست محیطی است. احتقان پوستي
به ویژه، گرم شدن زمین توان ایجاد تغییر در پراکنش میکروارگانیسم های دریایی را فراهم می کند، زیرا پاتوژن ها که محدود به آب های گرمسیری هستند می توانند با افزایش گرمای آب های سطحی دریاها، به سوی قطب ها حرکت کنند. احتقان پوستي
احتقان پوستي برای مثال، پراکنش باکتری وبا (Vibrio Cholerae) درگسترده رخدادهای وبا با گرم شدن زمین ارتباط مستقیمی را از خود نشان می دهد.
نفوذ آب های گرم تر و آلوده تر ساحلی به رودخانه ها می‎تواند موجب مخلوط شدن آنها با آب آشامیدنی و بهداشتی گردد. آشکارا این رویداد در خلیج بنگال، هنگام بروز وبا در بنگلادش، قابل مشاهده است. احتقان پوستي
همچنانکه درجه حرارت خلیج بنگال روبه فزونی می گذارد، رشد پلانکتون ها در این خلیج نیز افزایش یافته و شرایط را برای رشد باکتری ای همچون ویبروکلرا فراهم می کند. احتقان پوستي
در حقیقت امروزه، ویبروکلرا بعنوان ساکن آب های رودخانه ای و خلیجی مناطق معتدل و گرمسیر شناخته می شود و با بکارگیری روش های ملکولی، این باکتری بعنوان زیستمند طبیعی محیط های زیست آبی محسوب می‎گردد.
جمعیت این باکتری هر سال (بهار و پاییز) هم زمان با شکوفایی پلانکتونی، دو برابر می شود. اکنون رودخانه ها، خورها و آب های ساحلی، به عنوان منبع آن نگریسته می شوند. احتقان پوستي
مشاهده گردیده است که باکتری در فاصله زمانی میان رخدادها، به صورت مرحلة خفته به زیست خود ادامه می دهد. احتقان پوستي
ارتباط میان افزایش درجه حرارت سطح دریا و آغاز اپیدمی کلرا گزارش شده و این حالت با الگوی فصلی وبا پس از افزایش و افت درجه حرارت سطح دریا به صورت فصلی مشاهده گردیده است. همچنین میان باکتری وبا و جمعیت پلانکتونی یک همبستگی وجود دارد: د
ر بهار، هنگامی که سطح آب گرم می‎شود، نخست پلانکتون ها با استفاده از نور خورشید و انرژی حرارتی افزایش می یابند. سپس، فزونی در پلانکتون ها با شکوفایی زئوپلانکتون ها توأم می گردد.احتقان پوستي
از این رو، عوامل پیچیدة درجه حرارت سطح دریا، سطح آب دریا، جمعیت های زئوپلانکتونی و دیگر عوامل محیطی، توانایی پیش بینی رخداد اپیدمی وبا را ایجاد می کنند که می‎توان زمان رخداد این اپیدمی را از طریق بررسی همه جانبه‎ی تغییرات آب و هوایی به وسیلة گیرنده های ماهواره ای و دیگر داده های زیست محیطی بدست آورد. احتقان پوستي
در یک فراگرد کلی، درک و مدل سازی نقش تغییرات آب و هوایی در پراکنش بیماری های عفونی، می تواند تکمیل کنندة درک جامع نگر نتایج حاصله از تغییر آب و هوای جهانی باشد.  پیشنهاد می­شود در این حوزه نیز  مشابه موارد مذکور مطالعات جامع تری انجام گیرد.

نتیجه گیری
آب و هوا یکی از عوامل مؤثر بر مرگ و میر انسان­ها است. تغییرات فصلی و روزانه مرگ و میر ارتباط مستقیمی با فراسنج­های اقلیمی دارد. یکی از مهم­ترین موضاعاتی که امروزه در ارتباط با اقلیم می­باشد بحث  مربوط به توسعه­ی شهرنشینی و آلودگی هوای شهری و متعاقب آن آب و هوای شهری می­باشد.
که در نتیجه­ی استفاده­ی روزافزون از سوخت­های فسیلی مولدهای حرارتی و فعالیت پالایشگاه­ها و صنایع می­باشد. احتقان پوستي
و انسان درهر شرایطی متأثر از محیط پیرامون خویش است، بنابراین عوامل اقلیمی با اثرات مطلوب و گاهی نامطلوب خود منجر به تغییراتی بر پیکر انسان نظیر هیپوترمی، آنفولانزا، بیماری­های قلبی، سکته مغزی، آسم، سالک و….. می­شوند.
در بحث همبستگی بین آلاینده های جوی با بیماریهای قلبی و عروقی نتایج تحقیقات مختلف نشان داد که همبستگی معنی­دار و قوی وجود دارد. بویژه این ارتباط بین میانگین ماهانه این عناصر با میانگین ماهانـه تعـداد فوت شدگان بیماری­های قلبی نیز زیاد می­باشد.در بیشتر مطالعات اقلیم سلامت از روش­های آماری استفاده می­شود.
لذا در این خصوص پیشنهاد می­گردد که از ترکیب این روشها با روش­های موجود در بهداشت سلامت و شاخص­های تعریف شده در این زمینه استفاده گردد.
تا بتوانیم به نتایج بهتری در این زمینه دست یابیم. بیشتر بیماریهای که در حوزه اقلیم سلامت مورد مطالعه قرار می­گیرد بیماریهای قلبی-عروقی، سکته مغزی، تنفسی، آسم، سالک و ناخنک می­باشد. احتقان پوستي
در حالیکه در زمینه تشعشعات خورشیدی و اثرات آن بر روی پوست انسان مطالعات کمتری صورت گرفته است همین طور در خصوص مطالعه ریزگردها و اثرات آن بر سلامت جامعه، لذا پیشنهاد می­شود که این موضوع در کشور ما که بخش اعظمی از آن را مناطق گرم با تابش خورشیدی بالا تشکیل می­دهد مورد مطالعه احتقان پوستي قرار گیرد.
پارمترهای آماری هواشناختی مختلفی در زمینه مطالعات اقلیم سلامت مورد استفاده قرار می­گیرد که مهترین این پارامترها عبارتند از: آمار هواشناسی شامل پارامترهای اقلیمی  (رطوبت نسبی، درجه حرارت، جهت باد و سرعت باد). احتقان پوستي
با توجه به نتایج مطالعات مذکور در حالت کلی پیشنهاد می­شود که هرکدام از موارد مذکور بطور جداگانه در زمینه یک کار تحقیقاتی مورد بررسی قرار گیرند. احتقان پوستي

منابع

  • انتظاری ع، صابر مقدم ع ، باعقیده م، میوانه ف ،(1393)، بررسی ارتباط عناصر آب و هوایی با بیماری ناخنک چشم در شهر مشهد، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی ،سال چهاردهم ،شماره 34، صص 174-159. احتقان پوستي
  • انتظاری م، اسکندری ف،(1393)، بررسی رابطه عناصر اقلیمی و میزان شیوع بیماری سالک جلدی در سطح شهرستان لارستان، مجله طب نظامی، دوره 16، شماره 2،صص104-99. احتقان پوستي
  • تقوی ه ، مساعدی ش (1391)؛مقایسه کارایی مدل های شبکه عصبی مصنوعی ورگرسیون خطی در پیش­بینی غلظت روزانه منواکسید کربن بر اساس پارامترهای هواشناسی همایش ملی جریان و آلودگی هوا صص6-1. احتقان پوستي
  • حجازي­زاده ز، مقيمي م، كاربرد اقليم در برنامه­ريزي شهري و منطقه­اي-انتشارات پيام نور- چاپ اول،1386.
  • خزاعی ا، کریمی ع، وحیدنیا م، (1391)، مقایسه دو روش مدل سازی با استفاده از شبکه عصبی-فازی در پیش­بینی غلظت آلاینده منواکسید کربن مجله محیط شناسی، شماره 9صص 29-44.
  • خورشید دوست ع، پور کاوه م، بیورانی ح،(1392)، تأثیر عناصر اقلیمی و آلاینده­ها بر روی بیماری­های سکته قلبی و آسم در شهر سنندج (2008-2001)، فصلنامه­ی علمی- پژوهشی فضای جغرافیایی، شماره 42، صص125-103.
  • دل­بندی ط، (1395)، تأثیر آلاینده­های هوای شهر تهران بر مرگ و میر ناشی از بیماری­های قلبی عروقی افراد بالای 60 سال، اولین همایش بین­المللی اقتصاد شهری( با رویکرد اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل) ، صص714-705.
  • زمرديان ج، كاربرد جغرافياي طبيعي در برنامه­ريزي شهري، منطقه­اي، انتشارات دانشگاه پيام نور،(1378) .

  • سلیقه م،کاخکی مهنه ح،(1393)، بررسی روابط بین عناصر آب و هوایی و نوسانات آلودگی هوا(مورد: شهر مشهد)،جغرافیا و مخاطرات محیطی ، شماره 14، صص 94-77.
  • شبانی ش، عزتیان و ، (1390)، رابطه بین بیماری­ها با عناصر اقلیمی و آلاینده­های جوی در استان اصفهان،سپهر ، دوره بیستم ،شماره هشتادم ،صص 56-47.
  • غياث الدين م (تأليف)، آلودگي هوا- انتشارات دانشگاه تهران- چاپ ، 1385 ، اول
  • قلی­زاده م ، فرج­زاده م، دارند م، (1388)، ارتباط آلودگی هوا با مرگ و میر جمعیت شهر تهران، مجله پژوهشی حکیم ،دوره دوازدهم ، شماره دوم،صص71-65.
  • لشنی­زند م، غلامرضایی س، (1392)، بررسی ارتباط متغیرهای اقلیمی و بروز حملات آسم منجر به بستری در بیمارستان کودکان شهر خرم­آباد از سال 1379 لغایت 1387، فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان ،دوره پانزدهم ، شماره 1
  • محمدی ح،(1385)، ارتباط عناصر اقلیمی و آلاینده­های هوای تهران با مرگ ومیرهای ناشی از بیماری­های قلبی( دوره­ی مطالعاتی1999-2003)، پژوهش­های جغرافیایی، شماره 88،صص 66-47.
  • محمدی ح، اویسی راد ح، (1389). بررسی ارتباط عناصر جوی و آلاینده co بر مرگ و میر ناشی از بیماری­های تنفسی در افراد زیر12 سال شهر تهران، فصلنامه علمی پژوهشی،صص 55-33.
  • محمدی ح، خوش اخلاق ف، گلی­زاده ن (1394) ، واکاوی آماری آلاینده­های هوا و عناصر جوی با فوت شدگان ناشی از بیماری­های قلبی شهر تهران، مطالعات برنامه­­­ریزی سکونتگاه­های انسانی، سال دهم ، شماره 33صص،11-
  • محمدی ح،(1385)، ارتباط عناصر اقلیمی و آلاینده­های هوای تهران با مرگ ومیرهای ناشی از بیماری­های قلبی( دوره­ی مطالعاتی1999-2003)، پژوهش­های جغرافیایی، شماره 88،صص 66-47.
  • میوانه ف، اکبری ا، باعقیده م،(1393)، ارتباط بین شاخص­های آسایش حرارتی و مرگ و میر ناشی از بیماری­های قلبی. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد،شماره هشتم،صص 942-932.
  • هوش­ور ز، پاتولوژي جغرافياي ايران- انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد- چاپ اول، 1381.
  • یاوری ح، سلیقه م، (1390) سطوح وارونگی در آلودگی­های شهرتهران تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی؛ شماره ،21صص 119 -74.
  • Heidari H, Saeedabady R. Zoning Of Wind Chill Of The North West And West, Geographical Research, 2007;No62 ,Winter. 93-107 [Persian].
  • Heinsohn, R.J. and Kabel, R.L. (1999), sources and control of Air Pollution Prentice Hall new jersey pp652-666
  • Groen G. Wind chill equivalent temperature (WCET) Climatology and scenarios for Schiphol Airport. Climate services KNMI, 2009; 1-16.
  • Gomez, F.; Cueva, A.P.; Valcuenda, M. and Matzarakis, A. (2013). Research on ecological design to enhance comfort in open spaces of city (Valencia, Spain), Utility of the Physiological Equivalen Temperature (PET),Ecological Engineering, 57: 27-39.
  • Jackson, S. and Brashers, D.E. (1994). Random factors in ANOVA, Thousand Oaks, CA: Sage Publications.
  • Kromrey, J.D. and La Rocca, M.A. (1995). Power and Type I error rates of new pairwise multiple comparison procedures under heterogeneous variances, Journal of Experimental Education, 63: 343-362.
  • . Lucchese, J.R.; Mikuri, L.P.; De Freitas, N.V.S. and Andreasi, W.A. (2016). Application of selected indices on outdoor thermal comfort assessment in Midwest Brazil, International Journal of Energy and Environment (IJEE)7(4): 291-302.
  • Makokha, G.L. (1998). Variations of the Effective Temperature Index (ET) in Kenya, GeoJournal, 44(4): 337-343. Mivaneh, F.; Akbari, E. and Baaghideh, M. (2014). The relationship between heat and mortality from heart disease, Mashhad University of Medical Sciences, 57(8): 932-942.
  • Mohammadi H, Saidi A. Biomarkers to Assess Climate Affecting Human Comfort: A Case Study in Qom, Journal of Environmenta Studies, the Thirty-Fourth Year, 2008; 47: 86-73. [ Persian].
  • Nikolopoulou, M. (2011). Outdoor thermal comfort, Frontiers in Bioscience, S3(4): 1552-1568.
  • Quayle RG, Steadman R G. Notes and Correspondence the Steadman Wind Chill: An Improvement over Present Scales. American Meteorological Society, 1998; 1187-1193
  • Roshan GR, Mirkatouli G, Shakoor A, Mohammad-Nejad V. Studying Wind Chill Index as a Climatic Index Effective on the Health of Athletes and Tourists Interested in Winter Sports. Asian Journal of Sports Medicine, 2010; 1 (Num 2): 108-116.
  • Steadman RG. A universal scale of apparent temperature. Journal Climate Application Meteorology; 1984; 23: 1674-1687.
  • http:// hamshahrion line.Ir/ham news.
  • http://arshir.blogfa.com.

A Review of Indices  and Existing  Relationships for Studies of Diseases Climate-Related

Abstract

Generation and emission of greenhouse gases, changes in climate patterns and the results of these two, including environmental pollution, temperature changes, natural disasters, and increased prevalence of various diseases, have a significant impact on human health. The severity of the climate change and the inevitable effects of it is increasing every day and poses a major threat to human physical and mental health. In a situation where no country in the world is exposed to harmful effects of climate change on health, the proper decision to manage these changes is a universal necessity. All parts of society can play their portion in confronting these changes and their harmful effects, which is why it is crucial to learn how to make the right decision in this area. A study in the health area is cardiovascular, stroke, respiratory, asthma, septicemia, and fungus. However, there are other diseases in this filed, including marine diseases, diseases caused by changes in the northern and southern fluctuations, diseases caused by microspheres and etc, for all these diseases, a number of meteorological parameters, statistical methods and a series of indicators are used. Therefore, in this research, we tried to review the past health studies in the country.

Keywords: Climate of health, disease, index, climate change

[1]

[2] Physiological Equivalent Temperature

[3] Olgay

اشتراک:

درباره نویسنده

نظرات بسته اند

برچسب‌ها : % % % % % % % % % % % %
Call Now Button